ایران باید از خیر صنعت دامداری بگذرد؟
ایران باید از خیر صنعت دامداری بگذرد؟

نویسنده : دکتر فاطمه پاسبان استاد وعضو هیات علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی ومنابع طبیعی خراسان رضوی قیمت تمام شده هر کیلو گوشت قرمز برای دامدار بین ۱۰۰ تا ۱۱۵ هزار تومان است و قیمت فروش آن ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان. این یعنی دامدار روی هر کیلو گوشت، ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان […]

نویسنده : دکتر فاطمه پاسبان استاد وعضو هیات علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی ومنابع طبیعی خراسان رضوی

قیمت تمام شده هر کیلو گوشت قرمز برای دامدار بین ۱۰۰ تا ۱۱۵ هزار تومان است و قیمت فروش آن ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان. این یعنی دامدار روی هر کیلو گوشت، ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان ضرر می‌دهد و همین عاملی است که بسیاری از دامداران را وادار به خروج از این شغل کرده است

ضرر تولید، کمبود و گرانی نهاده دامی و مشکلات دیگر عواملی است که صنعت دامداری را چه در بعد کوچک و چه در بعد بزرگ آن به یک صنعت زیان‌ده تبدیل کرده است. آنچه می‌خوانید روایت فاطمه پاسبان، کارشناس اقتصادی از وضعیت این صنعت است.

صنعتی که باید از خیر آن گذشت!

صداهایی می‌آید، گلایه چند نفر باهم‌، گاهی تک صدا با صوت بلند، همهمه‌هایی که تشخیص پیام این صداها کار ساده‌ای نیست، یکی کهنسال از بازنشستگی هم گذشته یکی جوان یکی میان سال یکی زن و یکی مرد. فقط صداها را می‌شنوی و صورت‌هایی که غم زیادی در چشمان آن نشسته است و مستاصل شده.

‌اجازه نمی‌دهند یکی یکی صحبت کنند، هر کسی می‌خواهد زودتر بگوید‌، گویی آتش‌فشانی به مرحله انفجار رسیده و با صدای بلند می‌خواهد خالی شود. دامداران همه از شرایط موجود گله دارند. یکی می‌گوید دیگر دامداری صرفه اقتصادی ندارد‌، یکی می‌گوید‌ به خاطر نگهداری از دام‌ها مجبور شدم بیشتر از نصفشان را بفروشم تا خرج بقیه دام‌ها را بدهم.

دیگری کلا از خیر دامداری گذشته اما هیچ مشتری برای دام‌هایش پیدا نمی‌کند. می‌گوید همین الان حاضرم همه دام‌هایم را به قیمت بفروشم اما کو خریدار؟

نگهداری دام دیگر برای دامداران صرفه اقتصادی ندارد. یکی از دامداران می‌گوید قیمت خوراک دام چند برابر شده. گوسفند را که بفروشی، هزینه نگهداری و خوراکش هم نمی‌شود. هویج پرورش دهیم سودش بیشتر از گاو و گوسفند است.

اما گِله دامدار دیگر این است که حتی این خوراک دام ناخالصی دارد و کیفیتش مثل قبل نیست.

سال گذشته بود که وزارت جهاد کشاورزی دامدار کارت صادر کرد. کارتی با اعتبار ۲۰۰ میلیون تومانی که با آن می‌شد برای دام خوراک تهیه کرد. اما گویا دامدارکارت‌ها نصیب دیگران شده است. دیگری گله می‌کند که مگر با همان ۲۰۰ میلیون برای چند وقت دام می‌توان خوراک خرید؟ آن هم در شرایطی که هر روز قیمت خوراک دام بیشتر و بیشتر می‌شود.

این تنها روایت یک روستای کوچک است. دیگر روستاها هم تا چشم کار می‌کند و گوش می‌شنود روایت دامداران همین است. شرایط در برخی روستاها از بقیه بدتر است چون حتی مراتع دامداری هم به دلیل خشکسالی از دست رفته و در برخی دیگر فقط اندکی شرایط بهتر است.

