وجود مبانی حقوق سیاسی در ایران کهن
وجود مبانی حقوق سیاسی در ایران کهن

گفتگویی با دکتر محمد رسولی صاحب نظریه وجود مفاهیم امروزین حقوقی، سیاسی در زمان های باستانی، پیرامون کتابی با همین محتوا که بر گرفته و استنباط از شاهنامه ی حکیم فردوسی است. آقای دکتر محمد رسولی متولد ۱۳۵۰، فارغ التحصیل رشته ی حقوق عمومی و شاهنامه شناس برتر کشور می باشند. ایشان در زمینه های […]

گفتگویی با دکتر محمد رسولی صاحب نظریه وجود مفاهیم امروزین حقوقی، سیاسی در زمان های باستانی، پیرامون کتابی با همین محتوا که بر گرفته و استنباط از شاهنامه ی حکیم فردوسی است.

آقای دکتر محمد رسولی متولد ۱۳۵۰، فارغ التحصیل رشته ی حقوق عمومی و شاهنامه شناس برتر کشور می باشند. ایشان در زمینه های شاهنامه شناسی، حقوقی و تاریخی تالیفات ارزنده و منحصر به فردی دارند که از جمله آنها کتاب « مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» می باشد. این کتاب به نوع حکمرانی در ایران عهد کهن می پردازد و در نوع خود جالب و جدید و واجد یک نظریه تازه می باشد.خبر گزاری اقتصاددان راجع به کتاب مبانی حقوق عمومی در ایران کهن با مؤلف کتاب استاد دکتر محمد رسولی گفتگویی داشته است که تقدیم مخاطبین گرامی می گردد.
جناب آقای دکتر رسولی، برای شروع گفتگو، جهت آشنایی خوانندگان، شمه ای از زندگی علمی – فرهنگی و سوابق تحصیلی – مطالعاتی خودتان را بیان نمایید.
با سپاس از شما و سپاس فراوان از خبرگزاری « اقتصاددان» که به حق، یک خبرگزاری مفید، مثبت، موثر و سازنده در امر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه است، اینجانب :
محمد رسولی لیسانس حقوق قضایی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد حقوق اقتصادی را، از دانشگاه علامه طباطبایی دریافت کرده ام که افتخار داشتم در این مقطع، شاگرد استادان به نام کشور در رشته ی اقتصاد باشم و ما علاوه بر حقوق، اقتصاد خرد و کلان را هم خواندیم که البته در کنار آن مطالعات گسترده ای کتب اقتصادی را هم داشتیم و نیز چندین دوره مرتبط با امور و علوم اقتصادی را هم گذرانده ام.
سپس بر اساس احساس نیاز به شناخت حکمرانی صحیح و درک مفاهیم آن به روش درست و علمی،حقوق عمومی خواندم و دکترای حقوق عمومی خود را از دانشگاه تهران دریافت نمودم.
می دانیم که حقوق عمومی در واقع، حقوق سیاسی است و به روابط حقوقی حکومت شوندگان و حاکمان می پردازد. لذا نوع حکمرانی و حکمرانی منطبق بر قانون و نیاز جامعه مرتبط با این رشته است.
به هر روی، در همه سال های عمرم در کنار تحصیل آکادمیک و دانشگاهی، همیشه و همیشه کارم مطالعه و تحقیق بوده است. در طی مطالعاتم متوجه شدم یکی از منابع بسیار مهم که دریایی از علم و دانش در آن نهفته است و به قدر کافی مورد توجه قرار نگرفته، شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی است. این امر سبب شد که به طور جدی روی شاهنامه کار کنم و غیر از سالهای قبل و بعد «ده سال تمام یعنی از سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۳۹۶، فقط و فقط کارم شبانه روزی شاهنامه پژوهی و حضور مرتب سر کلاسهای استادان به نام این کتاب بوده است. برای این کار تقریباً از محضر همه ی استادان بزرگ، مستقیم و یا غیر مستقیم بهره مند شدم؛ به گونه ای که هیچ نکته ای راجع به شاهنامه نبود که استادی فرموده یا نوشته باشد و از آن آگاه نباشم و چون شاهنامه عین تاریخ است و هر آنچه در آن است بیان رویدادهای راستین تاریخی است و کمترین افسانه و قصه ای در شاهنامه وجود ندارد، لازم بود که برای درک صحیح شاهنامه، تاریخ را از آغاز تا پایان به درستی بدانم. لذا به تاریخ مسلط شدم. اصولاً برای درک کامل شاهنامه باید برخی علوم دیگر را خوب دانست، برای مثال ریشه شناسی واژگان فارسی از دانش هایی است که برای درک شاهنامه باید آن را بلد بود. تاریخ نیز یکی از علوم لازم برای درک شاهنامه است.
لذا با کمال خضوع و فروتنی و فقط به جهت شناخت دادن بیشتر به شما ، عرض می کنم که بنده ، شاید تنها شخصی باشم که، حقوقدان، تاریخ دان و آشنا به علم اقتصاد است و شاهنامه شناس می باشد و جالب اینکه باید بگویم فقط کسانی می توانند خوب شاهنامه را متوجه شوند که علاوه بر سال ها شاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهی، حقوق عمومی را خوب بدانند.
یعنی شما می فرمایید با پژوهش های ژرف و اختصاص وقت و زمان بیش از ده سال به این رسیدید که همه ی آنچه در شاهنامه است بیان رویدادهای تاریخی است و هیچ بیتی از شاهنامه ساخته ی خود شاعر نیست؟
– بله، به طور دقیق و به تحقیق همین طور است که باید در جای دیگری به طور اختصاصی به این موضوع پرداخت .
فقط این را بگویم که حال وقتی اعلام می کنیم شاهنامه روایت تاریخ سیاسی، اجتماعی ایران از آغاز پیدایش تمدن است، پس قابل انتظار است که از قوانین حکمرانی و از حقوق عمومی مردم در آن باشد. منتهی درک و دریافت و استخراج اینها از شاهنامه، دقت لازم و دانش مناسب با موضوع را نیاز دارد.
پس به این ترتیب و با این دیدگاه به نگارش کتاب« مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» پرداختید؟
بله و برای انتقال بهتر منظور باید توضیحی عرض شود :
ببینید حقوق عمومی، عبارت است از تدبیرها، تأملات حقوقی پیرامون چیستی، چرایی، چونگی و آیین های حکمرانی. در این رشته ی مهم سیاسی-حقوقی، مفاهیم بنیادینی وجود دارد که مهم ترین آنها :
سرزمین، کشور، دولت، حکمرانی، قدرت سیاسی، جامعه سیاسی، حقوق شهروندی، قانون و به ویژه قانون اساسی است.
بنده به عنوان متخصص حقوق عمومی و دارنده مدرک دکترای این رشته و با تسلط به شاهنامه، همه ی این مفاهیم را به طور تخصصی و با روش دانشگاهی در شاهنامه یافتم و در کتاب مبانی حقوق عمومی در ایران کهن آورده ام.
این موضوع بسیار اهمیت دارد. یک دلیل اهمیت کار آن است که تا پیش از انجام این تحقیق و تألیف این کتاب، در همه ی مراکز دانشگاهی و مراجع و منابع مربوط به این شاخه ی علمی، خاستگاه حقوق عمومی را ازاروپا و تاریخ آن را بعد از انقلاب کبیر فرانسه، در سال ۱۷۸۹ می گفتند و می نوشتند. استدلال آنها هم این بود که تا پیش از انقلاب کبیر فرانسه ، مردم نقشی در حکومت و تعیین حاکمان نداشتند و چیزی به نام انتخابات و حکومت جمهوری وجود نداشت که بحث از حقوق عمومی و حق انتخاب برای حکومت شوندگان(شهروندان) وجود داشته باشد. ما در کتاب «مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» ، تاریخ این علم را چند هزار سال بیشتر کرده ایم و ثابت نموده ایم که در ایران کهن این مبانی وجود داشته است.
نکته ای که باید توجه را به آن جلب نمایم این است که وقتی می گوییم ایران کهن، یعنی ایران پیش از باستان! در واقع ایران باستان را اصولاً از مادها به این سو در نظر می گیرند.
و موضوع کتاب ما، حقوق عمومی در قبل از تاریخ باستان است. ببینید موضوع چقدر مهم و ادعا چیست؟
در واقع ادعای این کتاب مرزهای تاریخی دانش حقوق عمومی را با تکیه بر شاهنامه جا به جا می نماید.
اگر این کار در جای دیگری از دنیا انجام شده بود و شخصی با نوشتن یک کتاب تحقیقی مدعی می شد که خاستگاه حقوق عمومی و حقوق شهروندی، سه – چهار هزار سال پیش، برای مثال در اسپانیا، هلند یا در آلمان و … بوده است، آن کشور این را به عنوان یک نظریه جدید جهانی ثبت و تقویت و به دنیا ارائه می داد. این کار مهمی است
پرسش : بسیار جالب و حائز اهمیت است. برای روشن شدن بیشتر موضوع چند مفهوم از مفاهیم حقوق عمومی، مثلاً حکمرانی و کشور و سرزمین و ملت را که به نظر می رسد مفاهیم امروزی و مربوط به همین سده هجدهم میلادی به بعد است در کتاب مبانی حقوق عمومی در ایران کهن توضیح فرمایید
حکمرانی که درواقع اعمال قدرت از سوی قدرت عالیه ی سیاسی جامعه می باشد از آغاز در ایران وجود داشته و برای مثال در شاهنامه می خوانیم:
“چو دیهیم شاهی به سر بر نهاد * جهان را سراسر همه مژده داد
بَدان را ز بد دست کوته کنم * زمین را به کین، رنگ دیبه کنم”
و نمونه های فراوان که از اعمال قدرت سیاسی، قضایی حکایت می کند.
کشور هم در حقوق عمومی – سیاسی ، محدوده ای از کره زمین است که در آن یک ملت زندگی می کنند و دارای حکومت باشد و دارای مرزهای معین و مشخص باشد.
استادان ما در حقوق عمومی، کشور (سرزمین ) را اینگونه تعریف می کندد : سرزمین، چهارچوب فضایی لازم است که جمعیت هر کشور در آن استقرار یافته و جماعت انسانی به برکت آن، مادیت و عینیت می یابد.
بین سرزمین و دولت و حکومت و قدرت سیاسی، ارتباط لازم و ملزوم بر قرار است. محدوده و مرزهای سرزمین نیز به وسیله ی قرارداد مرزی که ممکن است مصنوعی یا طبیعی باشد،مشخص و معین می گردد.
حالا ببینیم چنین چیزی با این مشخصه که بتوان یک واحد سیاسی به نام کشور را بر آن اطلاق کرد در ایران عهد کهن وجود داشته است؟ آیا کشوری با مرز معین وجود داشته است؟
با دقت در رویدادهای شاهنامه متوجه می شویم که دقیقاً چیزی به نام کشور با مرزهای معین و سایر مشخصات امروزین، وجود داشته است. برای مثال : در جنگ های نخستین بین ایران و توران در یک مورد در زمان پادشاهی کیقباد، پشنگ پادشاه توران به ایران حمله می کند و قصد الحاق بخش هایی از سرزمین های ایرانی به توران را دارد که شکست می خورد، سپس او به همراه نامه آشتی کنان برای کیقباد(رهبر ایران)، نقشه ای مرزی ارسال می کند که در آن نقشه مرزهای معین را اعلام می کند
یکی نامه بنوشت ، ارتنگ وار بر او کرده صد گونه رنگ و نگار
به نام خداوند خورشید و ماه که او داد برآفرین دستگاه
ز خرگاه تا ماورانهر در که سیحون میانجی است اندر گذر
بر و بوم ما بود، هنگام شاه نکردی بدین مرز، ایرج نگاه
نباشیم و از این پس نجوییم کین که چندین بلا، خود نیرزد زمین
کس از ما نبیند جیحون به خواب وز ایران هم نیاید کس این سوی آب.
پشنگ به روشنی مرزها را می گوید و اعلام می دارد که از این به بعد دو طرف مرزها را به رسمیت شناخته و محترم خواهیم داشت و به جز مراودات رسمی و بازرگانی و دوستانه «به مرزهای دیگری تعدی نخواهد کرد» او به طور آشکار و واضح اشاره به مرزها می کند و می گوید از خرگاه تا این سوی نهر سرزمین ما بوده و قرار بود سیحون به عنوان مرز طبیعی ما شناخته شود.
پس سرزمین معین و با مرز مشخص نیز به عنوان یک مفهوم حقوقی، شناخته شده بود.

مفهوم دیگر ملت است :
برای تعریف ملت ، استادان بزرگ ، تعاریفی ارائه نموده اند که همگی درست است. برای مثال استاد دکتر سید محمد هاشمی می فرماید: ملت به گروه انسانی اطلاق می شود که در آن افراد، از طرق مادی و معنوی، نسبت به یکدیگر احساس وحدت می نمایند.
دیگران نیز تعاریف مشابه ارائه نموده اند.
در دنیا نیز این نظریه جا افتاده که ملت در قرون جدید مفهوم پیدا کرده است. راجع به تعریف ملت می توانیم با توجه به انواع تعریف از آن به این توافق برسیم که : ملت عبارت است از یک گروه انسانی که از نظر کمیت به نسبت قوم و قبیله و اهالی یک شهر و امثالهم بیشتر باشند و در یک سرزمین معین(که احساس تعلق هم به آن سرزمین داشته باشند) زندگی کنند. آنگاه هر چه وجوه مشترک بیشتری باشد پیوستگی این مردمان را به عنوان یک ملت محکم تر می کند. مثال از یک نژاد باشد.
اینک با نگاهی به تاریخ ایران کهن می توان گفت : هر چقدر برای تشکیل یک ملت شرایط سختی در نظر بگیریم و عوامل متعدد و پیچیده ای را برای ایجاد یک ملت لازم بدانیم و سخت ترین و زیادترین شرایط را برای جماعت انسانی لازم بدانیم تا بشود به آن گروه انسانی ملت گفت، باز هم ایرانیان عهد کهن دارای همه ی آن شرایط بوده اند و ملت در ایران وجود داشته است و ایرانیان عهد کهن ملت منسجم و کاملی بوده اند. به جهت اینکه جماعت انسانی ایرانی از آن هنگام اولیه که در ایرانوچ(یعنی همان سرزمین اصلی و ویژه ی ایرانیان) بودند، سپس که به دلیل یخبندان و انفجار جمعیت در حدود سیزده هزار سال پیش به فلات ایران آمدند، دارای یک انسجام کافی و از یک نژاد و دارای یک فرهنگ و با دلبستگی های مشترک و از آن زمان دارای سرزمین واحد بودند و عوامل پیونده دهنده ی زیادی اعم از مادی و معنوی ، آنها را به هم وابسته کرده بود. آنها دارای دولت مرکزی بوده و لذا از هر جهت ملت کامل بوده و تشکیل جامعه ی سیاسی داده بودند.
بنابراین به دلایل مختلف، با توجه به اسناد کهن و از جمله از لابه لای ابیات شاهنامه مشخص است که ملت در ایران به عنوان یک مفهوم حقوقی از دیرباز وجود داشته است و دیرینگی ملت در تاریخ ایران به چندین هزار سال می رسد. چنانکه در اوستا داریم :
فَرَوَشی کیومرث اَشون را می ستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش، اهورامزدا گوش فرا داد و از او، خانواده ی سرزمین های ایرانی و نژاد ایرانی پدید آمد.
جناب آقای دکتر رسولی، این مطالب یکسره تازه و جالب بود، امید که در فرصت های بعدی، گفتار گسترده تری راجع به این موضوعات که تا کنون گفته نشده است و اینها برای ملت ما نوعی خودباوری و غرور در پی دارد، داشته باشیم.
در پایان راجع به خود کتاب مبانی حقوق عمومی در ایران کهن، که چند صفحه است و کجا و کی چاپ شده است،توضیح بفرمایید:
این کتاب در حدود ۱۵۰ رویه است که نخست بار در سال ۱۳۹۳ از سوی انتشارات سمرقند منتشر شده و اخیراً نیز به چاپ دوم رسید و در همین روزهای اخیر چاپ تازه ی آن انجام شده است.
در این کتاب، مفاهیم « دولت، ملت، حاکمیت، کشور، حکمرانی، جامعه سیاسی، قدرت سیاسی، مشروعیت قدرت سیاسی، نهاد سیاسی، تابعیت، اعطای تابعیت، پناهندگی، حقوق شهروندی، قانون و قانون اساسی در ایران کهن، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
شایان بیان است که محتویات این کتاب به تدریج مورد توجه و تامل صاحب نظران رشته ی حقوق عمومی و علوم سیاسی و تاریخ قرار گرفته و برخی در تایید آن مطالبی هم نگاشته اند.

ر

  • نویسنده : امیرسامان