اینترنت نسل سوم: متاوورس، رمزارزها، بلاکچین
اینترنت نسل سوم: متاوورس، رمزارزها، بلاکچین

این مصاحبه یک روز قبل از افتتاح نمایشگاه متاراد انجام شده است. تمرکز مصاحبه بر روی آینده و متاورس، برنامه های استراتژیک و چرایی شرکت در نمایشگاه متمرکز بوده است.

این مصاحبه یک روز قبل از افتتاح نمایشگاه متاراد انجام شده است. تمرکز مصاحبه بر روی آینده و متاورس، برنامه های استراتژیک و چرایی شرکت در نمایشگاه متمرکز بوده است.

اقتصاد دیجیتال: انتقال ارزش در بستر فضای مجازی

اقتصاددان: این مصاحبه یک روز قبل از افتتاح نمایشگاه متاراد انجام شده است. تمرکز مصاحبه بر روی آینده و متاورس، برنامه های استراتژیک و چرایی شرکت در نمایشگاه متمرکز بوده است. با این پیش فرض که مخاطبین با متاورس آشنا هستند. آنچه برای مصاحبه کننده محوریت داشته اقتصاد دیجیتال با توجه ویژه به جهان مجازی و فناوری هایی مانند بلاکچین و رمزارزها و متاورس بوده است.

من احساس می کنم ما تحت تاثیر موج جهانی صرفا در حال برگزار کردن رویدادهایی هستیم که نشان دهیم در حوزه فناوری های نو فعال هستیم. ولی هیچ دیدگاه روشنی از اتفاقات واقعی در بنگاه های اقتصادی نمی بینم، به نظر شما ما به سمت برنامه های هیجانی مقطعی در حال حرکت هستیم یا یک اتفاق ریشه ای در حال شکل گیری است؟ این نوع رویدادها می توانند به شما و مخاطبین برای دست یابی به حوزه مشترک فناورانه کمکی بکنند؟
رویدادهای نسل جدید مانند این نمایشگاه یک تفاوت بسیار ریشه ای با نمایشگاه های سنتی دارند. در نمایشگاه های سنتی شرکت کنندگان سعی می کردند به مخاطبین بگویند: ما در حال توسعه محصولات و خدمات جدیدی هستیم یا هر چیز دیگری در همین حد. ولی در رویدادهای نوین مساله اصلی محصول، خدمات یا حتی فناوری نیست. مساله این رویدادها زمان است.

زمان به عنوان یک هدف در نظر گرفته می شود. ما در این رویدادها سعی داریم بگوییم: ما در حال گسترش و توسعه آینده هستیم. با این پیش فرض که تعریف “جهانی”(ورس) تغییر کرده است. اینکه بگوییم ما تحت تاثیر هیجانات جهانی داریم کاری می کنیم یک فرض نادرست است. چون جهان دیگر حاصل جمع مجموعه هایی مستقل و جدا از هم نیست. جهان مجموعه ای یکتا متشکل از اعضایی است که هر کدام می توانند عضو هر مجموعه دیگری باشند ولی عضویت در مجموعه های دیگر تاثیری در رفتارشان در مجموعه یکتای جدید ندارد. هستی شناسی متاورس آن را به عنوان فراجهان مطرح می کند. هستی شناسی به عنوان نامگذاری و طبقه بندی پدیده ها نشان می دهد که هر ماهیت “چیز”، “چیست” و در چه طبقه ای قرار می گیرد. متاورس جهانی جدید بر پایه روابطی جدید در ادامه جهان هایی است که بشر تا کنون به آن ها دست یافته است. پس باید بگویم: نخیر این یک اتفاق مقطعی نیست بلکه یک اتفاق ریشه ای و همه جانبه است. اتفاقی در بنگاه های اقتصادی نمی بینید: احتمال دارد روش رصد کردنتان درست نیست.

با چشم غیر مسلح نمی توانید کیهان را رصد کنید وبگویید اتفاقی در جهان هستی نمی افتد و همه چیز ثابت است. ضمن اینکه برای دیدن نوع جدیدی از اتفاق باید عینک خاص آن محیط را به چشم بزنید. اتفاق در حال افتادن است اگر ما نمی بینیم دلیل بر عدم وجودشان نیست. ما هم در درجه اول یک بنگاه اقتصادی هستیم و امثال ما که در این نمایشگاه حاضر هستند. ما را نمی بینید؟ اگر نظرتان بنگاه های قدیمی تر و شناخته شده است. تعداد بانک ها و فعالان حوزه های مالی/ پولی و دیگران را نگاه کنید. کافی نیست؟
ولی فکر می کنم ما با دو ابهام مهم در مورد متاورس و فناوری های جهان مجازی روبرو هستیم: اول اینکه تعریف درست و واضحی از این جهان نداریم. همه چیز در فضایی ابهام آلود قرار دارد و ما نمی توانیم به درک درستی برسیم. دوم تجربه اختصاصی ما از فناوری است که همواره موجب سلطه بیشتر دیگران به ما بوده و فرهنگ ما را از میان برده است.

اولین بار که عنوان کفش های میخی(استوک دار) را شنیدم در عالم کودکی فکر می کردم چه خوب؛ حالا با این کفش ها راحت می شود از درخت بالا رفت. حتی تصور می کردم عمود بر تنه درخت و بدون استفاده از دست می توانم از درخت صعود کنم. بدیهی است که درک ما از فناوری به دو مساله بستگی دارد. اول باید با آن روبرو شویم دوم اینکه آن را بکار ببریم. با تعریفی که در اسارت واژگان قرار دارد محال است بتوانیم دید درست و دقیقی از “چیز”ها بدست بیاوریم. مساله دوباره در اینجا زمان است.

با گذشت زمان و افزایش نسل های آشنا با فناوری و منقرض شدن نسل های سنتی مساله خود به خود حل می شود. اینکه من بگویم متاورس یک جهان سه بعدی مجازی بر پایه واقعیت افزوده و واقعیت مجازی است که در بستر بلاکچین و با تکیه بر رمزارزها و هوش مصنوعی جامعه ای نوین را می سازد. مثل این است که برای سرخپوستان آمریکا جامعه مدنی و مدرن انگلستان را توضیح بدهم. تنها شانس شناخت فقط و فقط زندگی در سیستم جدید است. فناوری خود را تحمیل می کند چه بخواهید چه نخواهید، چه بترسید و عقب بکشید چه بپذیرید و پیاده اش کنید. فقط یک راه وجود دارد و آن فرار به دور دست ها است.

می توان مثل دهکده های ابتدایی آمازون راه ورود هر گونه موضوع جدید را بست. و هزازران سال مانند روز اول زندگی کرد. اینکه فکر کنیم فناوری فرهنگ ها را از بین می برد درست نیست. ممکن است فرهنگ را دگرگون کند ولی نمی تواند و قرار نیست که فرهنگ را از اساس نابود کند. هدف از ایجاد فناوری کمک به بشر برای زندگی بهتر و آسانتر در محیط خشن طبیعت است. فناوری موجودی در مقابل انسان و جوامع انسانی نیست. فناوری اصیل ترین دارایی بشر است. اصالتی ارزش آفرین و ارزش زا.
یک مساله مهم: انسان با تخیل شروع شده با واقعیت توسعه پیدا کرده وبا تخیل ادامه داده. این چرخه تخیل و واقعیت است که علم و فناوری را می سازد و موجب توسعه می شود.

اشاره کردید به جهان یکپارچه متاورس در دنیایی مجازی ولی آنچه ما می بینیم متاورس های جدا از هم و تکه تکه هستند که هر کسی می تواند برای خود ایجاد کند و در عمل پراکندگی را توسعه دهد. و پراکندگی همواره با اختلاف و دشمنی همراه است. آینده ای که تصور می کنید می تواند آینده ای پر از درگیری بین نسخه دیجیتال انسان ها باشد.

این که گفتید ناخودآگاه من را یاد سناریوهای هالیود در خصوص آینده انداختید. جایی که همه چیز از بین رفته و چند انسان یا ماشین یا ترکیبی از انسان و ماشین بر بشر مسلط شده اند. ولی در واقع اینگونه نیست و نخواهد بود. سئوالتان دقیقا مثل این می ماند که به قول “زاکربرگ بگوییم هر شرکتی اینترنت خاص خود را توسعه می دهد”. به نظر شما این شدنی است که گوگل اینترنت خود و ماکروسافت و شرکت های بزرگ و کوچک دیگر اینترنت خاص خود را داشته باشند؟ مسلم است که نمی شود. اینکه می گوییم نسل سوم اینترنت اشاره به همین موضوع است، که در نیای نت جهانی شما می توانید سایت خودتان را داشته باشید. ولی نمی توانید وب خودتان را داشته باشید. متاورس یک جهان یکتا است که شما می توانید چیزی که می خواهید را درون آن داشته باشید. ولی نمی توانید “ورس” خود را داشته باشید. متاورس جهان یکتایی است که به سمت یکپارچکی می رود. زمینه ای برای تولد دهکده جهانی واقعی بر اساس یکپارچکی اطلاعات، ارتباطات و ارزش ها. چیزی که شما می گویید به تعریف یونیورس نزدیکتر است تا متاورس. یونیورس جمع جهان هاستو متاورس فراتر از جهان ها.

مساله اساسی در ایجاد اقتصاد دیجیتال برای دست یابی به اینترنت ارزش توسعه ابزارهای سازگار است. سازگاری بارها گفته ام عامل مهمی در دوام و پایندگی است. منظور از ابزارهای سازگار ابزارهای فوق پیشرفته نیست. منظور ابزارهای کاربردی هستند که خواسته فناوری زمینه(بستر)، اعضای انسانی و اعضای ماشینی و برنامه های حاضر در شبکه را تامین کنند. در دسترس باشند، شفاف باشند، کاربرد آسانی داشته باشند و توسط جامعه کاربران پذیرفته شوند.

یک شبکه مخابراتی تلفن همراه را در نظر بگیرید که گوشی های شرکت های مختلفی در آن کار می کنند. بدیهی است که هر سازنده گوشی همراه، شبکه خود را ندارد بلکه همه گوشی ها در یک شبکه مخابراتی یکتا عمل میکنند و در تعامل با هم هستند. ولی برند، شخصیت و خدمات خاصی دارند که اقتصاد هر یک را تشکیل می دهد. ولی کل این اقتصاد یک اقتصاد دیجیتال با محوریت مخابرات است.

اقتصاد دیجیتال مفهوم دیگری است که در همین نمایشگاه نیز به عنوان محور طرح شده. ولی در واقعیت نشانه ای دقیق از آن نمی بینیم. جهان متاورس بیشتر محلی برای بازی(گیم) است. بازی های گردش مالی بالایی دارند ولی انتخاب حیاتی ما نیستند. براحتی می توانند اولین گزینه ما برای حذف از سبد اقتصادی خانواده ها و جوامع در صورت بروز چالش های مالی باشند. و این می تواند ضربه بزرگی برای جهان متاورس و حواشی آن باشد.

فوتبال ابتدا یک بازی وحشیانه بود که توسط سربازان چینی بوسیله سر دشمنان انجام می شد. بعدها گویا توسط انگلیسی ها قانونمند شد. و بعنوان یک بازی اندک اندک به گونه ای بزرگ شد که دلیلی برای اثبات ثبات سیاسی کشورها و سپس یک عامل اقتصادی بزرگ شد. یک بازی که به هیچ عنوان قابل حذف شدن از ساختار اجتماعی نیست.

بازی بودن دلیل بر بی ارزش بودن و قابل حذف بودن یک فعالیت نیست. کشورها و شرکت ها میلیون ها دلار صرف توسعه آواتارها، ایزارهای مجازی، هوش ماشینی، اینترنت چیزها، گردشگری مجازی، پزشکی و سلامت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و فناوری هایی از این دست نمی کنند که فقط تعدادی بازی مجازی عرضه کنند.

این ابزارها برای توسعه آینده به وجود می آیند. تصور کنید سفرهای فضایی ممکن شده اند. والدین شما در زمین، شما در مریخ و پسرتان در منظومه ای دیگر است. چگونه می توانید با هم زندگی مشترکی داشته باشید؟ امکان تشکیل خانواده متاورسی متشکل از آواتارهای شما وجود ندارد؟ جایی که روابط، اطلاعات و ارزش ها بر پایه مجاز تشکیل می شوند. کمی اجازه دهید قوه تخیل تان پرواز کند. درست است که خبرنگارها با واقعیت ها سر و کار دارند ولی واقعیت با عینیت تفاوت دارد هر چیز واقعی لزوما نباید عینی باشد.

این یک فلسفه جدید نیست. مفاهیمی مثل آفریدگار، فرشتگان، شیطان، بهشت و… عینی نیستند ولی از دیدگاه بسیاری از مردم واقعی هستند. جامعه متاورسی دور از تصور نیست در آینده ای که مرزهای فیزیکی بقدری توسعه یافته اند که تشکیل خانواده ها و جوامع فیزیکی عملا غیر ممکن است.

از یاد نبرید هدف ما از برگزاری، شرکت در این نمایشگاه و رویدادهای مشابه و فعالیت در این حوزه توسعه و گسترش آینده است. آینده ای که نمی توانیم تصور کنیم ولی می توانیم به سمتش برویم. اقتصاد دیجیتال گردش تجارت، پول، ارزش های مادی که تبدیل به لرزش دیجیتال شده اند و ارزش های معنوی در این جهان بدون مرز یا با مرزهای گسترده است. رمزارزها امکان داد وستذ بین اعضای فراجهان را فراهم می کنند. آنچه در حال حاضر اقتصاد دیجیتال می نامیم و شما بدنبال نشانه ای از آن هستید اقتصاد سنتی بر بستر اینترنت است، شروعی برای اقتصاد دیجیتال که فقط نقطه شروع است. ولی همه آن نیست. تاکید موکد می کنم مساله توسعه زمان است. گسترش هر چیزی که الان داریم در آینده ای که نمی توانیم درکش کنیم. و ترسناک تر اینکه نمی توانیم ترکش کنیم. ولی می توانیم در شکل دادنش شریک باشیم.

و سخن پایانی

در پایان نه در ادامه لازم می دانم از ترتیب دهندگان و برگزار کنندگان این رویداد ارزشمند تشکر ویژه ای داشته باشیم. مدیران آینده نگر، بزرگواران و متخصصانی که با به خطر انداختن دارایی های مادی، مدیریتی و اعتبار خودشان امکان حرکت به سمت آینده را فراهم می کنند. افرادی که باور دارند مرزهای جهان به کشف قاره های جدید محدود نمی شود و زمینه سفر به ناشناخته ها را فراهم می کنند. با توسعه تخیل، تعقل و خطر کردن(ریسک) زندگی هیجان انگیز انسان را می سازند. در غیر اینصورت تحمل کسالت زندگی برای چند دهه هم مشکل بود.

  • نویسنده : دکتر محسن سبحانی