دنبه را جای کره به مردم غالب کردند
دنبه را جای کره به مردم غالب کردند

بله، بنده هم موافقم که “شیخ تمام شد” و تا چند روز دیگر برای همیشه میرود، اما بر این باورم که ایشان بعنوان یک اسطوره و قهرمان ملی و همچنین ناجی ایران و ایرانی صندلی ریاست جمهوری را ترک نمیکند بلکه بعنوان کسی که با سیاستها و عملکرد غلط خویش مشکلات کشور را صد برابر […]

بله، بنده هم موافقم که “شیخ تمام شد” و تا چند روز دیگر برای همیشه میرود، اما بر این باورم که ایشان بعنوان یک اسطوره و قهرمان ملی و همچنین ناجی ایران و ایرانی صندلی ریاست جمهوری را ترک نمیکند بلکه بعنوان کسی که با سیاستها و عملکرد غلط خویش مشکلات کشور را صد برابر کرد و زندگی مردم را سخت تر نمود و اشک ملت را درآورد و نهایتاً با خاطره ای تلخ صحنه سیاست را برای همیشه ترک میکند.

محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران با نگارش مطلبی به یادداشت چندی قبل روزنامه جمهوری اسلامی تحت عنوان (شیخ حسن روحانی هم به پایان خط رسید و آن دنبه را هم گربه برد) واکنش نشان داد و طی یادداشتی اعتراضی نوشت: چندی قبل روزنامه جمهوری اسلامی تحت مدیریت آقای «مسیح مهاجری» در یادداشتی معنادار و پر کنایه به پایان عمر ریاست جمهوری حسن روحانی واکنش نشان داده در جهت تطهیر “روحانی” و سرپوش گذاردن بر سیاستها و عملکرد غلط دولتهای یازدهم و دوازدهم نوشت: شیخ حسن روحانی هم به پایان خط رسید!! کسی که هر جا مشکلی پیش می‌آمد به گردنش می‌انداختیم!! ترامپ از “برجام” خارج شد گردن شیخ انداختیم. بنزین گران شد و آن اتفاقات افتاد، گردن شیخ انداختیم. گرانی، دلار، بورس، زلزله، سیل، خشکسالی، عدم مشارکت مردم در انتخابات، کرونا، قطع برق و… هر چه شد و نشد گردن شیخ بود!!

مدیریت این روزنامه در ادامۀ یادداشت خود به داستانی قدیمی اشاره نمود و بدین شکل تشریح کرد: شیخ تمام شد و رفت و یادم آمد که در قدیم چلوکباب خوردن از مفاخر آن روزگار بود و اینکه میبایست آنقدر چرب باشد که سبیل خورندۀ چلوکباب هم چرب شود تا دیگران بفهمند که چربی سبیلش از کرۀ چلوکباب است!!

بزرگ ‌زاده‌ای آبرومند به فقر و تنگدستی افتاده بود و برای اینکه کسی پی به احوالش نبرد هر روز سبیل خودش را با تکه دنبه‌ای چرب میکرد تا اینکه همه فکر کنند هنوز وضعیتش خوب است و هنوز هم چلوکباب میخورد.

یک روز عصر که سر گذر با رفقایش نشسته بود و سبیل چرب کرده‌اش را تاب میداد و از کیفیت کرۀ چلوکباب ظهر صحبت میکرد، پسر کوچکش دوان دوان و ناراحت از راه رسید و گفت: بابا بدو بیا، اون دنبه‌ای رو که هر روز باهاش سبیلت را چرب میکردی را گربه خورد.

وی در ادامه به مخالفین سیاستهای دولت روحانی هشدار داد و تأکید کرد: اکنون، ‌ای سیاستمدارانِ پشت صحنه و روی صحنه!! آن دنبه را گربه خورد (منظور ایشان از دنبه یعنی حسن روحانی است)، حال دنبال فرد دیگری باشید که مشکلات کشور را از فردا به گردنش بیندازید، البته اگر مردم سبیل چرب کرده شما را باور کنند!!

درکل یادداشت جالبی بود و در خور تأمل…

اینجانب پس از مطالعه این یادداشت و داستان سرایی جالب آن در جهت توجیه خرابکاریهای روحانی و دولتش، به فکر فرو رفته و چند وقتی است که با خود کلنجار میروم که آیا این یادداشت را نادیده گرفته و کنارش بگذرم و یا به آن بپردازم و آنرا واقع بینانه واکاوای کنم که در نهایت تصمیم بر این گرفتم تا چند سطری قلم فرسایی نموده و به موضوع “کره” و “دنبه” و “شیخ حسن” بپردازم.

بله بنده هم در این یادداشت با نظر جناب آقای مسیح مهاجری موافقم که “شیخ تمام شد” و تا چند روز دیگر برای همیشه میرود، اما بر این باورم که ایشان بعنوان یک اسطوره و قهرمان ملی و همچنین ناجی ایران و ایرانی صندلی ریاست جمهوری را ترک نمیکند بلکه بعنوان کسی که با سیاستها و عملکرد غلط خویش مشکلات کشور را صد برابر کرد و زندگی مردم را سخت تر نمود و اشک ملت را درآورد و نهایتاً با خاطره ای تلخ صحنه سیاست را برای همیشه ترک میکند.

روزنامه جمهوری اسلامی در تطهیر و بی تقصیر خواندن روحانی، وی را به دنبه ای تشبیه میکند که سیاستمدارانِ پشت صحنه و روی صحنه!! با آن سبیل خود را چرب کرده و تمام خرابکاریهای ۸ سال گذشته را نیز به گردن او انداختند و حالا که شیخ حسن رفت و بقول آقای مهاجری آن دنبه را گربه برد، پس منبعد میخواهند خرابکاریهای این کشور را به گردن چه کسی بیاندازید؟!!

در این ارتباط باید عرض کنم که چرا ۸ سال پیش یعنی در انتخابات سال ۹۲ و ۴ سال پیش در انتخابات سال ۹۶ روحانی را ناجی و حلال مشکلات ایران اعلام میکردید و بدون حضور ریاست جمهوری او، ایران را ونزوئلا و دلار را ۵۰۰۰ تومان و اقتصاد کشور را نابود و سایه جنگ را بر سرمان همیشه برقرار خواهد بود و با ریاست جمهوری روحانی و کلید کذایی اش، همه مشکلات حل و سایه تحریمها برطرف و دلار ارزان و اشتغال فراوان ایجاد و پاسپورت ایرانی ارزشمندتر خواهد شد، یعنی بنوعی “شیخ حسن” را کرۀ چلوکبابی میخواندید ولی حالا که همه چیز را خراب کرده و نمک به زخم مردم ریخته، میفرمائید که او کرۀ چلوکبابی نبوده بلکه دنبه بیش نمیباشد که تازه آنرا هم گربه خورد!!

اگر شیخ حسن دنبه بوده پس چرا به مردم خیانت کرده و به دروغ دنبه را کره غالب کردید؟ چرا گنجیشک را در روز روشن رنگ کردید و او را جای قناری به مردم فروختید؟!!

چرا با کلمات بازی می کنید و با توسل به داستانهای قدیمی میکوشید تا مجدداً مشکلات را لاپوشانی و عملکرد غلط روحانی را تطهیر کنید؟ اولاً هیچکس بدون دلیل و با قصد و غرض مشکلات و خرابکاریهای کشور را به گردن روحانی و دولتش نیانداخته که شما ‌سیاستمدارانِ پشت صحنه و روی صحنه را اینچنین مورد حمله قرار میدهید.

چه کسی “برجام” را به بیراهه کشاند و چه کسی “ترامپ” را تشویق کرد ایران را با خروج از “برجام” تحت فشار بگذارد؟ کاملاً مشخص است، سیاستها و عملکردهای غلط روحانی باعث شد، زیرا هر چه به روحانی گفتیم که اینقدر “برجام” را بزرگ نکنید و همه چیزمان را به “برجام” وصل نکنید که گوش نکردند. از برجام بجای اینکه در جهت صادرات استفاده کند در جهت واردات و باز کردن مرزهای ایران به روی واردات استفاده کرد و ترامپ هم دید که با خروج از “برجام” و اعمال تحریمهای جدید به راحتی میتواند دولت را پنچر کند که کرد!!!

بالاخره رئیس جمهور موافق گرانی بنزین بود که تصویب شد و اگر موافق نبود، بجای اینکه بیاید و در برابر ۸۰ میلیون نفر بشکل تمسخرآمیزی بگوید که من خودم هم صبح جمعه مطلع شدم، و با این جمله خود نمک بر زخم مردم بپاشد صراحتاً به مردم اعلام میکرد که من هم مخالف گرانی و افزایش نرخ بنزین هستم و تا پایین آوردن نرخ بنزین در کنار شما خواهم بود که این کار را هم نکرد!! آیا اینجا هم شیخ حسن دنبه بود؟

افزایش نرخ دلار و ظهور دلار ۴۲۰۰ تومانی و توزیع میلیاردها دلار به مقربین درگاه دولت کار غریبه ها بود؟ چرا ایشان را تطهیر میکنید؟

آیا کسی غیر از شیخ حسن مردم ایران را به سرمایه گذاری در بورس ترغیب کرد، مگر زمانیکه اینجانب و سایر اقتصاددانان برجسته و دلسوزان ایران به دفعات هشدار دادیم که بورس ریزش خواهد کرد و سرمایه مردم به باد خواهد رفت، آقای روحانی ما را بدخواهان نظام و بیسوادان معرفی ننمود و به مردم نگفت که به حرف اینان گوش ندهید؟ باز هم میخواهید بگویید که شیخ حسن دنبه ای بیش نبود؟

آیا غیر از این است که سوء مدیریت دولت روحانی و بی توجهی و اهمال کاری همین دولت باعث شد تا امروز نیروگاهها فرسوده و نوسازی نشده و توسعه نیابند و مردم با مشکل و قطعی برق مواجه شوند، کُندکاری همین دولت باعث همه گیری و شیوع بیش از پیش کرونا شد، بی توجهی و عدم رسیگی این دولت به زلزله زده گان و سیل زده گان موجب افزایش ناراحتی و عذاب مردم دردمند شد و ورشکستگی کارخانجات، افت صادرات، رشد بیکاری و افزایش تورم و روکود کسب و کار همه و همه از دستاوردهای همین دولت که زمانی همه دولتها را مسخره میکرد و خود را ناجی ایران مینامید که البته هنوز هم یک قدم عقب نکشیده و جز خودش و عملکرد خویش کسی را نمی پسندد!!

آیا تصور میکنید که به کسیکه ماههاست از ترس کرونا از دفترش خارج نشده و همه چیز را بقول خودش از راه دور فرماندهی میکند و وزرایش برای دیدن رئیس خودشان ماهها باید در انتظار بمانند مدال بدهیم؟

در هشت سال دولت یازدهم و دولت دوازدهم بجای اقرار دولتمردان به واقعیتها و گفتگوهای دوستانه و صادقانه با مردم، متأسفانه به کررات دیده و شنیده ایم که آقایان از جملات و کلمات زننده و توهین آمیز هم استفاده و کسانیکه را که منتقد عملکرد دولت بودند را آماج حملات تند خود قرار داده اند!! جناب آقای روحانی بارها تأکید کردند که از نقد و همچنین انتقاد از خود و عملکرد دولت شان با آغوش باز استقبال میکنند اما در مقابل دیدیم که نه تنها از انتقاد و منتقد اصلاً خوششان نمی آمد بلکه هر از چندگاهی هم عصبانی و به آنان حمله و توهین نیز کردند که همین الان میتوانم به بیش از ۳۰ الی ۴۰ مورد از این توهین ها اشاره کنم اما چون از حوصلۀ خوانندگان محترم خارج میباشد پس فقط به چند مورد از این جملات توهین آمیز ایشان اشاره میکنم.

آقای روحانی در مقطعی از دوران ریاست جمهوری شان درباره منتقدین خویش گفتند: «مخالفت با دولت بی عقلی است»؛ و مبارزه با دولت یعنی مبارزه با منافع ملی!! یعنی دولت خود را برابر با “منافع ملی” اعلام کردند!!

ضمناً ایشان در مقاطع مختلف و در سخنان خود در برابر رسانه ها، منتقدین و مخالفین خود را (بی شناسنامه، بزدل، هوچی باز، برو به جهنم، بی سواد و…. دهها مورد دیگر از همین دست) خطاب کردند که اصلاً شایستۀ ایشان بعنوان ریاست جمهوری ایران نبود.

این در حالیست که آقای روحانی مدتی قبل بیان کرده بودند که از معصوم هم میشود انتقاد کرد اما در خصوص انتقاد از دولت اظهار داشتند که منتقدین دولت کم عقل هستند. (یعنی خود و دولت شان را فراتر از معصومین میدانستند)!!

اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم و واقع بینانه و بدور از گرایشات حزبی و وابستگی های شخصی به موضوع بنگریم بدون شک تأیید مینمائیم که دولتهای یازدهم و دوازدهم طی هشت سالی که از عمرش گذشته نمره بالائی از مردم، فعالان اقتصادی و صاحب نظران برجسته سیاسی و اقتصادی کشورمان دریافت نکرده و این کارنامه اصلاً پاسخ مناسبی به اعتماد مردم و رأی آنان نبود و نیست و همین امر موجب شد تا مردم دیگر اعتمادی به دولت و دولتمردانش نداشته باشند.

حال با این وجود مجدداً شیخ حسن و دولتش را دنبه میدانید و سیاستمدارانِ پشت صحنه و روی صحنه را مقصر خرابی سالهای اخیر کشورمان معرفی میکنید که آنان به عمد شیخ حسن را سپر بلای خود قرار داده بودند و همه تقصرها را به گردن روحانی انداخته و با دنبه ای به نام روحانی سبیل خود را چرب میکردند و حالا هم شیخ حس رفت و دنبه را هم گربه برد و مثلاً از این به بعد معلوم نیست که آن سیاستمداران چه کسی را سپر بلای خود و خرابی هایشان قرار خواهند داد!!!

در ارتباط با مبحث شیخ حسن و و دنبه گوسفندی و خرابکاری دولتهای یازدهم و دوازدهم میتواند ساعتها سخنرانی و دهها صفحه قلم فرسایی نمود که بجز خستگی و به درد آوردن سر مردم و یادآوری تلخ کامی های ۸ سال گذشته سود دیگری در پی نخواهد داشت، فقط برای جمع بندی و ختم کلام باید صراحتاً خدمت مردم عزیزمان عرض کنم که شیخ حسن نه تنها دنبه بلکه پیه هم نبود که متأسفانه شما و جمع دیگری از دوستانتان با برنامه قبلی و به عمد ایشان را بجای کرۀ صدر اعلای چلوکبابی به مردم تحمیل و غالب کردید که باید بگویم خدا پدر گربه را بیامرزد که بالاخره این دنبه را دزدید.

 

توجه: مطلب مندرج صرفا دیدگاه نویسنده است و رسانه اقتصاددان در قبال آن هیچ موضعی ندارد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

 

 

  • منبع خبر : اقتصاددان