سهم ایران از آب هیرمند پرداخت نمی‌‌شود
سهم ایران از آب هیرمند پرداخت نمی‌‌شود

تشنگی و طوفان گرد و خاک شرق ایران را تهدید می‌کند. تا همین چند ماه پیش قرار بود حق‌آبه ایران از هیرمند به سوی کشورمان روان شود و نه فقط ذخیره آبی دریاچه‌ هامون را افزایش دهد که کشاورزی و دامداری سیستان‌وبلوچستان را هم سیراب کند و با افزایش میزان رشد گیاهان در شرق ایران […]

تشنگی و طوفان گرد و خاک شرق ایران را تهدید می‌کند. تا همین چند ماه پیش قرار بود حق‌آبه ایران از هیرمند به سوی کشورمان روان شود و نه فقط ذخیره آبی دریاچه‌ هامون را افزایش دهد که کشاورزی و دامداری سیستان‌وبلوچستان را هم سیراب کند و با افزایش میزان رشد گیاهان در شرق ایران تا حد زیادی مانع از وقوع طوفان‌های گرد و خاک و ریزگرد‌ها شود اما حالا که طوفان‌ها و بادهای ۱۲۰ روزه سیستان شروع شده، نه فقط اثری از واریز شدن آب هیرمند به ایران و دریاچه هامون وجود ندارد بلکه مقامات طالبان در این‌باره که سهم آب ایران از رودخانه هیرمند چه زمانی به سوی ایران واریز خواهد شد هیچ توضیحی نمی‌دهند. به همین دلیل حتی وعده‌ای که نشانه واصل شدن این آب به مناطق ایران باشد نه فقط بیان نشده که انتظار نمی‌رود مقامات طالب در افغانستان چنین وعده‌ای را بر زبان بیاورند. تا پیش از حکومت طالبان، چه در دوره احمد کرزای و چه در دوره اشرف غنی و حتی پیش از حکومت این دو رییس‌جمهور، افغان‌ها همواره در پرداخت حق‌آبه ایران از رودخانه هیرمند، خلف وعده می‌کردند و حتی به معاهدات فی‌مابین تهران- کابل نیز عمل نکردند.
براساس معاهده‌ای که در سال ۱۳۱۵ میان ایران و افغانستان به امضا رسید نه فقط آب رودخانه هیرمند (در زبان افغان‌ها «هلمند») باید به طور مساوی میان ایران و افغانستان تقسیم می‌شد بلکه افغان‌ها اجازه تاسیس و حفر کانال‌ها در داخل خاک خود را نداشتند و باید نیمی از آبی که وارد سد کمال‌خان می‌شود مستقیما به سوی ایران روان شود. اما افغان‌ها از همان زمان و در هنگام حکومت پهلوی اول از انجام این تعهد طفره رفتند و تلاش‌های تهران برای گرفتن حق‌آبه خود در رودخانه هیرمند به نتیجه نرسید چنانکه در هنگام وقوع انقلاب اسلامی در ایران هم مشکلات فی‌مابین ایران و افغانستان بر سر آب این رودخانه وجود داشت.
پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران و شروع اشغال افغانستان از سوی شوروی سابق، اگرچه بی‌نظمی‌های ابتدایی گاهی باعث شد که سهم ایران از آب هیرمند داده شود ولی حتی در این زمان هم تحویل آب به ایران با نوسان‌های زیادی همراه بود و تقریبا می‌توان ادعا کرد که در طول تاریخ افغان‌ها هیچ‌گاه به تعهد و تکلیف خود درباره تحویل سهم ایران از آب هیرمند عمل نکرده و همواره در حق همسایه غربی خود به نحو غیرمنصفانه‌ای جفا کرده‌اند.
در مواردی افغان‌ها با گستاخی منکر حق ایران از آب هیرمند شده و یا برای دادن این حق مطالبه‌هایی داشته‌اند چنانکه اشرف غنی رییس‌جمهور سابق افغانستان تصریح کرد که ایران باید برای دریافت آب هیرمند به افغانستان نفت بدهد. او در این باره گفت که بدون دادن نفت، ایران نمی‌تواند سهمی از آب هیرمند دریافت کند. در زمان دولت حامد کرزای نیز اگرچه افغانستانی‌ها در ظاهر روابط خوب و حسنه‌ای با ایران داشتند و همواره از مهمان‌نوازی دولت ایران درباره پناهندگان افغانی تشکر می‌کردند اما در عمل دولت کابل سیاست طفره رفتن از پرداخت سهم ایران از آب هیرمند را دنبال می‌کرد. دولت کابل به این ترتیب هیچ‌گاه به تعهد خویش در خصوص دادن حق‌آبه ایران عمل نکرد.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان‌صنعت ،  طالبان از ابتدای به قدرت رسیدن با مشکل به رسمیت شناخته شدن و مشروعیت حاکمیت مواجه بوده است. طالبان نه فقط در ابتدای به قدرت رسیدن که هم‌اکنون نیز به عنوان یک حکومت مشروع شناخته نمی‌شود و به همین علت تاکنون هیچ کشوری این دولت را به رسمیت نشناخته است. به ویژه آنکه کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد خالی است و این نشان می‌دهد که سازمان ملل متحد نیز این دولت را به رسمیت نمی‌شناسد.
از این بابت مقامات طالب تلاش کرده‌اند تا با دادن امتیاز، کشورهای اطراف خود را به قبول دولت‌شان ترغیب کنند. کاملا قابل درک است که در این میان همسایگان افغانستان هم برای امتیاز گرفتن و ترغیب شدن و هم برای همکاری دو یا چند جانبه از اولویت بیشتری برخوردار هستند و طالبان حاکم بر کابل برای نزدیک شدن و جلب ‌نظر همسایگان، تلاش بیشتری می‌کند. در همین راستا وقتی حسن کاظمی‌قمی به عنوان نماینده ویژه رییس‌جمهوری کشورمان در امور افغانستان به کابل سفر کرد، بسیاری انتظار داشتند که تفاهمات بر زمین مانده در دوران اشرف غنی مجددا احیا و عملیاتی شود. از جمله مهم‌ترین این تفاهم‌ها، موضوع آب هیرمند بود که کاظمی‌قمی در پایان سفرش وعده داد به زودی آب به سمت ایران سرازیر و وارد کشورمان می‌شود. اتفاقا چند روز بعد، آب به سوی ایران سرازیر شد و صداوسیما و مطبوعات هوادار دولت، قدرت دیپلماسی همکاران ابراهیم رییسی را بر رخ سایرین کشیدند و گفتند که به زودی آب هیرمند وارد سیستان می‌شود و گرهی که هیچ‌یک از دولت‌های پیشین نتوانسته بودند آن را باز کنند به دست ابراهیم رییسی و همکارانش باز می‌شود.
اما روزها گذشت و برخلاف انتظار آب هیرمند وارد خاک ایران نشد. موضوع آن‌قدر عجیب بود که صداوسیما خبرنگارش را در افغانستان مامور کرد تا از مسیر این رودخانه گزارش تهیه و اعلام کند که چرا آب سرازیر شده، وارد کشورمان نشده است.
سرانجام خبرنگار صداوسیما گزارش کرد که آب سرازیر شده به سوی ایران، پیش از آن که به مرزهای کشورمان نزدیک شود، به سوی داخل افغانستان منحرف می‌شود و تغییر مسیر می‌دهد. در آن هنگام مقامات وزارت امور خارجه کشورمان علت این تغییر مسیر را سوءتفاهم دانسته و تاکید کردند که به زودی این سوءتفاهم برطرف و آب وارد خاک ایران خواهد شد.
اما سوءتفاهم که برطرف نشد، هیچ، نیروهای طالبان هم در سر مرزها ادعاهایی در خصوص خاک ایران و رفتار نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند. در واقع گمان غالب آن است که طالبان آگاهانه از تمکین به تعهدات بین‌المللی و انجام تعهدات فی‌مابین ایران و افغانستان، دوری می‌جوید. در واقع امیدواری ایران به دادن مشروعیت و پذیرفتن حکومت طالبان در ازای رعایت حقوق ایران و پرداخت حق‌آبه کشورمان از آب هیرمند، رویایی است که احتمالا محقق نخواهد شد.
در این‌باره مشکل بزرگ‌تر آن است که نیروهای طالبان در لب مرزها و استان‌های حاشیه افغانستان، چندان فرمانبر نیستند و اوامری که از مرکز دستور داده می‌شود، در استان‌های دیگر براساس سلیقه فرمانده یا والی استان اجرا می‌شود. از این بابت حتی اگر در کابل، مقامات دولت مرکزی طالبان خواهان عمل به تعهدات در قبال ایران باشند ولی در استان‌ها این تمایل وجود نداشته باشد، آنچه در نهایت اتفاق می‌افتد عدم واریز شدن سهم آب ایران از رودخانه هیرمند است.
اکنون سیستان‌وبلوچستان ایران اوضاع سختی را می‌گذراند. سال گذشته نیز شهرهای این استان شرقی کشورمان تشنگی را تجربه کردند و امسال نیز همین تشنگی ادامه یافته است. این وضعیت، زندگی بسیاری از هموطنان ما در سیستان‌وبلوچستان را تحت تاثیر قرار داده، دامداری و کشاورزی ایشان را با بحران مواجه کرده و خشک شدن این سرزمین، خطر ایجاد کانون‌های تولید ریزگرد در شرق کشور را به وجود آورده است.
این وضعیت باید زنگ‌های هشدار را برای مقامات ایرانی به وجود آورد. به ویژه آنکه گمان نمی‌رود دولت فعلی حاکم در افغانستان اراده و تمایلی برای حل و فصل مشکلات واریز حق‌آبه ایران داشته باشد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع