زندگی باید کرد
زندگی باید کرد

فضای مجازی هم مثل هر عامل دیگری دارای معایب و محاسنی است، اگر از استفاده های ناصحیح و معایب مخرب آن گذر کنیم، یکی از محاسنش سهولت در تشخیص رفتارهای جامعه است. واکنش های اکثریت جامعه به حوادث و رخدادها که از میزان درک و علم و آگاهی آنها نشات می گیرد، بزرگترین معرف هویت […]

فضای مجازی هم مثل هر عامل دیگری دارای معایب و محاسنی است، اگر از استفاده های ناصحیح و معایب مخرب آن گذر کنیم، یکی از محاسنش سهولت در تشخیص رفتارهای جامعه است.

واکنش های اکثریت جامعه به حوادث و رخدادها که از میزان درک و علم و آگاهی آنها نشات می گیرد، بزرگترین معرف هویت و شخصیت اجتماعی است.

طی چند روز گذشته بسیاری از پیام های ارسالی همتبارانم یادبود حماسه ۲۲ تیرماه و فتح تهران توسط سرداران و سربازان مشروطه خواه با تاثیرات پررنگ بختیاری ها بود و جالب اینکه در این ایام کارون شریان زندگی خوزستان و چهارمحال بختیاری بخاطر انشعاب گیری متعدد از سرچشمه کارون خشکید.

برای بنده جالب بود دقیقا ما بختیاری ها به چه چیز فتح تهران افتخار می کردیم؟

یا اینکه واکنش های احساسی همتبارانم به سردیس های مفاخر بختیاری در پارک تهران و از همه جالب تر شعرخوانی و نمایش های آقا و خانمی با لباس بختیاری در کنار سردیس ها!

ما اینجا برای اتفاق ۱۱۰ ساله و چهار سردیس ۱ متری احساس غرور می کردیم و جای دیگر کشور با فرهنگی دیگر و ادعای مجازی کمتر، در حال رقص و پایکوبی برای بازپس گیری زاینده رود!

براستی این باد کاذب چیست؟

این ارضای حداقلی، این حواس پرتی، این بی تفاوتی نسبت به پیرامون حتی نسبت به حق اصلی و اولیه زندگی آب، از کجا شروع شد و به کدام فرهنگ و تربیت غلط ما مرتبط است؟

آیا سردار بی بی مریم، علیمردان خان و غیر و ذالک هم این چنین تفکرات کوتاه و زودگذری داشتند؟

آیا با یک تندیس و یا یک سردیس و یا یک ساز بختیاری صداگذاری شده روی کلیپ قدیمی سواران بختیاری قانع و راضی می شدند؟

آیا بخاطر کم کاری و قصور خود و همچنین بلد نبودن الفبای سیاست و عدم داشتن قدرت چانه زنی و نتوانستن پیدا کردن جایگاه و پایگاه سیاسی در راس مملکت، با شعار نژاد کوروش و زرتشت و برنو و اسب و زین و… خود را فریب می دادند و منزوی می شدند؟

نمی توان با قهر و ساختن جایگاه خیالی رفیع مجازیِ نژادی، زندگی کرد، نتیجه این افکار خودکشی، بیکاری، اعتیاد، زجر و بدبختی اجتماعی، بهداشتی، رفاهی و…می شود.

باید برنامه داشت و تعصبات را خرج برنامه ها کرد، باید پذیرفت و باید آموخت…باید زندگی کرد!

تا کی و کجا باید تنبیه شویم و متوجه نشویم؟تا کجا به این درک برسیم که باید به همدیگر اعتماد کنیم و در عین حفظ فردیت مان، متحد باشیم؟

اینجا هیچ کس بجز ما مقصر نیست، زندگی باید کرد!

یوسف صیفوری
۱۴۰۰/۰۴/۲۳