چه ببارد و چه نبارد،ما بدبختیم!
چه ببارد و چه نبارد،ما بدبختیم!

گفت: تو هی می گفتی دعا کن باران ببارد! حالا بفرما با این بارندگی های اخیر و این همه تلفات انسانی و هزاران میلیارد تومان خسارات کشاورزی و مالی چه کنیم؟ گفتم: آخر کشور ما یکی از خشک ترین اقلیم های جهان است و خطر بی آبی و خشکسالی بزرگ ترین خطر برای کشور ماست! […]

گفت: تو هی می گفتی دعا کن باران ببارد! حالا بفرما با این بارندگی های اخیر و این همه تلفات انسانی و هزاران میلیارد تومان خسارات کشاورزی و مالی چه کنیم؟

گفتم: آخر کشور ما یکی از خشک ترین اقلیم های جهان است و خطر بی آبی و خشکسالی بزرگ ترین خطر برای کشور ماست!

گفت: خدا هم از دست ما خسته شده! بالاخره ببارد یا نبارد؟ اگر نبارد،خشکسالی ما را می کُشد و اگر ببارد، سیلاب! مدیران ما نه می توانند خشکسالی را مدیریت کنند و نه سیلاب را!

گویند، مردی دو دختر داشت؛یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد.
چندی بعد همسرش به او گفت :
ای مرد ،سری به دخترانت بزن و احوال آن ها را جویا شو!
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد. دخترک گفت :

زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم. اگر باران ببارد، خیلی خوب است، اما اگر نبارد، بدبختیم!
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت:

کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم. اگر باران ببارد، بدبختیم و اگر نبارد ،خوب است!
مرد به خانه خود برگشت. همسرش از اوضاع پرسید. مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ،ما بدبختیم!!!
حالا حکایت امروز ماست! باران ببارد، خیلی ها بی خانمان می شوند و خواب ندارند؛ و اگر نبارد، خیلی ها آب و غذا ندارند …!

گفتم: باز هم سیاهنمایی کردی؟!

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان