صوت ظریف و جای خالی چند نکته…
صوت ظریف و جای خالی چند نکته…

صوت ظریف و جای خالی چند نکته در توضیحات دولت

دکتر حسن دادخواه

انتشار یا افشای فایل صوتی دکتر ظریف که بخشی از گفت و گوی ایشان در باب مسایل حوزه سیاست خارجی و مشکلات آن است و با هدف ثبت و ضبط تاریخ شفاهی و غیر مکتوب وزیران دولت، تهیه شده بود، موجی از اظهار نظرهای موافقان و مخالفان با دیدگاه های مطرح شده در نوار صوتی را برانگیخت و سپهر سیاسی و رسانه ای کشور را تحت تاثیر خود قرار داد.
دیدگاه اعلام شده از سوی مقامات و نهادهای دولتی و رسمی در این باره، شبیه به یکدیگر و قابل پیش بینی بود. این دیدگاه و موضع رسمی، به مانند دیگر موارد مشابه، در یک گزاره متعارف به قرار زیر خلاصه می شود:
“در این برهه حساس، انتشار این فایل صوتی، به شکل گزینشی بوده و در راستای توطئه دستگاه های رسانه ای دشمنان انقلاب و کشور است.” در حالی که جای ابراز و اعلام چند نکته اساسی و ضروری در این دیدگاه رسمی، خالی است و بهتر می بود که مورد اشاره قرار می گرفت.
در این دیدگاه رسمی، سخنگویان دولت و وزارت امور خارجه کوشیدند تا با ابراز نظراتی مخالف با آنچه که دکتر ظریف گفته است و یا در تفسیر و تحلیل آن، جو عمومی کشور را کنترل و تعدیل کنند.اما جای بیان چه نکات و واقعیاتی در این دیدگاه رسمی خالی بود؟

پیش از پاسخ به این پرسش، لازم است که زمینه ها، پیشینه و بسترهای تولید و محرمانه بودن و ابعاد روان شناختی و جامعه شناختی افشا و استقبال از این گونه اظهارات از فردای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب چند گزاره بیان گردد:
۱_ انقلاب اسلامی با این فرض در میان ایرانیان مورد اقبال قرار گرفت و به یک اصل تبدیل شد که همگی گمان می کردیم قرار است در راهی کاملا درست و بی عیب و همواری پا بگذاریم که به تغییر سرنوشت بشریت و پیاده شدن دین و ریشه کن کردن ستم و نابودی ستمگران منجر خواهد شد.
۲_ همه بر این باور بودیم که همواره مورد توجه و تاییدات پروردگار بوده و خواهیم بود و کمک های الهی پشتوانه ماست و هیچ تنگنا و مشکلی پیش نخواهد آمد.
۳_ همگی بر این باور بودیم که برنامه ها و روش کار ما، مطلوب و در عالی ترین شکل خود قرار دارد و نیازمند تغییر و اصلاح نیست.
۴_سیستم تصمیم گیری و تصمیم سازی ما، توسط انسان هایی با شاخص های عالی و متعالی کنترل و اداره می شود و بی نیاز از بهره گیری از دیدگاه های مخالف و تجدیدنظر در فرآیندهاست.
۵_ رسالت جهانی ما، بسط و گسترش اخلاق و اصلاح رفتارهای حکومت های دیگر و سازمان های بین المللی است.
۶_ به جای بهره گیری از دیدگاه همه افرادی که هر یک به نوعی در شکست سلطنت پهلوی نقشی داشتند و تقسیم نسبی قدرت میان همه تاثیرگذاران داخلی و انجام مباحث اقناعی در اتخاذ سیاست های کلان، از نیروی جمعیت های مردمی برای خاموش کردن و کم رنگ کردن نظرات مخالف، بهره جستیم و تخصصی ترین مسایل کشور را با شعارهای خیابانی گره زدیم ضمن آنکه همان جمعیت های خیابانی را نیز در برهه هایی تحت کنترل خود درآوردیم.
۷_بجای بهره گیری از نیروهای داخلی با تفکرات متنوع در شوراهای عالی و کشوری و مجلس شورای اسلامی، حق انتخاب مردم روز به روز محدود شد و حلقه و دایره بهره گیری از نیروهای مثبت ولی با اندیشه های متفاوت، محدود و بسته تر گردید.
۸_بجای تکیه بر خرد جمعی، شخصیت های محدود، محور کارهای مهم قرار گرفتند.

مجموع روال ها و فرآیندها و باورهای یاد شده در گذر زمان، متصلب و تغییر ناپذیر شدند و فاصله مردم با حکومت روز به روز بیشتر گردید و اعتمادی که روزها و سال های نخستین انقلاب بر کشور حاکم بود به تخاصم و بدگمانی تبدیل شد و اینگونه بود که همه بسترهای بروز شایعه و خریدار پیدا کردن افشا گری و …..روز به روز گسترده شد.

اما به پرسش اصلی باز می گردیم…

جای بیان چه نکات و واقعیاتی در دیدگاه رسمی سخنگویان دولت خالی بود؟ اگر من بجای سخنگوی دولت بودم، در موضع گیری پیرامون سخنان دکتر ظریف، گزاره های زیر را مورد توجه مردم کشور و ناظران و علاقمندان خارجی و دستگاه های تبلیغاتی وابسته به آن کشورهایی که دشمنان خود می خوانیم، قرار می دادم:
۱_ در کشور ما، چند صدایی حاکم است. همه اقشار جامعه حتا مدیران و مقامات عالی رتبه، که مجری سیاست ها هستند، در همان حال می توانند در مهمترین مسایل کشوری آظهار نظر و انتقادات خویش را بیان کنند.
۲_ ما بر این باور نیستیم که سیاست های کلان داخلی و خارجی و اقتصادی و فرهنگی ما، بی نقص و عیب است، از همین رو دائم مشغول بررسی و ارزیابی از عملکردها هستیم تا عیوب و آسیب ها به حداقل برسد.
۳_ ما کوشش می کنیم تا با همه کشورها ارتباط برقرار کنیم و از مزیت های همه کشورها به سود مردم و کشورمان بهره ببریم.
۴_ به جهت ارج نهادن به مردم و حقوق شهروندی، می کوشیم که عموم مردم در جریان مسایل کشوری قرار گیرند به جز مسایلی که در عرف بین المللی جزئی از اسناد طبقه بندی است.
۵_دولت می کوشد تا با حمایت و پشتیبانی از احزاب و تحزب در کشور، از حمایت متقابل مردم از دولت و حکومت بهره مند گردد و فعالیت سیاسی و حق مردم در تعیین سرنوشت خویش، در قالب حضور در احزاب و پر رنگ کردن نقش احزاب،تحقق پیدا کند.
۶_ دولت بر این باور است که در عصر جدید و دنیای امروز، امر حکمرانی موضوع دشواری است که تنها با کمک مردم و مشارکت آنان، میسر و آسان می گردد. مردم، محور تحولات هستند و حق انتخاب آنان و تسلیم شدن دولت به نوع انتخاب مردم، تنها راه حکمرانی موفق است.
۷_ در نگاه دولت، تمام ثروت کشور، متعلق به مردم ایران است و همه سیاست ها باید در راستای حفظ و بیشتر شدن این ثروت و تامین امنیت و رفاه و سلامتی مردم قرار گیرد.
۸_ دولت و مقامات عالی رتبه کشوری و لشکری، امر محرمانه ای ندارند که دشمنان به دنبال افشای آن باشند و گمان نبرند که با افشای پاره ای دیدگاه های مقامات می توانند ارتباط میان مردم و حکومت را کم رنگ و سست کنند.