شخصیت های محوری در میان اولیاء
شخصیت های محوری در میان اولیاء

  ۱- در تاریخ عرفان، چهار شخصیت محوری در میان اولیاء وجود دارد که مورد توجه خاص بوده‌اند و یکی از آنها امام حسین علیه السلام است. ۲- امام حسین به عنوان یکی از اولیای خاص بسیار مورد توجه عُرَفا بوده است. یکی از آثار مهم عرفانی که مقام این امام در آن بسیار ویژه […]

 

۱- در تاریخ عرفان، چهار شخصیت محوری در میان اولیاء وجود دارد که مورد توجه خاص بوده‌اند و یکی از آنها امام حسین علیه السلام است.

۲- امام حسین به عنوان یکی از اولیای خاص بسیار مورد توجه عُرَفا بوده است. یکی از آثار مهم عرفانی که مقام این امام در آن بسیار ویژه است، مثنوی معنوی مولوی است. مولانا در مثنوی یک بار به صورت مستقیم به عزای امام حسین علیه السلام می‌پردازد و در آن جا می‌خواهد به ما هشدار دهد این عزاداری ظاهری که برای امام حسین علیه السلام می‌کنید بهتر است برای خودتان باشد، نه برای امام حسین علیه السلام، تسلیت به خودتان باشد و نه تعزیت به امام حسین علیه السلام.

۳- مولانا در دفتر ششم، داستانی را آورده که در آن شاعری وارد حلب می‌شود و می‌بیند عده‌ای دارند گریه و زاری می‌کنند، می‌پرسد چه شده است؟ می‌گویند مگر تو نمی‌دانی که روز عاشورا است و امام حسین و یارانش شهیده‌اند. مولانا در اینجا از زبان مردم حلب سخنان لطیفی را در مدح امام حسین علیه السلام می‌گوید:
روز عاشورا نمی‌دانی که هست/ماتم جانی که از قرنی، به است/پیش مؤمن کی بود این قصه خوار/ قدر عشق، گوشِ عشق گوشوار/پیش مؤمن ماتمِ آن پاک روح /شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح.

۴- مولانا این را از زبان حلبیان در باره امام حسین علیه السلام می‌گوید. شاعر اما تعجب می‌کند و می‌گوید این جریان چه زمانی اتفاق افتاده است؟ حلبیان می‌گویند: چند قرن پیش، و شاعر در جواب می‌گوید: تازه این خبر به شما رسیده است؟
مولانا نمی‌خواهد بگوید که چرا دارید گریه می‌کنید، بلکه می‌خواهد بگوید که این گریه و عزاداری شما از سر بی‌معرفتی است. اگر می‌خواهید عزاداری کنید:*
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان/زآنکه بد مرگی است این خواب گران.

۵- شما چند قرن است که خوابیده بودید و الآن هم خوابید و هنوز نفهمیده‌اید که چه شده است. از نظر مولانا اگر این افراد در زمان امام حسین علیه السلام هم زندگی می‌کردند، چه بسا جزء اصحاب یزید بودند و بنابراین باید برای خودشان گریه کنند. وقتی باید گریه کرد که بدانیم امام حسین علیه السلام که بود و چه کرد. او خسروی بود که از زندان رهید و دیگران را هم آزاد کرد.بر دل و دین خرابت نوحه کن/که نمی‌بیند جز این خاک کهن/ور همی‌بیند چرا نبود دلیر/پشتدار و جان‌سپار و چشم سیر.

۶- مولانا می‌گوید اگر این گریه تو واقعاً از سر معرفت است، پس چرا هیچ تحولی در خودت پیدا نمی‌شود و چرا خودت تغییر نمی‌کنی و در خوابی؟ پس بدان که این گریه به دردی نمی‌خورد.

۷- این ابیات را برخی اینگونه تفسیر کرده‌اند که مولانا ضد امام حسین علیه السلام سخن گفته است، در حالی که مولانا در اینجا در واقع بر ضد عزاداران بی‌معرفت امام حسین علیه السلام سخن می‌گوید.بی‌معرفتی‌ای که صفت دینداران قشری، است اما درباره خود امام حسین علیه السلام و شهیدان کربلا، مولانا چندین جا در غزلیات شمس به مدح سخن گفته است.

۸- اما زیباترین سخنان مولانا درباره امام حسین را می‌توان در غزلیات دید که چنین می‌سراید:
کجایید ای شهیدان خدایی/بلاجویان دشت کربلایی/کجایید ای سبک‌بالان عاشق/پرنده‌تر ز مرغان هوایی.

۹- مولانا هم در دیوان شمس و هم در مثنوی غالباً وقتی اسم شهید را می‌آورد یاد آور شهیدان کربلا می‌ شود و نمونه اعلای شهید را شهدای کربلا می‌داند. اما مولانا درباره شهیدان کربلا، صفت اصلی آنها را رها شدن و آزاد شدن می‌خواند:
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایید
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام‌داران را رهایی.
۱۰- این صفت رها شدن و آزاد شدن، صفت ولی است و کسی که اهل ولایت به معنای حقیقی لفظ است. مولانا در جای دیگری نیز چنین می‌گوید: دلست همچو حسین علیه السلام و فراق همچو یزید.

۱۱- مولانا می‌گوید دل مثل امام حسین و فراق همچو یزید است. دل مقام وصل است و فراق مقام دنیابینی و کثرت‌بینی.امام حسین علیه السلام، به وصال و وحدت رسیده است در حالی که یزید در همان مقام کثرت‌بینی و دنیابینی باقی مانده است. اوّلی اما زنده و دومی مرده است:

شهید گشته به ظاهر، حیات گشته به غیب /اسیر در نظر خصم و خسروی بخلا.
۱۲- بنابراین حسین علیه السلام و شهدا رهیده و آزاد شده‌اند. مولانا در چند جای دیگر هم از امام حسین علیه السلام و شهادت ایشان که عین آزادگی است، سخن گفته است. نکته‌ای را که عرفا در عزاداری‌شان برای امام حسین علیه السلام در نظر دارند این است که اگر این عزاداری ها از سر معرفت نباشد، ما باید برای خودمان عزا بگیریم اما اگر ذکر مصیبت به معنای دقیق لفظ ذکر باشد، آنگاه متوجه می‌شویم که: پیام واقعی کربلا و پیام واقعی ولی، پیام آزادی و آزادگی است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان