دید تمام گله سهم گرگ شد!!!
دید تمام گله سهم گرگ شد!!!

شعر موسی و شبانِ جدید… “چقدر این شعر قشنگه” دید موسی یک شبانی را به راه ، کو همی گفت اِی خدا و اِی اله ، تو کجایی تا ببینی وضع ما ، هم گرانی ، هم نداری ، سهم ما ، خشکسالی ، زلزله ، گرد و غبار ، اینهم از وضع دلار و […]

شعر موسی و شبانِ جدید…

“چقدر این شعر قشنگه”

دید موسی یک شبانی را به راه ،
کو همی گفت اِی خدا و اِی اله ،

تو کجایی تا ببینی وضع ما ،
هم گرانی ، هم نداری ، سهم ما ،

خشکسالی ، زلزله ، گرد و غبار ،
اینهم از وضع دلار و روزگار ،

قطعی برق و کووید نوزده ،
آمده بحران بی آبی زِ ره ،

من نمیدانم چرا با ما لجی ،
تا به کی آخر چنین با ما کجی ،

روی بنزت خط کشم با خنجرم ،
بر درِ کاخت بکوبم با خرم ،

گفت موسی های استغفار کن ،
توبه از رفتار و این گفتار کن ،

کفر هم اندازه ای دارد خُلی ،
کلّه ات پوک است قطعاً مُنگلی ،

شد شبان ناراحت و فریاد زد ،
در بیابان هِی دوید و داد زد ،

وحی آمد سوی موسی از خدا ،
بنده‌ٔ ما را زِ ما کردی جدا ،

تو برای وصل کردن آمدی ،
نی برای فصل کردن آمدی ،

این شبانِ بینوا ایرانی است ،
کشورش در معرضِ ویرانی است ،

میرسد از هر طرف بحران و غم ،
من خودم هم توی کارش مانده‌ام ،

تا ببینم که چه پیش آید برو ،
در بیاور از دلش موسی بدو ،

چون که موسی این خطاب ازحق شنید ،
در بیابان از پی چوپان دوید ،

عاقبت دریافت او را و بدید ،
گفت مژده ده که دستوری رسید ،

چون که در ایران به دنیا آمدی ،
بی مجازات است هر حرفی زدی ،

هیچ آدابی و ترتیبی مجو ،
هرچه میخواهد دل تنگت بگو ،

چون شبان از خواب خوش بیدار شد ،
دید تمام گله سهم گرگ شد!!!

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع