تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 آذر 1402 - 18:33
کد خبر : 150271

چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم است؟!

چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم است؟!

#طنزسیاهنمایی ۶۸۶ چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم است؟! گفت: چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم محسوب‌ می‌شود؟! چرا مردم باید چشمانشان را بر روی اموال مسئولان ببندند؟ گفتم: هرگونه تجسُّس در زندگی و اموال مردم ناپسند است،بویژه مسئولان پاکدست ما. گفت: تصویب همین قوانین است که به اختلاس‌های بزرگ و شرم‌آور منجر می‌شود. در

#طنزسیاهنمایی ۶۸۶

چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم است؟!

گفت: چرا تجسُّس در اموال مسئولان، جرم محسوب‌ می‌شود؟!

چرا مردم باید چشمانشان را بر روی اموال مسئولان ببندند؟

گفتم: هرگونه تجسُّس در زندگی و اموال مردم ناپسند است،بویژه مسئولان

پاکدست ما.

گفت: تصویب همین قوانین است که به اختلاس‌های بزرگ و شرم‌آور منجر

می‌شود. در یک جامعۀ آزاد و دموکراتیک هر مسئول(هرچند فاسد!) خودش را

در یک اتاق شیشه‌ای می‌بیند و هزاران چشم و دوربین خبرنگاران و مردم او

را می‌پایند! بنابراین جرات و امکان اختلاس و فساد وجود ندارد.

می گویند در نوبت حمام خانم‌ها(حمام، نوبتی زنانه و مردانه بوده)، سوراخ

لولۀ سفالی خزینه می‌گیرد و آب،بشدّت داغ می‌شود.

صاحب‌جان، یکی از زنان حمام، نزد کَل‌اسدالله (مسئول حمام ) می‌رود و

از او می‌خواهد به‌حمام بیاید و سوراخ را بازکند.

کل‌اسدالله اولش بهانه‌می‌آورد که نه! نمی‌شود و زن‌ها لخت هستند و از این‌

حرف‌ها. اما گویا این‌پیش‌آمد بی‌سابقه نبوده و کل‌اسدالله هم راهِ رفتن به‌حمام

زنانه را خوب بلد است.

پاچه‌های شلوارش را بالا‌می‌کشد و در ورودیِ حمام داد‌می‌زند:

« آهای، خانم‌ها، چشم‌هایتان ببندید، مرد دارد می‌آید»!

زن‌های لخت، چشم‌هایشان را می‌ببندند که کل‌اسدالله واردشود!

صاب‌جان هم پشت‌بند او داد می‌زند:

« آهای، چشم‌هایتان ببندید، مرد دارد می‌آید».

وَ این‌گونه است که کَل‌اسدالله وارد حمام می‌شود. از میان زنان لخت، که

دست بر چشم دارند، می‌گذرد و سوراخ لولۀ سفالی را باز‌می‌کند!

آب، ولرم می‌شود و کل‌اسدالله می‌رود.

مادر اوس‌شکرالله، که در حمام بوده، به‌سمت خزینه می‌رود، دستی توی آب

می‌زند و با رضایت می‌گوید:

« بارک‌الله کل‌اسدالله! بارک‌الله . . ‌. خدا خیرش بده . . . »

و سپس با لحنی فیلسوفانه ادامه‌می‌دهد:

« ولی کَل‌اسدالله باید چشم‌هایشِ ببندد، نه ما! »

و صاحب‌جان با لحنی حق‌به‌جانب پاسخ‌می‌دهد:

«خب، در آن صورت چطور سوراخ سفالی را بازکند؟ »

(با بهره‌گیری از داستان کُتِ زوک مهدی محبی کرمانی)

چقدر شبیه حال‌ و‌ُ روز ما است.

به‌جای این‌که مسئولان چشم‌هایشان بازکنند که اختلاس‌ و دزدی نشود،

مردم باید چشم‌هایشان ببندند تا برخی از مسئولان بتوانند چپاول‌‌کنند!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

17 − دو =