چرا کتاب نمی‌خوانیم؟
چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

متاسفانه سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان و حتی کشورهای همسایه، در وضعیت نامطلوب قرار دارد، دلایل متعددی برای آن عنوان می شود؛ مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی، اما غافل از اینکه در کشورهای دیگر کتاب از این گران‌تر و ساعات کار مفید افراد از این بیشتر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است

متاسفانه سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان و حتی کشورهای همسایه، در وضعیت نامطلوب قرار دارد، دلایل متعددی برای آن عنوان می شود؛ مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی، اما غافل از اینکه در کشورهای دیگر کتاب از این گران‌تر و ساعات کار مفید افراد از این بیشتر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است

اقتصاددان: بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند»!!!.
یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمی‌شوند.

در پاسخ به این سوال که ؛
چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: “مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند”.

این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.

«ایران نمی‌خواند».
اما چرا کتاب نمی‌خوانیم؟
۱- کتاب نمی‌خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به دو دلیل:
– توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.
– لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

۲ – کتاب نمی‌خوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

۳ – کتاب نمی‌خوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

۴ – کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌سازی کنیم اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

۵ – کتاب نمی‌خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

۶ – کتاب نمی‌خوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

۷ – کتاب نمی‌خوانیم زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

– بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

– بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

۸ – کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

۹ – کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این “خوشم می‌آید”ها و “خوشم نمی‌آید”ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و… و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

۱۰ – کتاب نمی‌خوانیم چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست…
براستی، چرا کتاب نمی خوانیم!؟

  • منبع خبر : دریچه کتاب