پاسخ حسین موسویان به نقد جوان از وی
پاسخ حسین موسویان به نقد جوان از وی

در پی درج مطلبی در ستون ویژه های روزنامه جوان درتاریخ اول شهریور1401 تحت عنوان "مدافع ایران یا وکیل اروپا"،که در آن به بخشی از سخنان سیدحسین موسویان دراجلاس دوحه انتقاد شده بود، این دیپلمات سابق به ارسال جوابیه ای به انتقاد جوان پاسخ داد.

موسویان نوشته: اینجانب درکنفرانس دوحه و درتمام سخنرانیها و مقالات و کتب منتشره خود درسالهای گذشته این واقعیت را درگسترده ترین سطح ممکن برای افکارعمومی جهانی تشریح کرده ام که ” آمریکا و اروپا با سیاستهای غلط میخ برتابوت روابط ایران با غرب کوبیده اند و غرب نیزعامل شکست برجام است”. درسخنرانی اخیر کنفرانس دوحه نیز برای اثبات این واقعیت سه محور کلیدی را مطرح کردم:
اول اینکه همه دولتهای قبل از دولت آقای رئیسی تلاش کردند که بالانسی درروابط با بلوک شرق و غرب برقرارکنند و همه نیز شکست خوردند آنهم بخاطر:

۱-سیاستهای خصمانه آمریکا علیه ایران،
۲-خرابکاری های اسرائیل علیه ایران،
۳-فشاربرخی ازکشورهای عربی همسایه به آمریکا برای تحریم وحتی حمله نظامی به ایران .
لذا کاملا روشن ساختم که غرب واتحاد عبری و عربی مقصر است و اینکه مقام معظم رهبری هم دست همه دولتهای گذشته را برای تحقق بالانس درروابط ایران با بلوک غرب و شرق بازگذاشتند.
دوم اینکه تصریح کردم که در موضوع برجام، ایران به تعهداتش عمل کرد و این ترامپ بود که ازبرجام خارج شد و اروپا هم تسلیم تحریمهای ترامپ شد و بعد از این مرحله بود که مقام معظم رهبری فرمودند به اروپا هم اعتمادی نیست. درسخنرانی مذکور این مطلب را عینا از فرمایشات مقام رهبری برای حضار خواندم:
“اروپایی‌ها به‌رغم وعده‌های خود، عملاً به تحریم‌های آمریکا پایبند ماندند، هیچ اقدامی انجام ندادند و از این پس هم بعید است کاری برای جمهوری اسلامی انجام دهند، بنابراین باید به‌کلی از اروپایی‌ها قطع امید کرد. به هیچ وجه نباید به کشورهایی که پرچم دشمنی با نظام اسلامی را در دست گرفته‌اند و در رأس آنها آمریکا و این چند کشور اروپایی، اعتماد شود، زیرا آنها صریحاً با ملت ایران دشمنی می‌کنند”.
بعد از استناد به موضع فوق، موضوع “میخ برتابوت روابط عادی ایران با غرب” را مطرح و برای درک افکار عمومی جهان از مقصر این واقعه و نیزدرک درست از نظرمقام معظم رهبری درمورد بی اعتمادی به غرب و چرخش به شرق، ۱۲ حقیقت از کارنامه سیاه غرب درروابط با ایران در دوران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ رابه شرح ذیل ارائه کردم:

۱- غرب با برنامه و توانمندی صلح آمیز هسته ای ایران دشمنی ورزیده درحالیکه چین و روسیه با ایران همکاری کرده اند.
۲-غرب تحریمهای گسترده علیه ایران درزمینه تسلیحات متعارف و توان بازدارندگی دفاعی ایران اعمال نموده درحالیکه چین و روسیه درزمینه تسلیحات متعارف با ایران همکاری کرده اند،
۳-غرب و متحدین منطقه ای مستمرا دنبال تجزیه ایران بوده درحالیکه چین و روسیه با تجزیه ایران مخالف بوده اند،
۴-غرب اقیانوسی از تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال نموده درحالیکه چین و روسیه ایران را تحریم نکرده اند،
۵-غرب از حق وتو خود درشورای امنیت به نفع اسرائیل و علیه فلسطینی ها استفاده کرده درحالیکه چین و روسیه درمورادی ازحق وتو خود به نفع ایران استفاده کرده اند،
۶-غرب باهمکاری ضد انقلاب برانداز، شبکه تبلیغاتی وسیع علیه ایران راه انداخته وچین و روسیه چنین نکرده اند.
۷-غرب درمبارزه با تروریسم داعشی، منافقانه برخورد کرده درحالیکه چین و روسیه بطور جدی عمل کرده اند. غرب برای ساقط کردن بشاراسد، با گروههای ترویستی همکاری کرد، از گروه تروریستی منافقین حمایت کرده و سردار سلیمانی پیشتاز مبارزه با تروریسم داعشی درمنطقه و جهان را به شهادت رسانده است،
۸-آمریکا دنبال یکجانبه گرایی است درحالیکه چین و روسیه مثل ایران معتقد به چند جانبه گرایی هستند،
۹-آمریکا و غرب استراتژی سلطه اسرائیل بر منطقه را دنبال میکنند درحالیکه چین و روسیه دنبال بالانس قدرت درمنطقه میباشند،
۱۰-آمریکا دنبال تغییر رژیم درایران بوده درحالیکه چین وروسیه چنین سیاستی نداشته اند.
۱۱-غرب درمورد موضوعات حقوق بشر و دمکراسی استاندارد دوگانه داشته به گونه ای که ازدیکتاتورهایی مثل شاه و مبارک حمایت و به اسرائیل برای انجام هرجنایتی علیه فلسطینی ها چک سفید امضاء داده است.
۱۲-غرب برای نابودی ارزشهای اسلامی، برنامه تهاجم فرهنگی را دنبال کرده است.

لذا و بخاطر این سیاستها، ایران به غرب بی اعتماد شده و روابط خود را با قدرتهای بلوک شرق بویژه چین و روسیه گسترش میدهد.
سوم اینکه درکنفرانس دوحه این چنین تصریح کردم که: “باید واقع بینانه و منصفانه به موضع مقام رهبری ایران نگاه کرد. این درست است که ایشان به آمریکا بی اعتماد بوده و همیشه هم اظهار کرده‌اند اما واقعیت دیگر هم این است که درطول ۳۲ سال رهبری ایران، به همه‌ی دولت‌های قبل از دولت آقای رئیسی این شانس را دادند که حسن نیت آمریکا را امتحان کنند. در دوران آقای هاشمی، ایران درموضوع آزادی گروگان‌های غربی و آمریکایی همکاری کرد؛ در دوران آقای خاتمی، ایران درافغانستان با آمریکا برای مقابله با تروریسم همکاری کرد؛ در دوران آقای احمدی نژاد، ایران به نشانه حسن نیت دو زندانی آمریکایی را یکطرفه آزاد کرد و در دوران آقای روحانی هم ایران برجام را امضاء کرد. در هر چهار دولت و در هر چهار مورد؛ این آمریکا بود که بدعهدی کرد و زیر توافقات زد. اضافه بر این، در دوران آقای روحانی و یکسال قبل از برجام هم مقام رهبری ایران رسما اعلام کرد که اگر توافق هسته‌ای صورت گیرد و آمریکا به تعهدش درست عمل کند، ایران حاضر خواهد بود راجع به سایرموضوعات مورد اختلاف گفت‌وگو کند. اما برجام توافق شد و ایران به تعهدش عمل کرد و ترامپ هم از برجام خارج شد. لذا این مهم است که ببینیم اگر توافق احیاء برجام صورت گیرد، آیا آمریکا به تعهدش عمل خواهد کرد یا بازهم بدعهدی خواهد کرد. اگر به تعهدش عمل کند، ممکن است شرایط تغییر کند”.
تصدیق خواهید کرد که: اولا: کسی که درکنفرانسهای بین المللی چنین کارنامه سیاهی از آمریکا و اروپا به افکارعمومی جهان عرضه میکند، “یک مدافع راستین ایران” است و نه یک “وکیل اروپا”.

ثانیا: باتوجه به اینکه طبق قانون اساسی نیز سیاست‌های کلان نظام درسیاست خارجی درحوزه اختیارات رهبری است، تمامی مطالب مطروحه فوق درکنفرانس درراستای اثبات “تقصیرات غرب وحقانیت ایران” است.
شاه بیت حرف من در کنفرانس بین المللی دوحه با قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه این بود که دولت آقای رئیسی یک فرصت است تا صلح و همکاری درمنطقه خلیج فارس و احیاء برجام تحقق یابد. خاطرتان هست که درمقطعی عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به آقای ظریف گفته بود که شما کاره ای نیستید و کاردست سپاه قدس است. آقای ظریف هم پاسخ داده بود که اگرمایلید سردار سلیمانی برای مذاکره آماده است. این نوع مطالب را به اکثر دیپلماتهای ما هم میگفتند و درنشستهای بین المللی به من و سایر شرکننده گان ایرانی هم میگفتند. لذا به کشورهای عربی منطقه هم گوشزد کردم که اگر درگذشته ادعا میکردید که گفتگو درمورد “طرح صلح هرمز” ایران بی فایده است چون روحانی و ظرف اختیاری ندارند، دیگر چنین بهانه ای را درمورد رئیسی و امیرعبداللهیان نمیتوانید مطرح کنید.

درکنفرانس دوحه، دیپلماتهای ارشد مقیم برخی از کشورها ازجمله کشورخودمان نیز حضور داشتند. بعد از اتمام سخنرانی و پرسش و پاسخ، سفرای فلسطین و یمن اولین کسانی بودند که نزد من آمده و منطق قوی اظهارات درمورد سیاستهای غرب، ازمن تشکرکردند.

عرض آخر اینکه ازنظر من موضوع اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدالگرا و پایداری گرا و غیره؛ همه مربوط به بحثهای داخلی و جنگ و دعواهای سیاسی-جناحی داخلی است که تاکنون برای مردم هم نان وآب نشده ضمن اینکه همه جریانهای سیاسی درمورد خوب و بد وضعیت فعلی کشور مسئول هستند. منتهی درصحنه بین المللی و نزد افکارعمومی جهان؛ما یک ایران، یک ملت، یک دین و فرهنگ و یک تاریخ و تمدن داریم و با این دید باید از کشوردفاع کرد و کاری به جناج بندی سیاسی داخلی نداشت.

بارگذاری مطلب توسط: ابوالفضل بابادی شوراب سردبیر استانهای جنوبی رسانه اقتصاددان