دست نامرئی
دست نامرئی

سجاد داودی درآمد سالانه هر جامعه همیشه دقیقاً مساوی با ارزش قابل مبادله کل تولید سالانه صنعت آن یا دقیقاً برابر با هرچیزی با همین ارزش مبادله است. می توان نتیجه گرفت قیمت ها راهنمای خوبی برای تصمیم گیری افرادی هستند که در اکثر موارد برای رسیدن به اهداف خود، رفاه جامعه را نیز به […]

سجاد داودی

درآمد سالانه هر جامعه همیشه دقیقاً مساوی با ارزش قابل مبادله کل تولید سالانه صنعت آن یا دقیقاً برابر با هرچیزی با همین ارزش مبادله است.

می توان نتیجه گرفت قیمت ها راهنمای خوبی برای تصمیم گیری افرادی هستند که در اکثر موارد برای رسیدن به اهداف خود، رفاه جامعه را نیز به حداکثر می رسانند.

در نظریه احساسات اخلاقی (۱۷۵۹) و ثروت ملل (۱۷۷۶) آدام اسمیت، “دست نامرئی” هرگز در معنای امروزی آن به کار گرفته نشده‌ است.

اما می توان دست نامرئی را در دوران معاصر اینگونه بیان کرد که: مردم دوست دارند بهره وری و برتری خود را طلب کنند تا به آنچه نفس آنها می خواهد برسند و به دیگران نشان دهند اگر کاری را برای آنها انجام می دهند برای برآورده شدن نیازها و منافع شخصی خودشان است.

می توان اینگونه بیان کرد که: کار قصاب، رستوران دار، نانوا و… از سر خیرخواهی و تهیه طعام برای ما نیست، بلکه آنها همگی به فکر منافع خود هستند.

هیچکس نه تمایل به بهبود منافع عمومی دارد و نه می داند که این منافع چگونه زیاد می شوند، پس افراد با دنبال کردن منافع خود برای جامعه ثمربخش تر از زمانی هستند که واقعاً به دنبال منفعت رسانیدن به جامعه باشند.

بنابراین هرکس فقط بدنبال سود شخصی خود است و در این راه رشد می کند، بدون اینکه منافع حاصله جامعه حتی در ذهن و نیت او بوده باشد، اما با دنبال کردن منافع شخصی، منافع جامعه نیز، بدون اینکه قصد آن را داشته باشیم، به مراتب بهبود می یابد.

آدام اسمیت می گوید: افراد حاضر در اقتصاد با توجه به منافع شخصی خود فعالیت می کنند و “دست نامرئی” بازار، منافع شخصی را در جهت ارتقاء و بهبود رفاه کلی اقتصاد هدایت می نماید.

دو استکان چای داغ