ایران ؛رتبۀ اوّل اقتصاد جهان
ایران ؛رتبۀ اوّل اقتصاد جهان

  گفت: من طرحی برای مدیریت اقتصاد جهانی دارم. بنا به این طرح من پیشنهاد می کنم مدیریت اقتصادی جهان را به ما بسپارند. من تضمین می دهم جایگاه اقتصادی ایران را به رتبۀ اول جهانی برسانم. گفتم: با چه ساز و کاری و با کدام مدیران کارآمد؟ گفت: اوّلاً مدیریت کلّ اقتصاد جهانی را […]

 

گفت: من طرحی برای مدیریت اقتصاد جهانی دارم. بنا به این طرح من پیشنهاد می کنم مدیریت اقتصادی جهان را به ما بسپارند. من تضمین می دهم جایگاه اقتصادی ایران را به رتبۀ اول جهانی برسانم.

گفتم: با چه ساز و کاری و با کدام مدیران کارآمد؟

گفت: اوّلاً مدیریت کلّ اقتصاد جهانی را به حاج محسن خودمان می سپاریم. سپس هر یک از مدیران شرکت های دولتی خودمان را به مدیریت یکی از کشورهای بزرگ صنعتی جهان می گماریم.من قول می دهم ظرف یک سال ایران داری رتبۀ اوّل اقتصاد جهانی می شود!

گفتم: مدیریت اقتصاد ایران را به کدام مدیر می سپاری؟

گفت: مهم نیست!سر چهارراه یکی از دستفروش ها را پیدا می کنیم و او را یکراست پشت میز مدیریت اقتصاد کشور می نشانیم!

گفتم: آیا یک دستفروش عامی در میان همه مدیران کارکشته و باتجربه اقتصادی در سطج جهان می تواند با آنان رقابت کند؟

گفت: تو بیا اوّل عملکرد درخشان(!!!) این مدیران اقتصادی را طی یک سال ببین!بعد داوری کن! انتشار اعداد و ارقام زیان انباشته شرکت های دولتی نشانگر آن است که مدیریت دولتی چه بر سر دارایی های دولتی و در واقع بیت المال این کشور آورده است.

با نگاهی اجمالی بر زیان های انباشته چند هزار میلیارد تومانی شرکت های بزرگی همچون آب منطقه ای ،راه آهن جمهوری اسلامی ایران،سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای،سازمان مرکزی تعاون روستایی ،شرکت های بهره بردار در زمینه نفت و گاز و پالایش ،شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران ،شرکت ملی پست و صدها شرکت دیگر ،بی کفایتی مدیران ناکارآمد دولتی عیان تر می شود و ذهن انسان را به سمت این نظریه می برد که شرکت دولتی یعنی منبع تولید رانت ،یعنی مفسده و ….

با شرایط موجود در بهره وری پایین شرکت های دولتی و عملکرد ضعیف مدیران این بخش در حیف و میل کردن منابع و ایجاد رانت های مختلف بیش از ۷۰درصد بودجه کشور را به خود معطوف نموده و رقم ۳ هزار هزار میلیارد تومان در سال جاری را به عنوان تعهدات جاری و الزام آور به بودجه تحمیل نموده اند تا کشور از عمران و آبادانی تنها سهم ناچیزی را داشته باشد.

گفتم: بس کن که دیگر طاقت شنیدن این آمار و ارقام را ندارم!

گفت: جالا پذیرفتی که مدیریت یک دستفروش در میان این همه مدیر مجرّب می تواند بدرخشد؟!

گفتم: باز هم سیاهنمایی کردی؟

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان