ترور فعالان جنگ اقنصادی
ترور فعالان جنگ اقنصادی

  برخی از دوستان توصیه کردند که این مطلب را منتشر نکنم چراکه ممکن است انگ حمایت از برخی افراد را به من بزنند ، مدتی روی این توصیه دوستانه فکر کردم ولی نتوانستم جواب مناسبی برای پاسخ در روز جزا بیابم ، اگر سوال شود که آبرو را خدا میدهد یا مردم ؟ با […]

 

برخی از دوستان توصیه کردند که این مطلب را منتشر نکنم چراکه ممکن است انگ حمایت از برخی افراد را به من بزنند ، مدتی روی این توصیه دوستانه فکر کردم ولی نتوانستم جواب مناسبی برای پاسخ در روز جزا بیابم ، اگر سوال شود که آبرو را خدا میدهد یا مردم ؟

با رشد توان بازدارندگی نظامی ، شیوه جنگ دشمن عموما” بر جنگ اقتصادی متمرکز شده است. استراتژی دشمن در این جنگ ، پیچیده تراز جنگ نظامی است . تحریم های اقتصادی ، تنها ابزار این جنگ نیستند. مسلما” مردان بزرگی هستند که توانایی مقابله با دشمن را در جنگ اقتصادی دارند. تئوریسین ها و صاحب نظران آگاه اقتصادی ، مدیران موفق دولتی و کارآفرینان و فعالان سنگر تولید و اقتصاد در کشور ، از این جمله اند. ساده انگاری است اگر فکر کنیم دشمنان برای ترور شخصیتی این افراد موثر ، و دل سرد کردن آنها ، برنامه ایی نداشته باشد. آنچه مسلم است این برنامه ترور ، با طراحی نیروهای خودفروخته و با ابزار و بکارگیری نیروهای عوام فریب و با اجرای نیروهای عوام زده ، صورت میگیرد و انصافا” بدلیل غفلت های صورت گرفته و جو سازی های سنگین و زدن انگ و هجمه های تبلیغاتی نه تنها امکان دفاع هر شخصی را از این فعالان جنگ اقتصادی سلب میکنند بلکه تلاش میکنند تا از این طریق ، جرات اجرای عدالت را از مجریان قانون نیز در مورد اتهامات وارده به این افراد سلب نمایند.

براستی فکر کرده ایم که با اسم رمز دلالان تحریم  و به بهانه مبارزه با معدود افراد فاسد ، چگونه مدیران و نیروهایی که در دوره اول تحریم ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرده بودند را مورد تهاجم قرار دادند ؟ و عملا” اطلاعات مربوط به آنها و روش های فعالیتشان را در اختیار دشمن قرار گرفت؟

در دوره اول تحریم ها ، هنگامی که هنوز صحبتی از برجام نیست ، وقتی در اقدامی شگفت انگیز یک فعال اقتصادی موفق به تامین یک خط اعتیاری ۶۴۰ میلیون یورویی برای کشور میشود و این اقدام میتواند نه تنها اعتبار تجاری کشور را در دنیا افزایش دهد بلکه با مدیریتی صحییح میتوانستیم فروشندگان خارجی دیگر را وادار به اعطای خطوط اعتباری کنیم چرا که در غیر اینصورت سهم خود در بازار ایران را از دست میدادند ، ناگهان عده ایی ندای وا اسلاما سر میدهند و خط اعتباری مزبور را بعنوان رانت ۶۴۰ میلیون یورویی مطرح میکنند و چنان جو سازی میکنند که دیگر هیچ فعال اقتصادی به فکر تامین و افزایش اعتبار برای کشور نباشد.

خیلی از ما ، با احترام از داستان توسعه سامسونگ از یک مغازه کوچک به یک امپراطوری اقتصادی ، یاد میکنیم در حالیکه در کشور خودمان یک شرکت که در اوایل دهه شصت ، از یک زیرزمین اجاره ایی با سه نفر ، کار خود را آغاز میکند و امروز به بزرگترین قطعه ساز خودرو با ۲۵ هزار شاغل تبدیل شده ، درست زمانیکه صنعت خودرو بشدت تحت فشار تحریم ها برای تهیه قطعات است ، این مجموعه به دلیل سرمایه گذاری در شرکت های خودروسازی که همه مدعی زیان ده بودن آنها هستند ، میشود مافیا خودرو ، دو تابعیتی ، متهم به انواع ادعاها و…. ، با افتخار، آنها را به دادگاه میکشیم و قبل از قطعی شدن رای دادگاه ، با آبروی آنها بازی میکنیم تا درس عبرتی باشد برای سایرین تا بجای سرمایه گذاری و توسعه فعالیت خود در کشور ، با فرار سرمایه ، در خارج از کشور ساکن بشوند. براستی تا بحال چند نفر را بدلیل فرار سرمایه از کشور محاکمه کرده ایم ؟ و چند نفر را بخاطر سرمایه گذاری مورد هجمه قرار داده ایم ؟

یا اخیرا” فعال اقتصادی که از یک گاری دستی کار خود را شروع کرده و امروز احتمالا” بزرگترین فعال صنعت لبنیات کشور در بخش خصوصی است ، با عنوان ادعای پرونده بیش بود در گمرگ ، مورد هجمه قرار میدهند و با جو سازی سعی در فشار روی هیات های حل اختلاف و انحراف پرونده دارند. براستی ما چند هزار پرونده بیش بود در گمرگ و در دست رسیدگی داریم ؟  چه تعدادی آز آنها منجر به رفع تعرض و یا کاهش شدید ادعاهای مطرح شده میشوند ؟ چطور فقط بعضی از آنها و از قضا در مورد فعالین موفق اقتصادی ، رسانه ایی میشوند ؟

همه اینها در حالی اتفاق میافتد که خدای این مردم ، تخریب آبروی آنها را تخریب کعبه میداند . حرمت آبرویشان را حرمت خون آنها دانسته است. هیچکس مخالف رسیدگی به اتهامات و مجازات خاطیان نیست اما رسیدگی به اتهامات (و قبل از اثبات این اتهامات ) با ریختن آبروی مردم و ضربه به روحیه تولید و سرمایه گذاری ،متفاوت است.

فراموش نکنیم که در کشور ما بدلیل عدم استاندارد سازی وظایف کارگذاران و در نتیجه ، ایجاد دامنه وسیعی از اختیارات ، برای ایشان ، عملا” بجای کارگزار ، در تمام رده های سازمانی با قاضی مواجه میشویم . قاضی که اختییار دارد در بین طیف وسیعی از گزینه ، هرکدام را که میخواهد در مورد ارباب رجوع ، اعمال کند. این عدم تعریف و استادارد سازی وظایف کارگزاران در برخورد با تمام شرایط محتمل الوقوع ، سرمنشا ایجاد فساد است . فسادی که صرفا” ماهیت رشوه ندارد بلکه در بسیاری از موارد ، ماهیت باج و باج خواهی دارد . مسلما” برخورد با این دو پدیده کاملا” متفاوت است و در مورد باج خواهی کارگذاران ،( یعنی پدیده ایی که بسیاری از فعالان اقتصادی با آن مواجه بوده و قطعا” در مواردی ناچار به تمکین میشوند ) نباید قربانی باج خواهی را یک مجرم رشوه دهنده  دانست . چرا که آنها قربانی یک سیستم اشتباه هستند. بهترین مصداق این تفاوت ماهوی را در سیره امیرالمومنین علی (ع) میبینیم . آنجا که ایشان پس از اطلاع یافتن از باج گیری ناظر بازار اهواز ( بنام ابن هرمه ) در نامه به حاکم اهواز حکم به دستگیری ابن هرمه و برگرداندن وجوه دریافتی او از مردم و مجازات شدید ابن هرمه را میدهند. خلاصه کلام آنکه :

حمایت از تولید ، بدون صیانت از آبروی مدیران موفق و تولیدکندگان ، شعاری بیش نیست..

امید است که با درایت مسئولین ، بیش از این شاهد ترور فعالان جنگ اقتصادی نباشیم و تا قطعی شدن رای دادگاهها اجازه شرارت به دشمنان کشور ، عوام فریبان و عوام زدگان را ندهیم.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان