دولت و مجلس کمر به نابودی مطبوعات بسته‌اند
دولت و مجلس کمر به نابودی مطبوعات بسته‌اند

مطبوعـات بـه‌عنـوان رکـن چهـارم دموکراسـی و ابـزاری قدرتمنـد بـرای مطالبه‌گـری و جلوگیـری از سـوق جوامـع بـه سـمت دیکتاتـوری در طـول حیـات خویـش همـواره نقـش‌آفریـن بوده‌انـد و بـر اسـاس وظیفـه ذاتـی و اصـل وجـودی خـود بیان مشـکلات و درد مـردم را سـرلوحه کار خویـش قـرار داده‌انـد، امـا رسـانه‌ها طی سـده اخیر دچار تغییرات و تحولات اساسـی […]

مطبوعـات بـه‌عنـوان رکـن چهـارم دموکراسـی و ابـزاری قدرتمنـد بـرای مطالبه‌گـری و جلوگیـری از سـوق جوامـع بـه سـمت دیکتاتـوری در طـول حیـات خویـش همـواره نقـش‌آفریـن بوده‌انـد و بـر اسـاس وظیفـه ذاتـی و اصـل وجـودی خـود بیان مشـکلات و درد مـردم را سـرلوحه کار خویـش قـرار داده‌انـد، امـا رسـانه‌ها طی سـده اخیر دچار تغییرات و تحولات اساسـی و بنیادین شـده و از جریده‌های کاغذی سـاده تـا رسـانه‌های الکترونیکـی مـدرن پوسـت‌انـدازی کرده‌اند، ولی در این مدت نقش رسـانه‌های نوشـتاری یـا بـه‌عبـارت عامیانـه روزنامه‌هـا هرگـز کم‌رنـگ و بی‌اهمیـت نشـده و دنیـای مترقـی خـود را بی‌نیـاز از آن نمی‌داند، اما متأسـفانه رسـانه‌های مکتـوب در نبرد بـا رسـانه‌های الکترونیکـی و فضـای مجـازی از حیث هزینه‌هـا و نیـروی کار در حال شکسـت خـوردن و از میدان به در شـدن هسـتند، زیرا بارگذاری یک سـایت یا کانال خبری در مقایسـه با تولید رسـانه چاپی همانند کشـیدن نقاشـی یک ابرسـازه و بنا نهادن واقعی آن اسـت.

این اوضاع نابسـامان و شـرایط وخیـم در دو ساله اخیـر و بحـران کرونـا غیـرقابل‌تحمـل گردیده و آثـار منفـی آن بـه صـورت تعطیلـی نشـریات، اخراج پرسـنل، کاهـش تیراژ، کم شـدن صفحـات نشـریه، پاییـن آمدن کیفیـت و حتی تغییر رنگ نشـریات و بر هم خـوردن نظم انتشـار کاملاً قابل مشـاهده و لمس اسـت و با کمال تأسـف از ناحیه مجلس، دولت و به خصوص معاونـت مطبوعاتـی وزارت فرهنـگ و ارشـاد اسلامی بـه‌عنـوان نهـاد متولی رسـانه هیچ حرکـت مثبتـی برای توانمندسـازی این قشـر صـورت نگرفته و به‌جای پشتیبانی سعی در زمین زدن آن‌ها دارند که بررسی بودجه سال اخیر و اختصاص ارقام کلان به برخی نهادهای بی‌ربط نشان از این دیدگاه دارد، همچنین با حیف و میـل ارز دولتی اختصـاص داده شـده بـه واردات کاغـذ و زینک، همچنان قیمت کاغذ، زینک و مرکب بـه‌صورت افسـارگسـیخته بالا مـی‌رود و با ادامه ایـن روند به‌زودی شـاهد تعطیلی فله‌ای و فراگیر مطبوعات مسـتقل خواهیم بود که نتیجه این امر به خاموشـی فریاد تظلم‌خواهی مـردم و محرومـان خواهـد انجامیـد، امـا در ایـن میـان بـا کمـال تعجـب اهالـی و اصحاب رسـانه بـا قامـت خمیـده در زیر بار هزینه‌ها، به هر مشـکل و معضلـی ورود کـرده و صدای هـر صنـف و گروهـی جـز قشـر خویـش را منعکـس می‌نماینـد که ایـن رفتار و سـکوت همـکاران غیـرقابـل‌پذیـرش و توجیه می‌باشـد، زیـرا ما بـرای خدمت به جامعـه و رصد و انعـکاس مشـکلات مردم ابتدا باید خویشـتن را حفـظ کنیم و گرنه با خاموشـی چراغ این خانـه دیگـر کسـی پیدا نمی‌شـود که چراغـی برای دیگـران بیفـروزد.

لذا ضمـن اعتراض شـدید به بی‌تفاوتی همکاران فعال در این عرصه نسـبت به حقوق پایمال شـده خودمان از یکایـک و فـرد فرد شـما بزرگواران تقاضا می‌شـود با تمامـی توان مانع از آسـیب جدی و جبـران‌ناپذیر به پیکره رسـانه‌های مکتوب شـوید و در حرکتی هماهنگ بهبـود اوضاع را فریاد کنید. زیرا با مرگ رسـانه‌های مکتوب عرصه برای خبرسـازی ناسـالم و غیرمطمئن در فضـای مجـازی بازتر خواهد شـد.

احسان احمدی-منتشر شده در شماره ۱۰۳ نشریه روشنفکری- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