رشد کلانشهر اهواز، سیاهچاله ای، یا منطقه ای و بین المللی؟
رشد کلانشهر اهواز، سیاهچاله ای، یا منطقه ای و بین المللی؟

یادداشت از دانیال امیری دانشجوی ارشد جغرافیای سیاسی گرایش ژئوپلیتیک اهواز یکی از کلان‌شهرهای ایران است که با جمعیت شهری نزدیک به یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر ۸مین شهر پرجمعیت و با مساحت ۱۸ هزار و ۶۵۰ هکتار به عنوان ۴مین شهر بزرگ ایران محسوب می‌شود. اهواز به عنوان مرکز استان خوزستان دارای تنوع […]

یادداشت از دانیال امیری
دانشجوی ارشد جغرافیای سیاسی گرایش ژئوپلیتیک

اهواز یکی از کلان‌شهرهای ایران است که با جمعیت شهری نزدیک به یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر ۸مین شهر پرجمعیت و با مساحت ۱۸ هزار و ۶۵۰ هکتار به عنوان ۴مین شهر بزرگ ایران محسوب می‌شود.

اهواز به عنوان مرکز استان خوزستان دارای تنوع قومی و فرهنگی زیادی بوده که همین تنوع باعث گستردگی مراودات و ارتباطات با استان های دیگر و سایر کشورهای همجوار گردیده است.

همچنین گستردگی منابع و معادن، صنایع استراتژیک، وجود رودخانه ها، دسترسی به دریا، جمعیت مناسب، و تنوع اقلیمی باعث به وجود آمدن ظرفیتهای مختلف جهت توسعه استان خوزستان و شهر اهواز گردیده است که با مدیریت هدفمند و بهره برداری از این ظرفیتها میتوان این شهر را به محور مبادلات اقتصادی و مرکز ثقل فرهنگی در منطقه جهت تاثیرگذاری های بین المللی تبدیل کرد.

اما آنچه که اهواز و خوزستان را در دوره معاصر از توسعه و پیشرفت پایدار بازداشته است به وجود آمدن شرایط مختلف کنترل نشده از قبیل جنگ تحمیلی و تغییرات جمعیتی از جمله مهاجرپذیری و مهاجرفرستی و حاشیه نشینی در کنار نبود استراتژی های مدیریتی بوده و باعث عدم توسعه مناسب این جغرافیای با ظرفیت گردیده است.

امروز نخبگان و عوام به این نتیجه رسیده اند که افزایش جمعیت و مساحت شهر الزاماً مترادف با توسعه یافتگی نیست و اتفاقا در صورت عدم توجه و نبود برنامه ریزی های هدفمند میتواند منجر به سیاهچاله سازی از شهرها گردد
اما سیاهچاله شهری چیست؟

شهرهای بزرگی که از فضای جریان ها و شبکه های ارتباطی جهانی شدن دور مانده‌اند یا ارتباط کم و سرگردانی در شبکه شهری جهانی دارند را سیاهچاله شهری می نامند.

از عوارض این سیاه چاله ها می توان به بوجودآمدن کلان شهرهایی با جمعیت بالا، فاقد تاثیرگذاری مثبت بین المللی، فاقد تولیدات با ارزش بین المللی، ایجاد حاشیه‌نشینی و حلبی آباد ها، معضلات مربوط به عدم اشتغال یا شغل های کاذب، تضاد طبقاتی، وجود ناامنی های اجتماعی و نهایتاً کلان شهری که صرفاً مصرف کننده خدمات شهری و سربار اقتصادی دولت ها می باشد اشاره کرد.

در مقابل اما تغییر سبک مدیریت شهری باعث تغییر اهمیت شهرهای بزرگ از عنوان پایگاه مدیریت و هماهنگی به محل ارائه خدمات بازاریابی، ارتقا و تثبیت سرمایه گذاری شده و شکل گیری بازار دارایی های بین المللی که به واسطه راهبردهای شرکت های فراملی تقویت شده اند که چنین شهرهایی را بسته به حدّ توسعه و تاثیرگذاری شهرهای منطقه ای یا جهانی مینامند.

شهرهای منطقه ای و جهانی مراکز دفاتر مرکزی شرکت های فراملی، ارائه خدمات بازرگانی، سرمایه گذاری بین المللی، موسسات فراملی، و پردازش اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی هستند. همچنین این شهرها مکان ها و مراکز کنترلی برای جریان های فرهنگی و مالی اند که با یکدیگر جهانی شدن صنعت را حمایت و محافظت می کنند.

لذا در جهت تبدیل اهواز به شهر منطقه ای میتوان با توجه به ارتباطات گسترده فرهنگی و مذهبی ایران و استان خوزستان با مردم و کشورهای همسایه از جمله عراق، سوریه و..، بر اساس محورهای ذکر شده و با توجه به شرایط امنیتی حاکم بر این کشورها، برنامه ریزی های شهری را در این جهت انجام داد تا ابتدا خوزستان را به محل خدمات و سرمایه گذاری های مشترک شرکت های فراملی این کشورها تبدیل و سپس در سطح گسترده تر بین المللی زمینه ها را برای نقش آفرینی کلانشهر اهواز فراهم کنیم.

فراموش نکنیم کلانشهری که فاقد تاثیرگذاری بین المللی اقتصادی و فرهنگی باشد همچون کالبدی بی روح است و امروز اهواز بر دوراهی سیاهچاله شهری یا کلانشهر منطقه ای ایستاده است.