تغییر مقصد پول بورسی‌ها از چرخه تولید به جیب دولت
تغییر مقصد پول بورسی‌ها از چرخه تولید به جیب دولت

صحبت درباره اتفاقاتی که در معاملات امروز بازار سرمایه افتاد شاید در یک گزارش نگنجد. اتفاقی که نشان از دلسردی میلیون‌ها سهامدار دارد که بیش از یک سال است نگاه‌شان را به پرتفوی سرمایه‌گذاری بورسی خود دوخته‌اند به این امید که سرمایه بر باد رفته‌شان روزی برگردد. دولت جدید یکی از امیدهای سهامداران خرد بود که در […]

صحبت درباره اتفاقاتی که در معاملات امروز بازار سرمایه افتاد شاید در یک گزارش نگنجد. اتفاقی که نشان از دلسردی میلیون‌ها سهامدار دارد که بیش از یک سال است نگاه‌شان را به پرتفوی سرمایه‌گذاری بورسی خود دوخته‌اند به این امید که سرمایه بر باد رفته‌شان روزی برگردد.

دولت جدید یکی از امیدهای سهامداران خرد بود که در لباس منجی بازار سرمایه کار خود را شروع کرد ولی چه حیف که این دولت نیز گویا تنها به فکر پرکردن جیب خود از راه بورس است و می‌خواهد هر زمان که جیبش خالی شد، دست در جیب شرکت‌ها و سهامداران کند.

دریغ از دو سالی که مردم با تمام مشکلات اقتصادی و معیشتی، اندک سرمایه خود را در بازار سرمایه‌گذاری کردند که قرار بود مقصدش چرخه تولید کشور باشد نه جیب دولت!

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

اکنون سوال از دولت معظم سیزدهم آن است: همین شما نبودید که در زمان تبلیغات انتخاباتی، شرایط بحرانی بازار سرمایه را اولویت اول خود می‌خواندید؟ چه شد که حالا پس از گذشت سه ماه وضعیت از قبل نیز بدتر شده و بازار سرمایه محلی شده برای جبران کسری بودجه؟

همین هفته قبل بود که تمامی سیاست‌گذاران چه از بدنه دولت و چه مجلس صحبت از اقدامات حمایتی می‌کردند و ادعا داشتند که اکنون بازار سرمایه مختص خواص نیست و اکنون ۶۰ میلیون از مردم از طریق سهام عدالت معیشت و زندگی‌شان به بازار سرمایه گره خورده است.

این مقدار تناقض در صحبت و عمل واقعا تعجب آور است. از طرفی بازار سرمایه را اولویت اول دولت و مجلس می‌نامید و از سمتی دیگر در شرایط نابسامان بورس تا جایی که می‌توانید به آن ضربه می‌زنید. مگر در جلسات خصوصی سیاست‌گذاران چه می‌گذرد که در هنگام عمل ۱۸۰ درجه تغییر جهت دیده می‌شود؟

مکیدن خون شرکت‌ها تا قطره آخر

به گزارش اقتصاددان به نقل از بورسان،   دولت تا به امروز به اندازه کافی دست در جیب شرکت‌ها کرده است. به طور کلی ما کمتر شرکتی در بازار سرمایه داریم که از سمتی به دولت متصل نشود و دولت از آن تغذیه نکند و تا جایی که می‌تواند در زمان کسری بودجه و نیاز به نقدینگی به آن‌ها دست درازی می‌کند.

اکنون نیز نوبت به دریافت مالیات از صادرات مواد خام و نیمه‌خام است که درست مشخص نیست این محصولات چگونه دسته بندی می‌شوند و به چه محصولاتی خام و نیمه خام گفته می‌شود.

پس از آنکه دولت لایحه بودجه ۱۴۰۱ را منتشر کرد، بخشی از درآمد خود را از محل دریافت مالیات از صادرات این محصولات در نظر گرفته بود و مدتی بعد لیستی از این محصولات منتشر شد که اغلب یا جزو تولیدات اصلی شرکت‌ها نبودند و یا صادرات قابل توجهی نداشتند.

امروز اما خبری منتشر شد که در کمیسیون تلفیق و بودجه مجلس مقرر شده است که بر دیگر محصولاتی همچون اوره، متانول، پلی اتیلن، اسلب و… نیز مالیات در صادرات وضع شود که پس از انتشار، غوغایی در بازار سرمایه به پا کرد و تمام سهام را به صف فروش کشاند.

مالیات بر صادرات اقدامی غیرعادی نیست

مالیات بر صادرات در بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز وجود دارد و اقدام عجیبی نیست؛ اما زمانی قابل قبول است که تمامی پارامترهای دیگر نیز به درستی وضع شده باشند و کار کنند.

هنوز بحث فرمول نرخ سوخت پتروشیمی‌ها داغ است و به اندازه کافی وضعیت شرکت‌ها را به سمت بحران پیش برده است. زمانی که نرخ سوخت شرکت‌ها به بیش از ۲ برابر نرخ منطقه رسیده است و محصولات شرکت‌ها مصرف‌کننده پایین‌دستی ندارد، دیگر نباید از محل صادرات نیز مالیات گرفت.

به هر حال به نظر می‌رسد که دولت هر زمان که به پول نیاز دارد، بازار سرمایه را سیبل خود قرار می‌دهد به این عنوان که این بازار را قشر نسبتا ثروتمند کشور در بر می‌گیرد، بی‌توجه به آنکه اکنون بیش از ۶۰ میلیون نفر از مردم غنی و فقیر کشور زندگی‌شان درگیر اتفاقات بورس است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع