مطالبات اقتصادی ، مافیا و اژدهای هفت سرفساد
مطالبات اقتصادی ، مافیا و اژدهای هفت سرفساد

آیا این بار مافیا های اقتصادی داخلی و اژدهای هفت سر فساد ثروت خوار، نقطه امن خود را در کجا و در همیاری با چه کسانی یافته است؟!… چندین سال است مطالبات عمومی مردم در جهت رفع ناعدالتی ها و ناکار آمدی ها در حوزه اقتصادی در کشور متمرکز گردیده است و اما جواب مسولان […]

آیا این بار مافیا های اقتصادی داخلی و اژدهای هفت سر فساد ثروت خوار، نقطه امن خود را در کجا و در همیاری با چه کسانی یافته است؟!…

چندین سال است مطالبات عمومی مردم در جهت رفع ناعدالتی ها و ناکار آمدی ها در حوزه اقتصادی در کشور متمرکز گردیده است و اما جواب مسولان و اعلام برنامه ها و آمار ها، نه تنها آنان را قانع نساخته، بلکه هر بار این مطالبات، عمومیت بیشتری نیز بین اقشار مختلف مردم پیدا کرده است و کانون این مطالبه گری ها، مبارزه با فساد اقتصادی و مافیاهای این حوزه را نشانه رفته و یک گفتمان جدی را در این مسیر شکل داده است و رفته تا کشور را از این بلای بزرگ نجات و در مسیری پیشران قرار دهد،لذا قوای مختلف کشور را نیز درگیر خود نموده است، هر چند دولت و مجلس شورای اسلامی در این زمینه میتوانند کارآمدی بیشتری به جهت از بین بردن زمینه ها و پیشگیری و حتی برخوردها را داشته باشد، اما به نظر می‌رسد قوه قضائیه طی چند سال اخیر همراهی جدی تری را با این گفتمان داشته و مصادیق جدی‌تری را عملیاتی نموده است.
ملت، در مطالبه گری و گفتمان عدالت خواهی و مبارزه با فساد اقتصادی در کشور، هر روز جدی‌تر شده و اما ادامه مطالبه گری در این حوزه، مسیری مرگ آفرین بود برای مافیاهای اقتصادی و مفسدین این حوزه،که کم نیز ابزار و وسایل و قدرت در اختیار ندارند، حال که اراده ملت را در نابودی خود دیدند که حتی از پیگرد آنان در هیچ نقطه جهان نیز منصرف نمیگردند، تنها راه ادامه حیات خود را در انحراف مطالبات عمومی یا دست کم، پراکنده نمودن آن دیده و از تمام قدرت و ابزار و وسایل خود به این جهت استفاده نموده و می‌کنند.
این جماعت برای فرار از کانون مطالبه گری های مردم و هدف مشترک قرار گرفتنشان توسط ملت، با هر شیطان دیگری چه از داخل و چه از خارج که منافع مشترکی پیدا کردند، همیار شده تا به مقصدشان برسند.
مردم مطالبات گوناگونی دارند و این امری معقول است و قصد از نگارش این متن نیز نفی امری نیست، اما بهتر است هوشیار تر باشیم و اجازه انحراف مطالبات اصولی و اولویت دار خود و کشور را ندهیم تا حاشیه امنی برای مفسدین اقتصادی و مافیاها که مانع احقاق حق ملت و پیشران شدن کشور میشود، نباشد.
وگرنه همگان میدانیم که نه خارجی ها این همه دلسوز ما هستند که جزع و فزع می‌کنند و نه خارج نشینان، حال دشمنان که جای خود دارد، مانند همین رسانه های خارجی که امروز نوجوانان ما را به انحا مختلف تشویق به خسارت دیدن و خسارت رساندن و برائت از سنت ها و آئین ما می‌کنند، همیشه از تحریم علیه ملت ایران و حتی از نرسیدن دارو به بیماران ما نیز حمایت و پشتیبانی کرده و می‌کنند، دشمنی اینها با مردم و کشور ما در هر شرایطی اثبات شده است و نیاز به سند دیگری ندارد.

