نخبه ها مشکل تعقل دارند یا برخی مسئولین؟
نخبه ها مشکل تعقل دارند یا برخی مسئولین؟

این روزها خبرهای ناخوشایندی خاصه در فضای مجازی، در مورد مهاجرت مردم ایران به صورت مستمر به گوش می رسد چند نکته را بصورت خلاصه دراین موضوع مورد دقت قرار می دهیم نکته اول: مدتهاست سوالی به صورت تکراری و خودکار از طرف آقایان مسئول تکرار می شود آقایان مسئول با سوالی تکراری هم سوال […]

این روزها خبرهای ناخوشایندی خاصه در فضای مجازی، در مورد مهاجرت مردم ایران به صورت مستمر به گوش می رسد
چند نکته را بصورت خلاصه دراین موضوع مورد دقت قرار می دهیم

نکته اول: مدتهاست سوالی به صورت تکراری و خودکار از طرف آقایان مسئول تکرار می شود
آقایان مسئول با سوالی تکراری هم سوال
می کنند، هم محکوم می‌کنند، که چرا جوانان کشور مهاجرت می کنند؟
در حالی که اگرآقایان مسئول با دقت بیشتری موضوع را مورد بحث و لحاظ قرار می دادند و کمی به قصد عدالت ورزی،سخن می گفتند باید سوال خود را اینگونه طرح می کردند که:
چرا نخبه های کشور باید در این کشور بمانند؟
چرا نباید مهاجرت کنند؟ و بهتر است اینگونه از خود سوال کنند که چرا نباید فرارکنند؟

تا چه زمانی باید اتاقکی مخروبه را کاخی آباد و سر به فلک کشیده توهم کنند؟
تا چه زمانی باید در وصف این ساختمان ترانه سرایی کنیم وشعرانشاء کنیم؟
آیا نخبه کشور ما تا این حد بی تدبیر و بدون اندیشه است که قدرت ادراک امور ابتدایی یک زندگی را ندارد؟
اگر شما ایران را سرزمینی آباد و محل رشد و شکوفایی استعدادها می دانید و می خوانید چرا جوانانش مشتاق و عاشق رفتن از این کشور هستند؟
چرا نخبه کشور ایران(یعنی کشور آزادگان ) سعی بلیغ می‌کند و خود را به آتش و دود و خون و دریا و امواج و خطرها می زند تا از جایگاه آبادی مثل ایران (البته به نظر شما) مهاجرت و بلکه فرار کند و عاقبت اگر بتواند به محلی خراب و ویران برسد و در ملی ویران اقامت کند؟

آیا آقایان هنوز نمی خواهند این امر فطری و بدیهی را بپذیرند که هیچ انسانی خاصه کسی که از نخبه‌های جامعه است؛ نمی خواهد از یک آبادانی و محل آرام و محل پرورش و شکوفایی به محل ویران برود؟

پس چرا توهم تمام اذهان شما را گرفته وهمه امور کشور را گل و بلبل توصیف میکنید؟

چرا نخبه یِ ما نباید بسوی یک کشوری بهتر و به یک محیطی که موجب رشد و تعالی اوست برود؟ و چرا نباید نرود؟

مگر میشود انسان جستجوگر را از آموختن منع و ردع کرد؟ جوان موفق ما امروز عطش آموختن دارد و شما فقط برای او سخنرانی می کنید و امیدهای دور از ذهن و وعده های سر خرمن به او می دهید،نهایتا بجای آبی گوارا که کمی عطش او را برطرف کند و امید به او ببخشد،به دست او آب شوری می دهید،و این عمل شما منجر به تشنگی بیشتر او خواهد شد و گاهی با عملکرد خود، او را از هر چه آب خوردن است متنفر می کنید.

نکته دوم:متاسفانه غالبِ برنامه ‌ریزی‌هایِ کشورهای جهان سوم یا کشورهای درحال توسعه، بر اساس آمار و عدد و ارقامِ دقیق نیست؛بلکه تدبیر و مدیریت کشور بیشتر بر اساس تفکراتِ ایدئولوژیک،به ویژه تفکرات ایدئولوژیِ سیاسی و عقیدتی از جانب حاکمان می باشد؛حاکمان در این نظامها بصورت دستوری اِعمال قدرت می کنند و بدون ایجاد بستر ها و بدون رعایت شرایط زمان و مکان آنچه به ذهن آنها می‌آید، دستور به اجرایی کردن آن را می‌دهند و بلغ ما بلغ.

ای کاش درکشور ما اقایان سری به آمارها میزدند و خسارت رفتن یک نخبه ایرانی را با عدد و رقم محاسبه می کردند و به این جنگ خاموش که شکست آن صد درصد برای تک تک ایرانیان بوده است واقف میشدند و کمی از عمق فاجعه را می یافتند

نکته سوم: آیا مسئولان این کشور می دانند فرزندانی را که والدین آنها با جان و دل و گاهی با خون دل بزرگ می کنند، با جبری که حاکمان برای انها ایجاد کرده اند؛ در بهترین زمانِ دیدن قدِّ رعنا و شادابی و نشاط جوانشان؛ باید از آنها دل بکنند وعدم وجود فرزند را درذهن خود تداعی کنند؟

آیا این خسارت روانی و روحی بر والدین قابل جبران است؟

نکته چهارم: آیا مسئولین می دانند وقتی نخبگان جامعه از کشور فرار کردند و فرار را برقرار ترجیح دادند،چه کسانی بر مسندهای حکومت و مسئولیت قرار خواهند گرفت؟

آری به تعبیر روایت اراذل یعنی قشرهای رذل و پست و فرومایه،جایگاه نخبگان را خواهند گرفت و درس نخوانده ها و استاد ندیده ها و زحمت نکشیده ها؛ در راس امور مادام العمر بقا پیدا خواهند کرد و چه بلایی بر این جامعه فرود خواهد آمد و این جامعه چگونه جامعه ای خواهد شد؟

شاید در یکی دو دهه دیگر شاهد اوج چنین لاابالگری در اداره جامعه خواهیم بود،جامعه ای که مملو از سفلگان و فرومایگان وآدمهای غیرمتخصص خواهد بود و شاید اگر فکری نکنیم این انفجار عجیب، زودتر از یک دهه ایران را ویران تر از پیش خواهد کرد.

به امید ایرانی زنده و پاینده و مملو از نخبگانی قوی در خدمت اعتلای جامعه اسلامی و اسلامی

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان