گذری و نظری بر شازده حمام/قسمت پنجم
گذری و نظری بر شازده حمام/قسمت پنجم

قالَ الإمام الجواد علیه‌السلام: مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ. (بحار‌الانوار، ج۶۸، ص۳۴)* *امام جواد علیه السلام فرمود: هرکس موقعیت‌شناس نباشد، جریانات، او را مى‌رباید و هلاک خواهد شد. شهادت امام محمد تقی الجواد علیه السلام تسلیت باد. شازده حمام یک کتاب صرفاً توصیفی بر مبنای خاطرات شخصی نیست. خاطراتی که محور و مرکز آنها […]

قالَ الإمام الجواد علیه‌السلام: مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ. (بحار‌الانوار، ج۶۸، ص۳۴)*
*امام جواد علیه السلام فرمود: هرکس موقعیت‌شناس نباشد، جریانات، او را مى‌رباید و هلاک خواهد شد.
شهادت امام محمد تقی الجواد علیه السلام تسلیت باد.

شازده حمام یک کتاب صرفاً توصیفی بر مبنای خاطرات شخصی نیست. خاطراتی که محور و مرکز آنها فقط «منِ خوب» باشد. یا خاطراتی که «منِ قهرمان» راوی‌شان باشد. به نظر من سه ویژگی مهم در تاروپود شازده حمام هست که این کتاب را شایسته توجه و تأمل می‌نماید.

۱- کار پاپلی یزدی در شازده حمام انتقادی[۱] است. او با شالوده شکنی در طرح موضوع‌های مختلف نظیر سنت، مدرنیته، تأخر فرهنگی، فقر، دین، حکومت، اقتصاد، جامعه عشایری، آموزش و پرورش، وضعیت زنان و کودکان، فضایل و رذایل اخلاقی، فرهنگ، تعصبات، دانشگاه و غیره قصد دارد به مسئله[۲] بپردازد و صرفاً در پی ارائه یک گزارش توصیفی و ایجاد لذت و سرگرمی نیست؛ بلکه او می‌خواهد توجه جامعه را به مسئله اجتماعی، فرهنگی و انسانی معطوف کند.

او می‌نویسد: «همیشه رُک‌گویی من کار دستِ من داده است» (ج۱: ص۱۷۷). یا «من با این نوشته‌ها آبرو و حیثیتم را خدشه‌دار می‌کنم و جانم را به خطر می‌اندازم» (ج۴: ص۱۸۰). یا در باره دکتر علی شریعتی می‌نویسد: «به حرف‌های دکتر علی شریعتی ذره‌ای اعتقاد نداشتم. هنوز هم بعد از چهل و چند سال فکر می‌کنم حرف‌های دکتر تخیل بود. من هنوز فکر می‌کنم که حرف‌های دکتر علی شریعتی نه شرقی، نه غربی و نه اسلامی است. حرف‌های دکتر علی شریعتی مخصوص خودش است» (ج۳: ص۴۶۲). «حالا یکی نیست بگوید پاپلی، بنده خدا، دکتر علی شریعتی در این مملکت یک اسطوره است، پا تو کفش او نکن، که گور خودت را کنده‌ای. خوب آدم وقتی سنش از حضرت ختمی مرتبت بیشتر می‌شود، کاری ندارد جز اینکه گور خود را بکند. وقتی خاتم انبیاء فقط ۶۳ سال عمر کرده است این بنده چکاره هستم که بیشتر عمر کنم؟ فقط می‌توانم شکر خدا را به جا بیاورم» (ج۳: ص۱۹۶).یا برخی مداحان را اینگونه معرفی می‌کند: «من قدرت برخی از مداحان کاسبکار یزدی را می‌دانم. قدرت آنها از قدرت شیطان بیشتر است! از شرشان باید به خدا پناه برد!» (ج۴: ص۱۸۰). درباره دانشگاه‌ها می‌نویسد: «به حضرت عباس در ۸۰% موارد نه. من در جای دیگر خواهم نوشت که چگونه برخی استادان ما مثل دراکولا حاضرند خون همکاران خود را بخورند. هرچند که من از همه اساتید خوب و خوش اخلاق کشور تشکر می‌کنم … من در اکثر گروه‌های دانشگاهی جز دارونیسم اجتماعی درس تنازع بقا، درس حسادت و فرهنگ منحط، چیز دیگری نیاموختم. بی‌خود نیست که بارها گفته‌ام دانشگاه‌های ما نه شرقی است، نه غربی نه اسلامی نه ایرانی. دکانی است بی حساب و کتاب» (ج۳: ص۳۵۶). او در باره اعدام در ملاء‌عام اینگونه اظهار نظر می‌کند: «من با اعدام در ملاء‌عام مخالفم. دلیلش هر چه می‌خواهد، باشد. من از بچگی اعتماد به نفس دارم. حرف‌هایم را می‌زنم، نظریاتم را می‌گویم. پس با اعدام مخالفم» (ج۴: ص۲۲۴).

۲- ویژگی برجسته‌ی دیگر پاپلی یزدی در شازده حمام ارائه نوعی نظریه اجتماعی در باره ایران است. او در سراسر کتاب و در تاروپود داستان‌ها، روایت‌ها و خاطره‌ها نظریه‌پردازی می‌کند.

پاپلی یزدی در مصاحبه‌ای با شهر آرانیوز به مناسبت انتشار جلد پنجم شازده حمام می‌گوید: «در شازده حمام یک و دو، حدود هشتاد نظریه علمی وجود دارد و این‌ها برآمده از سابقه علمی من است»[۳] او در باره سیاست ازدیاد جمعیت می‌نویسد: «وقتی فقر همه جا را گرفته است آدم اضافی یعنی دهان اضافی. یعنی فقر مضاعف. در اکثر کشورهای جهان سوم درست وقتی جامعه دارد فقیر می‌شود روسا می‌خواهند سیاست افزایش جمعیت پیشه کنند» (ج۳: ص۹۷). درباره فرهنگ می‌نویسد: «همه زندانی فرهنگ خویشیم» (ج۳: ص۱۵۱). در باره مردهای یزدی: «مردهای یزدی جز موارد استثنایی اهل سیاست هم نبودند» (ج۳: ص ۲۴۶). در باره آزادی زنان می‌نویسد: «کشوری که زن‌هایش در اجتماع فعال نباشند به آزادی نمی‌رسند. تا زن‌ها آزاد نشوند انقلاب‌ها به ثمر نمی‌رسد. منظورم آزادی است یک کسی به بی‌بندوباری تفسیر نکند» (ج۳: ص۴۶۱). در باره اعتیاد به قدرت می‌نویسد: «اعتیاد به قدرت، شاید از همه بدتر باشد. آدم مست قدرت که شد، عقلش کم می‌شود؛ چشمش کور می‌شود، گوشش نمی‌شنود، اعتیاد به قدرت از اعتیاد به هروئین و شیشه بدتر است. اعتیاد به مواد مخدر خانواده‌ای را نابود می‌کند. اعتیاد به قدرت کشورها و ملیت‌ها را نابود می‌کند. هرچه استفاده‌اش طولانی‌تر شود، اعتیاد می‌آورد. قدرت هم همین‌طور است. ترک قدرت هزارها بار از ترک اعتیاد مشکل‌تر است» (ج۴: ص۸۶). او در خصوص اعتراض مردم می‌نویسد: « در این مملکت هر ۳۰ – ۵۰ سال یکبار صداهای حبس شده در سینه فریاد می‌شود. از فریادهای ۱۳۵۷ درس بگیریم. این را به دوستانی می‌گویم که فکر می‌کنند با فشار می‌توانند مردم را آرام نگه دارند. مملکتی که همه‌ی مردم آن آرام باشند در آن‌جا تظاهرات نباشد، اعتراض نباشد آن مملکت آماده انفجار است. من گفتم حالا خود دانید» (ج۴: ص۱۶۷). به‌سخره گرفتن نظام اقتصادی: «سیصد هزار تومان آن سالها [سال ۱۳۴۸] می‌دانید یعنی‌چه؟ یعنی حدود ۱۵ میلیارد تومان در اول سال ۱۳۹۰ و ۳۰ میلیارد تومان آخر سال ۱۳۹۱. زنده‌باد تورم» (ج۳: ص۳۸۳). پاپلی یزدی با این عبارت «من فهمیدم» به نتایج جالبی می‌رسد: «من در کلاس اول که مبصر شدم وقتی بچه‌هایی که مشق نداشتند را نزد ناظم بردم با اینکه مبصر بودم از ناظم کتک خوردم برای همین دیگر مبصر نشدم چون فهمیدم مبصر شدن کتک خوردن هم دارد و بعدها هم هرگز پُست اداری نگرفتم» (ج۱: ص۷۳).

۳- ویژگی مهم دیگر خاطرات دکتر محمد حسین پاپلی یزدی در شازده حمام قدرت جزئیات[۴] است. او از سطح کلیات می‌گذرد و به کاوش در لایه‌های متعدد آنچه توصیف می‌کند، می‌پردازد. به‌عنوان مثال او در بخش «همبستگی مردمی» (ج۴: صص۱۷۰-۱۵۹) جزئیاتی از کمک‌های مردمی برای پرداخت جریمه آقا رضا نوشته است و این فهرست را با نام و مبلغ کمک‌کنندگان در ضمیمه شماره ۲ آورده است که نشان می‌دهد این خاطره‌ها بر مبنای جزئیات دقیق، پژوهش محور است.

او وقتی در باره‌ی فقر می‌نویسد گویی تابلویی جلوی چشمانتان ترسیم می‌کند: «بچه‌ی کارگری که برای کتیراگیری از بافق آمده بود تا به کردستان برود در گاراژ قزوین از فرط گرسنگی نانش را به پاهای برهنه‌ی آغشته به روغن پسرکی کشید که توانسته بود خود را به روغن‌های ریخته‌ی کف گاراژ برساند» (ج۲: ص۲۱۷). «دختر ۱۲-۱۰ ساله عشایری هنگام کوچ دنبال شتری که کیسه‌های پنیر بارش بود می‌دوید و کاسه‌ای را زیر آب‌پنیر گرفته بود و نانش را در آن ترید می‌کرد و می‌خورد» (ج۳: ص۲۸۳).

*اهواز – لفته منصوری*
*روز یکشنبه ۲۰ تیرماه ۱۴۰۰*

پانوشت اصطلاحات:
[۱]- Crtical
[۲]- Problem
[۳]- https://shrr.ir/000G2i
[۴]- Power detail