حصیرآبادی/قسمت ۵/دعانویس مشکل گشا!
حصیرآبادی/قسمت ۵/دعانویس مشکل گشا!

به خیابان‌های حصیرآباد در قبل از انقلاب لین میگفتند ،گویا این واژه همان لاین انگلیسی بوده ، که بعلت مراودات کارکنان خوزستانی شرکت نفت با انگلیسی ها ، برای خانه هایی که در یک ردیف قرار بگیرند استفاده می‌شد و چون منازل حصیرآباد ،دیوار به دیوار هم و در یک خط طولی قرار داشتند این […]

به خیابان‌های حصیرآباد در قبل از انقلاب لین میگفتند ،گویا این واژه همان لاین انگلیسی بوده ، که بعلت مراودات کارکنان خوزستانی شرکت نفت با انگلیسی ها ، برای خانه هایی که در یک ردیف قرار بگیرند استفاده می‌شد و چون منازل حصیرآباد ،دیوار به دیوار هم و در یک خط طولی قرار داشتند این اصطلاح برای خیابان‌های کج و معوج آن بکار برده می‌شد.

لین ها از شماره یک فرعی سپس یک اصلی تا خیابان ۱۴ محدوده محله بشمار میآمدند ، در کنار هر خیابان اصلی ، یک خیابان فرعی وجود داشت ، امتداد خیابان ۹ تا ۱۴ به تپه ای منجر می‌شد که دو تا مخزن خیلی بزرگ آب روی قرار داشته و بعنوان ذخیره ی بخشی از تامین آب شرب اهواز بشمار میرفت و به آن منبع آب میگفتند ، در اوایل انقلاب زمینهای این تپه جهت اسکان و سکونت کارکنان سازمان آب اختصاص داده شده ، از اینرو از آن زمان تاکنون منطقه ای مسکونی تحت عنوان منبع آب با ساکنین عمدتا کارگری و آنهم کارگران سازمان آب شکل می‌گیرد . در دامنه این تپه یک زمین ورزشی ماسه ای بنام زمین سوسمار قرار داشت که اطراف آن قبور بسیار قدیمی وجود داشت ، در آنموقع پیدا کردن جمجمه یا استخوان مرده ها برای ما که در سنین نوجوانی بودیم در زمین سوسمار یک امر عادی تلقی می‌شد. هم اکنون زمین سوسمار با قبرستان آن از بین رفته و حالا تبدیل به پارکی بنام کوهسار شده است.

غیر از شماره خیابان، سکونت برخی افراد که برای مردم محله ویژگی خاصی داشتند بصورت نماد خیابان مذکور برای همه اهالی قابل توجه بود ،مثلا ؛اگر گفته می‌شد خیابانِ منزل سید (ه) ، معلوم بود ،منظورشان خیابان ۱۰ حصیرآباداست ، زیرا منزل سید مذکور در آن خیابان قرار داشت.

اما چرا بعد از حدود ۴۰ و اندی سال منزل سید (ه)در ذهنم مانده:
سید ، دعانویسی که با نوشتن ادعیه و چله بری محل رجوع بسیاری از مردم بخصوص خانم ها بود شهرت محلی زیادی داشت . اگر نوزادی زیاد گریه می‌کرد و دائم دل پیچیده داشت ، یا اگر خانمی احساس میکرد در قلب شوهرش جایی ندارد ، این سید (ه) بود که با اخذ مبلغی اندک با نوشتن دعایی ؛ کار یک پزشک متخصص اطفال یا یک متخصص مشاوره خانواده را عهد دار می‌شد . نتایج کار غالبا توسط شایعات پر و بال داده میشد ، مثلا وقتی پدر خدا بیامرزم قصد تجدید فراش داشت و مادر مرحومم در تقلا بود او را از این کار منع کند ، بخوبی یادم میآید ، ننه مجید همسایه سه خانه آنطرفمان در یک بعدازظهر به مادرم گفت ، چرا ، از سید (ه) ، کمک نمیگیری؟
ننه مجید میگفت از وقتی سید ، برایش دعا درست کرده ، بابا مجید مثل موم در دستش شده و دیگر دعوا و بد اخلاقی نمیکند …
نمیدانم، مادرم برای جلب قلب پدرم به سوی خود به سراغ سید رفت یا نه ! اما کتک خوردن ننه مجید توسط شوهرش در خیابان را اصلا فراموش نمیکنم ، که اگر همسایه ها نبودند چطور ننه مجید از زیر مشت و لگدهای بابا مجید نجات پیدا می‌کرد ،گویا دعای سید دعا نویس تاریخ ِمصرف داشته و لازم بود شارژ شود و پدرم نیز زن دوم گرفت…

این اواخر تخصص سید از درمان دل پیچه و ایجاد محبت بین زوجین به فعالیت والاتری ارتقا پیدا کرده بود !!
آنموقع ،شب زفاف ، نه تنها ،برای عروس و داماد بلکه برای خانواده ها و فامیل اهمیت حیاتی داشت ، این اهمیت و توجه تا آنجا پیش میرفت که کلی آدم پشت ِدر اتاق زفاف که با شاخه های نخل تزئین میشد ، منتظر میماندند که داماد پیروزمندانه! از اتاق خارج شود و این خروج با غریو هلهله و شادی همراه میشد ، اما اگر دامادی خدای ناکرده در موقع مقرر خارج نمیشد ، معلوم بود مشکلی پیش آمده ، که با غرولند و اعتراض اطرافیان همراه میشد ، حال اگر این مشکل از سوی دختر بود که سرافکندگی و شرمساری و درگیری بعدی را بدنبال داشت ، و اگر مردی نتوانسته بود، به خیلی دلایل ، موفق از این خوان زندگی عبور کند ، باز هم اوقات تلخی !بخصوص برای خانواده داماد ایجاد و شایعه می‌شد حتما بدخواهانی برای آن زوج دعایی درست کرده تا آنها نتوانند با هم رابطه بگیرند ، و از هم اکنون زندگی مشترک آنها به تباهی کشیده شود . معمولا در این مواقع برای بطلان دعا ، دست به دامان سید(ه) میشدند ، بخاطر اهمیت اجتماعی و احتمالا مالی قضیه! در افواهه عام محله جا افتاده بود که مشکل مذکور فقط بدست سید لین ۱۰ قابل حل است و کاری از دست پزشک و روانشناس بر نمیآید..

(فاضل خمیسی)