مدیریت عامل وضع موجود
مدیریت عامل وضع موجود

به گزارش اقتصاددان مهدی ناعمی تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت: یکی از عوامل مهم تولید در اقتصاد امروز دنیا ؛ عامل مدیریت می باشد. به شکل روز افزونی بر اهمیت این عامل نسبت به دیگر عوامل افزوده می‌شود. مدیریت در تعریف عمومی : به معنی هماهنگی دیگر عوامل تولید و اداره […]

به گزارش اقتصاددان مهدی ناعمی تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت:

یکی از عوامل مهم تولید در اقتصاد امروز دنیا ؛ عامل مدیریت می باشد.
به شکل روز افزونی بر اهمیت این عامل نسبت به دیگر عوامل افزوده می‌شود.

مدیریت در تعریف عمومی : به معنی هماهنگی دیگر عوامل تولید و اداره آنها برای دستیابی به اهداف یک مجموعه .
این مجموعه از یک کشور تا زندگی فردی می تواند باشد.

اتفاق دیگر تا دو دهه قبل ؛ دیدگاه اصلی مبتنی بر توانمندی یک مدیر در اداره و هماهنگی ۵۰ درصد ذاتی و ۵۰ درصد اکتسابی بود.
اما در دیدگاه امروز به دلیل رشد روز افزون ارتباطات و گسترش انتقال داده ها و تکنولوژی ؛ این نسبت به شکل ۹۰ درصد ذاتی و قابلیت فردی و ۱۰ درصد اکتسابی آکادمیک شده است.

دلیل این امر نیز باز می گردد به قدرت تحلیل و آنالیز و پذیرش ریسک و تصمیم گیری مدیران اصلی.
برای اثبات این گفته نگاهی بکنید به تغییر ارزش سهام شرکت‌ها با تغییر مدیر عامل و هیئت مدیره ؛ یا شرکت‌های استارت آپ ؛ یا شرایط عمومی کشورها !!

در شکل کلی و بدون در نظر گرفتن حرکت بخش خصوصی ؛ از اواسط دهه ۴۰ به بعد کشور ایران فاقد مدیریت و سیستم اداری هدفمند و متخصص و منسجم مستقل کشوری بوده است.

شاید گفته شود که پس این سطح از پیشرفت در طی دهه های گذشته چگونه رخ داده است؟

وقتی سخن از مدیریت می‌شود؛ منظور مدیریت آگاه و هدفمند و جسور توسعه محور متوازن می باشد.

اما آنچه در مجموع حرکات دهه های گذشته میتوانیم به شکل جمع بندی نهایی از وضعیت فعلی بگوییم ؛ فقدان کامل این نوع مدیریت و سیستم لازمه اش است.

همین فقدان مدیریت موجب افت شدید بهره وری ؛ عدم سرمایه گذاری متوازن ؛ ایجاد فساد سیستماتیک و فساد رانت اقتصادی به جهت تعارض منافع مجریان و طراحان پروژه ها شده است.

مثلا :
برنامه رشد اقتصادی کشور به لحاظ ایجاد مراکز صنعتی بر مبنای آمایش سرزمینی و مزیت ها شکل و گسترش نیافته است.

یا اینکه جهت جلوگیری از افت تولید و افزایش بهره وری از شیوه های نوین و سرمایه گذاری لازم به موقع و آموزش و تکنولوژی استفاده نشده است.

یا اینکه در بحث سیاست های ارزی ؛ بر مبنای سیاست اقتصاد دولتی و قیمت دستوری نظام چند نرخی ارز حرکت شده و می‌شود

یا اینکه در بحث یارانه های پیدا و پنهان ؛ با پرداخت آن عملا زمینه تضعیف تولید داخلی و فضای لازم برای فساد رانت ایجاد شده است.

پس در گام اول ؛ پیش از اتخاذ هر نوع مدل و الگوی اقتصادی و اجرای روشها برای رسیدن به اهداف آن ؛ لازم است تا مدیریت کشور و سیستم اجرایی تحت فرمان او ( که بایستی نیروهای متخصص و متبحر آشنا به روز باشند ) ؛ همراه با قانون مند و پاسخگو شدن اصلاح و تغییر رویه بدهند.

این تنها راه منطقی و عقلایی برای برون رفت از دور تسلسل باطل اقتصاد ایران است.

آن چه از رفتار دولت ها در دهه های گذشته به شکل مشترک به عنوان تجربه و سابقه می‌توان دید ؛ تکرار روش‌های تجربه شده با الفاظ و شعارهای به ظاهر جدید و پوپولیستی است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع