لزوم پاسداشت زبان فارسی
لزوم پاسداشت زبان فارسی

دکتر محمد رسولی : زبان فارسی و لزوم حفظ پاسداشت آن، از چنان اهمیتی برخوردار است که سخن گفتن در این باره و تاکید بر آن، گفتن بدیهیات است.

زبان فارسی از جهات زیبایی، هنری، ادبی، اخلاقی، حکمی، سیاسی، اجتماعی، علمی، پزشکی، آیینی، دینی و … حایز اهمیت بسیار است.
این زبان چندین هزار سال است که زبان ایرانیان در فلات ایران و حتی بیرون از این فلات بوده است.
زبان فارسی زبان مهرورزی و خردورزی است.
همگان می دانند که عقل و درایت حکم می کند این زبان هر چه بیشتر و بهتر حفظ شود اما با تاسف و تاثر و شوربختی باید گفت این مهم آن چنان که باید و شاید رعایت نمی گردد.
در اینجا به بیان تاریخ زبان فارسی می پردازیم
• تاریخ زبان فارسی
فارسی زبانی است که امروز بیشتر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخشی از هند، ترکستان، قفقاز و بین‌النهرین بدان زبان سخن می‌گویند، نامه می‌نویسند و شعر می‌سرایند. تاریخ زبان ایران تا هفتصد سال پیش از مسیح روشن و در دست است و از آن پیش نیز از روی آگاهیهای علمی ‌دیگر می‌دانیم که در سرزمین پهناور ایران–سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج پارس و دریای عمان و از شمال به کشور سکاها و سارماتها (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن می‌پیوست- مردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن می‌گفته‌اند.
همچنین در مورد اهمیت و توانمندی زبان فارسی یکی از استادان به نام در این باره گفته اند :
زبان پارسی زبانی است توانمند و بی‌نیاز. اگر گاهی به وام واژه‌ها نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه‌ای است که هر زبان می‌تواند داشت، و حتی بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبان‌ها نیازمند وام واژه‌هاست. این توانمندی در زبان پارسی برمی‌گردد به سامانه و دستگاه واژه‌سازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش‌گرانه و حتی بی‌کرانه است. ما می‌توانیم بی‌شماره در پارسی واژه بسازیم. زبان پارسی مانند بسیاری از زبانهای جهان کالبدینه نیست؛ بدین‌سان که پیمانه‌ها و ریخت‌های از پیش نهاده‌ای برای واژه‌سازی در این زبان نمی‌بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش‌پذیر است؛ به موم می‌ماند: خود را با توان زبانی به کاربرنده خویش دمساز می‌گرداند. هر چه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسان‌تر و مایه‌ورتر می‌توانید به کار بگیرید. برای همین است که این زبان در جهان، زبان سرود و سخن و شعر شده است. برای آنکه سخنور می‌تواند آنچه را در درون او می‌‌گذرد، به یاری این زبان روشن‌تر و رساتر باز گوید. او زبان پارسی را بیش از هر زبان دیگر می‌تواند از آن خود کند و می‌تواند زبانی ویژه و شیوه شناختی در پارسی برای خود بیابد. برای نمونه، یکی از واژه‌های بسیار آشنا در زبان پارسی، واژه «دست» است. با این واژه می‌توان ده‌ها واژه ساخت؛ گذشته از آن واژه‌ها که دیگران پیش از این، از این واژه ساخته‌اند. بسنده است که این واژه را با واژه دیگر بپیوندید تا واژه‌ای نو به دست آید: فرادست، فرودست، زیردست، زبردست، بالادست، پایین‌دست، دستاویز، دستبند، دستگیره و… حتی می‌توانیم فرهنگی خرد از واژگانی را که تاکنون با این واژه ساخته شده است فراهم بیاوریم. از این روی، این زبان، در سرشت و ساختار، زبانی تُنُک مایه نیست که از برآوردن نیازهای روز ناتوان باشد و بخواهد از وام واژه‌ها بهره برد. ناتوانی، کمبود و بی‌توشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان را به کار می‌گیرند.
لذا بر ماست که به شیوه های گوناگون، هر یک به سهم خود در پاسداشت این زبان مهم و بسیار ارجمند کوشا باشیم.

  • نویسنده : ر