نسخه واحد برای شرایط متفاوت

اما سوالی که وجود دارد این است که در شرایط کمبود و گرانی نهاده‌های دامی و روزگار خشکسالی، مشکل دامداران را چگونه باید برطرف کرد؟ دامدارانی که سالیان سال از همین شغل امرار معاش کرده‌اند و بخشی از تقاضای بازار را جواب داده‌اند. حالا با این شرایط گرانی نهاده و کمبود آن و عدم همخوانی قیمت بازار با قیمت تمام شده چه باید کرد؟

سوال دومی که مطرح می‌شود این است که آیا برای دامداری که در بدترین شرایط اقلیمی سال‌هاست با خشکسالی درگیر است، می‌توان همان سیاست و نسخه‌ای را پیچید که برای دامدار فعال در اقلیم غیرخشک و بارانی؟ مگر می‌شود ‌یک الگوی تغذیه و خوراک برای همه دام‌ها در شرایط متفاوت اقلیم و فضا داشت و چرا بر داشتن یک سیاست یکسان تاکید داریم؟

دامداران خود را ورشکسته می‌دانند و اظهار می‌کنند ادامه روند فعلی بدون حل مشکلات موجود، در آینده نزدیک منجر به بحران دامداری می‌شود و فروش دام مولد ضربه بزرگی به صنعت دامپروری ایران وارد می‌کند.

ریشه همه این صداها به زمانی برمی‌گردد که سیاستی اجرا شد به نام «جراحی اقتصادی» با اهدافی که تحقق آنها نه با یک ابزار بلکه نیازمند تغییر اکوسیستم اقتصادی و اجتماعی‌ فعالیت‌های زنجیره‌ای و شبکه‌ای مرتبط به زیربخش دام و طیور بود. قرار بود با جراحی اقتصادی چند رویای خوب اتفاق بیفتد:

۱- بهبود معیشت مردم و توانمندسازی اقشار ضعیف و محروم

۲- جلوگیری از فساد و رانت و قاچاق کالاهای اساسی

درمان درد به شیوه کاملا اشتباه

همان ابتدا بارها گفته شد آزادسازی یکباره نرخ ارز، باعث افزایش تورم می‌شود، این تورم به بخش تولید دام سرایت می‌کند و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد و چون توان افزایش قیمت گوشت در جامعه وجود ندارد، نمی‌توان افزایش هزینه‌های تولید را با افزایش قیمت گوشت جبران کرد. همان زمان هشدار دادیم که نتیجه این طرح، کاهش تعداد دام و تضعیف دامپروری است.

این اتفاق افتاد و بر اساس پیش‌بینی دامدار، قیمت خوراک دام چندین برابر شد اما قیمت گوشت به اندازه تورم خوراک دام، واکسن، دارو و … افزایش نیافته است. در این شرایط دامداری، برای هیچ‌کدام از دامداران صرفه اقتصادی ندارد.

از طرف دیگر، از بین بردن فساد و رانت و قاچاق با یک ابزار سیاستی یعنی آزادسازی اتفاق نخواهد افتاد چراکه هنوز فساد و رانت برای توزیع خوراک و استفاده از تسهیلات بانکی (افرادی که دامدار واقعی نیستند ) وجود دارد. به نوعی که فساد و رانت از شکلی به شکل دیگر دگرگیسی یافته است.

مساله اصلی در این میان، خشکاندن ریشه‌های اصلی فساد و رانت است نه معلول‌ها که در این میان به ریشه‌های فساد و رانت توجهی نشده است‌. اگر قرار باشد با فساد و رانت و قاچاق‌ برخورد درست و علمی شود لازم است بسترهای ایجاد فساد و رانت و قاچاق شناسایی و بهترین راهکار انتخاب شود‌.

آیا می‌شود ادعای برخورد قاطع با فساد و رانت و قاچاق را داشت اما سیستمی نداشت که از طریق آن بتوان بررسی کرد که هر کالا و محصولی از کدام بازیگر به کدام بازیگر دیگر (دست به دست شدن)، با چه قیمتی و با چه فرآیندی منتقل می‌شود تا بتوان علل اصلی فساد و رانت و قاچاق را دریافت و برای حذف آن برنامه‌ریزی کرد؟

راهکار اصلاح بازار چیست؟

پیامد و نتیجه جراحی اقتصادی، مستاصل شدن دامداران و نبود یک بسته سیاستی مناسب و کارآمد است تا از طریق آن بتوان هم از بحران موجود عبور کرد و هم به یک منطقه امن رسید که در آن هم فعالیت دامداران پایدار است و هم صرفه اقتصادی دارد.

گرچه نمی‌توان صرفه اقتصادی ثابتی را مدنظر گرفت اما می‌توان دامنه سود متعارفی را برای فعالیت دامپروری به وجود آورد که پایداری زنجیره ارزش گوشت قرمز امکان‌پذیر شود. نمی‌توان انتظار داشت با تورم فزاینده کنونی و کاهش توان اقتصادی مردم، امکان افزایش قیمت گوشت در بازار ممکن وجود داشته باشد.

از طرف دیگر بر اساس آمار مرکز آمار ایران در بخش دامداری سنتی، در سه ماهه اول سال ١۴٠١، متوسط قیمت یک کیلوگرم گوسفند و بره زنده ۷۰ هزار تومان و یک کیلوگرم گاو پرواری زنده ۶۹  هزار تومان بوده که به ترتیب نسبت به فصل مشابه سال قبل ۴١,۶ و ۵۶.۴ درصد افزایش داشته‌اند.

به عبارتی متوسط قیمت تولید‌کننده پرورش دام افزایش داشته است. قیمت کنونی خرید هر کیلو دام از دامدار ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان است که به گفته دامدار هزینه تولید را هم پوشش نمی‌دهد. چراکه هزینه تمام شده تولید برای دامدار بین ۱۰۰ تا ۱۱۵ هزار تومان است.

با توجه به شرایط موجود چندین چالش اصلی‌، صنعت دامپروری را با تهدید جدی مواجه می‌کند:

۱- نوسان نرخ ارز که به دلیل وابستگی خوراک دام به واردات باعث افزایش قیمت خوراک دام می‌شود.

۲- عدم توجه به کاشت و احیای مراتع توسط مردم به شکل اصولی برای تغذیه دام‌ که هم تخریب بیشتر مراتع را به همراه دارد و هم امکان تغذیه دام را کاهش می‌دهد‌.

۳- عدم توجه به ضریب تبدیل خوراک دام (در ازای خوراک دریافتی هر دام چقدر گوشت تولید می‌شود)که بالا بودن آن باعث افزایش هزینه تولید یک کیلو گوشت می‌شود. این موضوع به خصوص برای دامداران متوسط و کوچک مقیاس قابل توجه است. درکنار آن توجه ناکافی به نژادهای دام که بازدهی بالا را داشته باشند.

۴- مبلغ نقدینگی مورد نیاز صنعت دامپروری پس از حذف ارز دولتی افزایش یافته و به دلیل کمبود سرمایه در گردش واحدهای‌ دامداری با مشکلات عدیده‌ای‌ برای خرید خوراک دام برای دوره پرروش دام روبرو است. اخذ وام از بانک‌ها با مشکلاتی همچون داشتن ضامن کارمندی و چک و نرخ سود بالا همراه است.

۵- سهمیه خوراک دام دولتی در نظر گرفته شده برای تغذیه دام‌ها با تعداد دام، ضریب تبدیل خوراک، شرایط اقلیمی، نژاد دام و بسیاری از عوامل دیگر متناسب نیست.

۶- به دلیل گرانی خوراک دام‌، دامداران به تغذیه دام از طریق نان، ضایعات نان و یا آرد و یا سایر پسماندها (که آلوده و غیربهداشتی است) روی آورده که از طرفی تهیه غذای سالم را به خطر انداخته و ازطرف دیگر تقاضا برای نان و آرد را افزایش می دهد‌.

۷- تعیین سهمیه برای دامدار بر اساس اطلاعات گذشته و از طریق منابع اطلاعاتی دام‌های پلاک‌گذاری شده در سامانه مرکز اصلاح نژادی و بیمه است و اطلاعات روزآمد در اختیار نیست.

۸- کاهش توان و قدرت خرید خانوار و کاهش مصرف گوشت که زنجیره ارزش گوشت قرمز را با مخاطره جدی روبرو و امنیت غذایی کشور و امنیت معیشتی بازیگران زنجیره را تهدید می‌کند.

۹- کاهش دام‌های مولد خود عامل بحران صنعت دامپروری در آینده خواهد بود.

 آموزش، ترویج، انتقال یافته‌های تحقیقاتی و فناورانه به بخش دام و طیور متناسب با نیازهای واقعی دامداران (کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس) نیست.

برای پیشگیری از بحران صنعت دامپروری و مدیریت مشکلات موجود ضرورت دارد در خصوص سهمیه خوراک دام، تامین نقدینگی و سرمایه در گردش، افزایش بهره‌روی و کاهش قیمت تمام شده گوشت‌، بسته سیاست‌های حمایتی مناسب برای بازیگران زنجیره ارزش با هدف افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه تولید‌، مدیریت بازار خوراک دام (خوراک استاندارد، قیمت منصفانه) و نیازسنجی آموزش‌های مهارتی و کاربردی بخش دام بر حسب دامدار و منطقه (کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس) و طراحی شیوه‌ها و نظام نوین آموزش و ترویج و تحقیق در مزرعه و محل تولید و فعالیت توجه خاصی شود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : تجارت نیوز