ابرقدرت های دنیا نیز برای حفظ جایگاه خود و چپاول نمودن اموال ملت های جهان در طول قرون و اعصار از روشهای مختلفی بهره میبرده اند که تاریخ به خوبی گواه آن است از جنگ و تصرف کشور ها و حضور مستقیم گرفته تا نصب حاکمان تحت امر و…تا امروز که میگویند دولت ها و ملت ها باید در دایره نظم نوین جهانی که ما میگوییم باید قرار بگیرند و دولت ها و ملت ها را با وسایل و ابزار مختلف وادار به این امر مینمایند ،لذا استعمار امروزشان اینگونه است که با قرار دادن قوانین و مقررات مد نظرشان در کشور ها آنان را تحت امر خود میگیرند و اگر ملتی بخواهد طبق خواسته خود عمل نماید تا جایی که بتوانند به هیچ وجه اجازه آن را نخواهد داد وگرنه اینان دشمنی دیگری با کشور ما ندارند به جز اینکه ملت بزرگ ایران فقط خواسته طبق اراده خود کشورشان را اداره نمایند و پر واضح است که سایر امور بهانه است، اینان نه امروز بلکه از سال ۵۷ که ملت ایران با اراده محکم خود انقلاب نمودند و قریب ۹۹ درصد مردم به انقلاب اسلامی رای آری دادند صریح و شفاف به هر وسیله ای حتی با کشتار مردم و جنگ نظامی و بمب شیمیایی میخواستند حکومتی که با اراده مردم شکل گرفته بود را از بین ببرند و خود نیز منکر آن نیستند پس کاملاً شفاف واضح است که اینها به رای و نظر اکثریت یک ملت هیچ بها و ارزشی قائل نیستند، در سایر کشور ها نیز به همین شکل عمل نموده اند در کشور مصر نیز مردم انقلاب نمودند و حکومت طبق نظر خودشان با رای اکثریت تشکیل دادند اما زمانی که دیدند با نظر آنان و نظم نوین جهانی یعنی استعمار جدیدشان همخوانی ندارند دست به کودتای نظامی زدند و دادگاه های نظامی تشکیل دادند و تمام قد از آن حمایت نمودند، انقلاب های اخیری که در سایر کشور های عربی شکل گرفت نیز به همین صورت به انحراف کشاندند و اجازه حاکم شدن اراده ملت را ندادند. در همه این امور نیز رسانه های وابسته همیارشان بوده و حقیقت را طبق نظر آنان نشان می‌دادند نه طبق نظر مردم که تاریخ گواه آن می‌باشد.
رٱفت و مهربانی که دم از آن میزنند را نیز دیده ایم و در تاریخ ثبت و ضبط است و نمی‌توانند منکر آن گردند که چگونه بعد از حمله نظامی به عراق و سقوط حکومت آن، مردمی که کشورشان را اشغال نموده بودند را به وحشیانه ترین شکل ممکن کشته و شکنجه می‌دادند، هنوز فیلم هایش موجود است که مردم نمازگزار بدون سلاح را در مسجد بمباران میکردند و آنانی که هنوز زنده بودند بالای سرشان می‌رفتند و با شلیک مستقیم به سرشان می‌کشتند، یا آن شاهزاده انگلیسی که برای شکار انسان به افغانستان رفته بود و در بالگرد خود به صورت تفریحی انسان های بیگناه و بدون سلاح را هدف می‌گرفت و خنده کنان می‌کشت و قسمتی از فیلمش لو رفته بود.
همچنین آزادی بیانشان را نیز در همین اشغال عراق دیدیم که چگونه دفتر خبرگزاری الجزیره که خبر های زیادی از جنایات آنان را تهیه میکرد بمباران کردند و حتی طی فشارهای زیاد به خبرگزاری های وابسته خودشان که اندک خبرهایی را تهیه و گزارش میکرد،مانند بی بی سی، چند مدیر آن به صورت پی در پی به دلیل فشار ها برای عدم تهیه گزارش از جنایاتشان از کار کناره گیری کرده و استعفا دادند.
اینها فقط اندک مثال های نزدیک و واضحی از شعار های توخالی و جنایات ابرقدرتهای مدعی نظم نوین جهانی بود که همه دیده و شنیده ایم و غیر قابل انکار است.اما فکر میکنم همین ها برای دشمن انگاری آنان علیه ملت ها و بشریت و قبول توخالی بودن شعار های قشنگ و زیبای آنان کافی باشد.

برای همه ما واضح است که ابرقدرتهای جهان و رسانه های وابسته آنان، نه خواست ملت ها برایشان مهم است و نه جان جگرگوشه ای از مردم ما، حال چه مهسا امینی باشد چه هر عزیز دیگری، جوانان و نوجوانان عزیز ما نیز هر مطالبه ای برای احقاق حق ملت و کشور عزیزمان ایران دارند، طبق اولویت ها و نیاز های خود، با خواست و شناخت عمیق، نه دیکته شده از خونخواران تاریخ و احساسات القایی، مطالبه نمایند، قطعاً باعث سرافرازی بیشتر ایران سربلند خواهد بود و این همیاری و احساس مسئولیت همه ما در مورد سرنوشت کشور ،همیشه نقطه عطف ملت بزرگ ما بوده است، چه بسا در این صورت نیز گاها اگر مسئولی در هر سطح و رده ای که کمکاری نموده و مطالبه ای از او شده یا نقدی صورت گرفته، شاید هم خیلی پذیرای نقد نباشد یا خوشش نیاید،اما باید خود را اصلاح نماید.و این امر برای مطالبه گران عزیز،کاملاً آشناست که چه بسا در مواقعی، شکایتی هم از سوی مسئولی که مورد مطالبه و نقد قرار گرفته از او بشود، اما در مراجع مربوطه حاضر شده و از خود دفاع نموده….اما از این مسیر سازندگی منصرف و دلسرد نگشته و قوتمند تر پرچم مطالبه گری را برافراشته نگه داشته است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان