خودشو بیار،اسمشو نیار!!
خودشو بیار،اسمشو نیار!!

  گفت:آقای اسماعیلی ” وزیر ارشاد ” فرموده اند: از کلماتی همچون (ممنوع‌التّصویری) استفاده نکنید.من مخالف استفاده از ادبیات خشن و کلماتی که بار معنایی منفی دارد در مواجهه با اهل هنر هستم./ایلنا گفتم: درود بر این وزیر کاردان و زیرک! آیا منظور ایشان این است که دیگر هیچ کس را در ایران ممنوع التّصویر […]

 

گفت:آقای اسماعیلی ” وزیر ارشاد ” فرموده اند:
از کلماتی همچون (ممنوع‌التّصویری) استفاده نکنید.من مخالف استفاده از ادبیات خشن و کلماتی که بار معنایی منفی دارد در مواجهه با اهل هنر هستم./ایلنا

گفتم: درود بر این وزیر کاردان و زیرک! آیا منظور ایشان این است که دیگر هیچ کس را در ایران ممنوع التّصویر و ممنوع الکار! و ممنوع الاسم و ممنوع ال….نمی کنند؟

گفت: نه! تو دیگر این همه پرتوقُّع نباش و خودت را لوس نکن! منظور ایشان این است که از این عنوان استفاده نکنید!وگرنه مثل گذشته هر کاری می خواهید بکنید!فقط اسمش را نیاورید!

می گویند روزی ناصرالدّین شاه در شکارگاه همراهان خود را گم کرد. شب فرارسید .ناگزیر دنبال پناهگاه امنی می گشت تا شب را در آنجا بگذراند. ناگهان قلعه ای را دید. جلو رفت و در زد. یک روستایی در را باز کرد. ناصرالدّین شاه از او خواست اجازه دهد تا شب را در آنجا سپری کند. میزبان پذیرفت. شب سردی بود. ناصرالدّین شاه از میزبان پتو یا رواندازی خواست. میزبان گفت:

ما فقط یک جُل قاطر داریم!

ناصرالدّین شاه برآشفت که «شاهنشاه و جُلِ قاطر؟!»

ساعتی گذشت. شاه به شدّت از سرما می لرزید. ناگزیر میزبان را صدا کرد و به او گفت:

«آن رواندازی که می گفتی خودشو بیار،ولی اسمشو نیار!»

گفتم: باز هم سیاهنمایی کردی؟!

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان