جگرهای کبابی!!
جگرهای کبابی!!

گفت: من امروز عکسی از یک سانحۀ سیلاب دیدم که جگرم کباب شد! گفتم: بله حق داری!هر کس وضع دلخراش سیل زدگان بی پناه را ببیند،جگرش کباب می شود! گفت: من سیل زدگان را که نمی گویم! گفتم: پس جگرت برای چه کسانی کباب شد؟ گفت: من مسئولانی نازنین و دلسوز را دیدم که با […]

گفت: من امروز عکسی از یک سانحۀ سیلاب دیدم که جگرم کباب شد!

گفتم: بله حق داری!هر کس وضع دلخراش سیل زدگان بی پناه را ببیند،جگرش

کباب می شود!

گفت: من سیل زدگان را که نمی گویم!

گفتم: پس جگرت برای چه کسانی کباب شد؟

گفت: من مسئولانی نازنین و دلسوز را دیدم که با آن لباس های شیک در حضور

جمعی عکاس و خبرنگار تا زانو در گل و لای فرورفته بودند،تا عکاسان عکس هایی

جنجالی از آنان بگیرند و میزان مردمی بودن مسئولان رسانه ای شود!

گفتم: بالاخره مسئولان مردمی باید به نقاط حادثه خیز سرکشی کنند تا ببینند

چطوری می توان به حادثه دیدگان کمک کرد.

گفت : آخر ما راضی نیستیم دل نازک مسئولان از دیدن این فجایع به دردآید! همان

بهتر که در پشت میز خود راحت بنشینند و به جای دست و پای خود،مغز خود را به

کار اندازند، و مثل همۀ کشورهای متمدّن و پیشرفته دنیا تدابیری بیندیشند که قبل

از وقوع این سوانح جلوی خرابی ها و تلفات انسانی گرفته شود و این قدر از واژۀ

«غافلگیر شدیم» استفاده نکنند! ما راضی به زحمت مسئولان نیستیم. فقط کمی از

مدیریت دلسوزانه مایه بگذارند!

می گویند فقیری کنار راهی نشسته بود وگریه می کرد. مردی با چندین نان در بغل

گذر می کرد و او را دید. کنارش نشست و دلیل گریه اش را پرسید.فقیر از گرسنگی

شکوه کرد. رهگذر نان به دست،دستمال از جیبش درآورد و جلوی صورت گرفت و

زارزار گریه کرد. فقیر که دلش برای او سوخته بود از وی خواست یکی از نان ها را به

او بدهد تا هر دو از گریه برهند. رهگذر گفت تا شب هم اگر بخواهی برایت گریه می

کنم اما لقمه ای نان نمی دهم.

حالا مسئولان حاضرند در برابر دوربین ها تا زانو در گل و لای فروبروند،ولی راهی

برای عدم تکرار این فجایع ندارند!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

  • نویسنده : شفیعی مطهر