صیانت از فضای مجازی یا چوب گذاشتن لای چرخ جامعه؟
صیانت از فضای مجازی یا چوب گذاشتن لای چرخ جامعه؟

کاری که نظام‌های سیاسی دموکراتیک و معقول می‌کند، به رسمیت شناختن جامعه است. "به رسمیت شناختن"، کنشی مصلحت‌جویانه و خردمندانه برای عبور از بحران‌ها و بن‌بست‌هایی که جامعه را به نومیدی و فروبستگی می‌کشاند.

همه‌ی جوامع با مسائل، مصائب و مشکلاتی روبرو می‌شوند؛ درست مانند هر انسانی که تا وقتی زنده‌است و زندگی می‌کند، با انواع مسئله‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. پس از مواجه شدن با مسئله‌ها است که به نحو طبیعی و به‌تدریج راه‌حل‌هایی برای برون‌رفت از مشکل، شکل می‌گیرد.راه‌حل‌هایی خام، که در کوره‌ی خرد جمعی تفتیده و صیقل خورده و پخته می‌شود. آن‌چه در متن جامعه شکل می‌گیرد، البته به‌معنای بهترین راه‌حل نیست، اما توان و ظرفیت عمومی و منتشر در کلیه‌ی شهروندان، منبعی است که علی‌العموم قابل اعتماد است.

کاری که نظام‌های سیاسی دموکراتیک و معقول می‌کند، به رسمیت شناختن جامعه است. “به رسمیت شناختن”، کنشی مصلحت‌جویانه و خردمندانه برای عبور از بحران‌ها و بن‌بست‌هایی که جامعه را به نومیدی و فروبستگی می‌کشاند.

“به رسمیت شناختن جامعه” دقیقا به این معناست که تمهیدات و راه‌حل‌هایی که در متن جامعه جریان می‌یابد، از سوی حاکمیت سیاسی مورد پذیرش قرار گیرد و مبنای قانون شود. به عنوان مثال، وقتی توسط فعالان سیاسی، اقتصادی و کنشگران کسب و کار، از فضای مجازی استفاده می‌کنند و در هنگامی که اشتغال‌زایی از سوی دولت، به محاق رفته‌است، و در زمانی که کاربران، ارتباطات و مناسبات خود را با فضای مجازی تنظیم کرده‌اند،آن‌گاه “طرح صیانت از فضای مجازی” که اخیرا توسط مجلس مطرح شده، مصداق واضحی است بر چوب گذاشتن لای چرخ جامعه؛ و آن هم مردمانی که بیش از چهار دهه، انواع مصیبت‌ها را از سرگذرانده‌اند؛ جنگ طولانی، تحریم‌ها و فرازونشیب‌های سخت را تجربه کرده‌اند.

 و حالا مجلس به‌جای آن‌که دردها و رنج‌های اصلی جامعه را مانند بیکاری، گرانی‌های افسارگسیخته، ناامنی شغلی و تورم سنگین، در دستور کار قرار دهد، با “طرح جدید صیانت از فضای مجازی”، مناسبات شکل گرفته در جامعه را متلاشی می‌کند و هراس از پی هراس می‌آفریند.

” صیانت از فضای مجازی”، درحقیقت همان طرح محدودسازی دسترسی به اینترنت است که با نام دیگری مطرح شده‌است.  طرحی که به‌جای “صیانت”، مشت بر اعصاب مردمی می‌کوبد که هر راهی را که تمهید می‌کنند، با بن‌بست روبرو می‌شود. هر مسیری را که انتخاب می‌کند، در برابرش می‌ایستند.

کار حاکمیت سیاسی، گره‌گشایی است نه گره افکندن بر روزگار سخت و افزودن ناگواری. تسهیل زندگی است نه اِعمال محدودیت‌ها و دخالت‌هایی که “زیستن” را به تعلیق می‌برد.  کار نظام سیاسی مصیبت‌زایی و هراس‌افکنی و تولید یآس و ناامیدی نیست.

در خانه‌ی ملت نشستن و ملت را محدود کردن، و بر این حجم از محنت و رنج، دردی دیگر افزودن، رسم مروت وجوان‌مردی نیست.