چرا دولت موقت تن به مصادره‌ها و ملی شدن‌ها داد؟
چرا دولت موقت تن به مصادره‌ها و ملی شدن‌ها داد؟

دولت موقت و نخست‌وزیرش مهندس مهدی بازرگان، یکی از متناقض‌ترین سیاست‌های اقتصادی دوران معاصر را داشت.

دولت موقت و نخست‌وزیرش مهندس مهدی بازرگان، یکی از متناقض‌ترین سیاست‌های اقتصادی دوران معاصر را داشت.

اقتصاددان: از یک‌سو، به اقتصاد آزاد باور داشت و موافقان و مخالفانش، او را لیبرال لقب داده‌اند و از سوی دیگر، رادیکال‌ترین سیاست‌های ضد‌بازار آزاد از جمله نقض گسترده مالکیت بنگاه‌های بخش خصوصی و ده‌ها مورد مصادره و ملی شدن‌ها در دولت موقت طراحی و اجرا شد. آیا می‌توان مدعی شد بازرگان همچون بسیاری از روشنفکران مسلمان رؤیای اقتصادی را در سر داشت که نه سرمایه‌داری بود و نه سوسیالیسم. راهی میان این دو؟

برای پاسخ به این سوال با دکتر موسی غنی‌نژاد به گفت‌وگو نشسته‌ایم:.

گزیده‌ای از گفت وگو: 

موسی غنی‌نژاد:

مهندس بازرگان از نظر فکر اقتصادی تنها بود، هم در داخل نهضت آزادی و هم در دولت موقت، ولی این نافی مسوولیتش در دولتی کردن اقتصاد نمی‌شود. من نمی‌خواهم او را تبرئه کنم، بالاخره این کار در دولت او انجام شد، و او اگر واقعاً مخالف بود و می‌خواست در مقابل اینها بایستد، شاید باید زودتر استعفا می‌داد، ولی می‌دید که در داخل نهضت آزادی هم همین‌طور فکر می‌کنند، یعنی فقط خودش مانده، که مخالف این سیاست‌هاست. بنابراین با این شرایط کنار آمد.پ

ولی این نکته را هم بگویم مهندس بازرگان شخصیت فوق‌العاده محکمی داشت، خیلی کم می‌توان در دنیای سیاست کسی را از نظر صداقت، ثابت‌قدم بودن، داشتن اصول فکری و پایبند بودن به اخلاق همچون او پیدا کرد. بازرگان در زمستان سال ۱۳۷۳ فوت کرد. او اواخر عمرش در برخی مجالس و سخنرانی‌ها، تمام زندگی سیاسی‌اش را تا آن زمان زیر سوال می‌برد و می‌گفت اشتباه بزرگ وی وارد کردن دیانت در سیاست بود.

تصور کنید انسانی در سن هشتاد و چند‌سالگی، که تقریباً تمام عمر خودش را از بیست‌سالگی به مدت شصت سال فعالیت سیاسی کرده، ابایی نداشت زندگی سیاسی خود را زیر سوال ببرد و بگوید که اشتباه کرده است. متاسفانه فوت غیرمترقبه‌اش در سوئیس، خیلی زود و نابهنگام به تحول فکری که آغاز کرده بود، پایان داد. در هر صورت او این صداقت و جسارت را داشت که اعتراف کند بیش از شصت سال در اشتباه بوده است.