اصلاح طلبان برای باخت، آرایش سیاسی گرفته اند؟
اصلاح طلبان برای باخت، آرایش سیاسی گرفته اند؟

بقلم ابوالفضل بابادی شوراب برویم ای یار، ای یگانه من! دست مرا بگیر! سخن من نه از درد ایشان بود! خود از دردی بود که ایشانند! (آیدا در آینه، احمد شاملو) مدتی پیش و براساس مصوبه نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان، گزینه های ریاست جمهوری اصلاح طلبان در یک انتخابات داخلی و با آراء نمایندگان […]

بقلم ابوالفضل بابادی شوراب

برویم ای یار، ای یگانه من!
دست مرا بگیر!
سخن من نه از درد ایشان بود!
خود از دردی بود
که ایشانند!
(آیدا در آینه، احمد شاملو)

مدتی پیش و براساس مصوبه نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان، گزینه های ریاست جمهوری اصلاح طلبان در یک انتخابات داخلی و با آراء نمایندگان احزاب اصلاح طلبان، مشخص شدند.

در این میان نکته عجیب، اسامی ۵ نفر اول این لیست می باشد، که گویی اتاق فکر مهندسی اصلاح طلبان، برای باخت آرایش گرفته، آن هم باختی سنگین!

اصلاح طلبی بعنوان جنبشی تاریخی، بنیادین و ضروری در ایران که قدمتش به یک قرن و اندی بر می گردد و نقطه اوج آن در مشروطه و صنعت ملی شدن نفت بوده، این روزها با عملکرد مدعیانش، حال ناخوشی دارد، چرا که اصلاح طلبی از درون و توسط مدعیان رهبری فکری آن، استحاله شده.

اما به بررسی ۵ گزینه اول نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان می پردازیم:

۱٫جواد ظریف:
جواد ظریف که در ۸ سال عملکرد خود در دولت تدبیر و امید، هیچ آورده ای برای اصلاحات و ترقی جامعه نداشته، در یک فرار رو به جلو به صورت درگوشی، حرف هایی گفته و برخی نیز این حرفهای درگوشی را بصورت قایمکی انتشار دادند.

پرسش این است که آیا ظریف اکنون و به تازگی متوجه شده که میدان، راه دیپلماسی را بسته و یا از قبل به چنین دیدگاهی معتقد بوده؟ آیا انتشار فایل صوتی ظریف توسط دوستان وی به رسانه های بیرونی و آن ور آبی منتقل شده یا توسط بدخواهان ظریف؟ آیا قرارگیری ظریف بعنوان سرلیست و گزینه اصلی اصلاح طلبان بخاطر انتشار آن صحبت های درگوشی بوده؟یا انتشار آن صحبت ها برای سرلیست شدن وی؟

اما جواد ظریف که روزگاری بابت عملکرد وزین خود، سکه گرفت، امروز مدعی است که کاری نکرده و اصولا نگذاشتند کاری صورت بگیرد! براستی حالا که کاری صورت نگرفته، تکلیف سکه ها و مدال های افتخار برای کار نکرده، چه می شود؟

۲٫اسحاق جهانگیری:
گزینه دوم محبوب احزاب اصلاح طلب، معاون اولی است که در سال ۹۶ در قامت کاندیدای پوششی رییس خود ظاهر شد و یکی یکی مخالفان سیاسی را برای محفوظ ماندن کرسی خود به کیسه رینگ فرستاد!

البته نه حضور پررنگش در دفاع از حسن روحانی می تواند جامعه ناراضی و آراء خاکستری را قانع کند و نه می تواند ژست منتقد بگیرد، چرا که اگر قرار است بگیرد، می خواهد منتقد عملکرد چه کسی بشود؟منتقد عملکرد خود و برادر کوچکترش مهدی؟

۳٫مصطفی تاج زاده:
او گزینه ای است که بخاطر عقاید خاصش هرگز تایید نخواهد شد و خود نیز بهتر از هرکسی از آن اطلاع! دارد و صرفا برای مخالف خوانی آمده، مخالف خوانی که به تجربه و از سال ۷۶ نشان داده بجای آنکه اصلاح طلبی را قدرتمندتر کند، محدودتر کرده و هیچ آورده ای جز ناامیدی و یاس بیشتر برای جامعه نداشته.

۴٫مسعود پزشکیان:
ایشان بعنوان سیاستمداری که بیش از آنکه دغدغه های ملی داشته باشد، دغدغه های قومی و جغرافیایی دارد، شناخته می شود.

البته شاید اصلاح طلبان با اطلاع از عدم اجماع ملی روی وی، او را به چنین معرکه ای آورده تا بعنوان تنها کاندیدای تایید صلاحیت شده اصلاح طلبان، نقش شکست خورده قالیباف اصولگرا در سال ۹۲ را برای اصلاح طلبان ۱۴۰۰ بازی کند.

۵٫محمدرضا عارف:
جامعه ما، محمدرضا عارف را با سکوت و انفعالش در مجلس دهم و همچنین ژن های خوب دور و برش می شناسد.

اما اصلاح طلبان در میان گزینه های معرفی شده خود چهره های خوب و مقبولی داشتند که در پی بی توجهی احزاب و پدرخواندگان اصلاح طلب به آنان، مورد توهین قرار گرفتند، که همین امر نشان می دهد که اصلاح طلبان برای پیروزی آرایش نگرفته اند، وگرنه از ظرفیت های خود بهتر استفاده می کردند.

بطور مثال محسن هاشمی رفسنجانی که سیاستمدار هوشمند و زیرکی است و در متروی تهران و ریاست شورای شهر تهران عملکرد خوبی داشته و از جایگاه کاریزماتیک خانوادگی برخوردار می باشد، در معادله اصلی احزاب در نظر گرفته نمی شود و یا صادق خرازی که می تواند پیوند دهنده میان مردم و حاکمیت باشد و در عین حال راهبرد اصلاحات گام به گام و منطقی را جلو ببرد، مغفول احزاب اصلاح طلب قرار می گیرد.

البته این رای گیری نشان داد که اصلاح طلبان کابینه شکست خورده دولت تدبیر و امید را به نیروهای تازه نفس و خوشفکر بهتر ترجیح می دهند.

بی شک این مسئله دیگر با مرام اصلاح طلبی ای که قرار بود در خدمت قدرت و کابینه ها نباشد، تفاوت می کند و می توان گفت این اصلاح طلبی ای است که از اصلاح طلبی تهی شده.

پی نوشت: این یادداشت دیدگاه رسانه اقتصاددان نبوده و رسانه اقتصاددان در چهارچوب گردش آزاد اطلاعات و افکار، به بازنشر این یادداشت اقدام نموده است. بی شک مسئولیت این یادداشت برعهده نویسنده آن می باشد.