تراژدی محرومیت و ظلم بظاهر خودی ها در خوزستان
تراژدی محرومیت و ظلم بظاهر خودی ها در خوزستان

حکایت: در فرهنگ دینی ما روایات مذهبی فراوانی وجود دارد که نشانگر مهم بودن محیط زیست و حفظ آن، از نگاه بزرگان دین ما می باشد. امام معصوم ما، امام رضا(ع) در مسیر خود از عراق به مرو و در ایران، آهویی را ضمانت می کند، که این مسئله نشان دهنده اهمیت جان و سلامتی […]

حکایت:

در فرهنگ دینی ما روایات مذهبی فراوانی وجود دارد که نشانگر مهم بودن محیط زیست و حفظ آن، از نگاه بزرگان دین ما می باشد.

امام معصوم ما، امام رضا(ع) در مسیر خود از عراق به مرو و در ایران، آهویی را ضمانت می کند، که این مسئله نشان دهنده اهمیت جان و سلامتی حیوانات، در مکتب شیعه است.

همچنین ما شیعه ها در مظلومیت امام حسین(ع)و یارانش یک روایت تاریخی را فراوان بیان کرده ایم و آن هم اینکه یزیدیان، آب را بر امام و یارانش بستند و آن را دریغ کردند.

حقیقت:
این روزها بحث خشکی تالاب ها و مرگ احشام و حیوانات در خوزستان بعلت بی آبی یا آلودگی آن و همچنین قطعی آب شهروندان خوزستانی در سرزمینی که بطور طبیعی رودخانه های پرآب در آن جریان داشته به یک تناقض تاریخی_اعتقادی و یک تراژدی غمبار سرزمینی تبدیل شده است.

شوربختانه مردمانی که پیشگام و دروازه تشیع در ایران بوده، در پاسداری از ایران اسلامی همواره پیشقدم و دِین خود را به اسلام و انقلاب ادا کرده و نقش برجسته ای در تحولات تاریخی سیاسی و اقتصادی ایران داشته اند، امروز تشنه و محروم از آب سالم برای خود و احشام خود هستند، تشنه آبی که روزگاری بطور طبیعی در تمام فصول و نه فصلی خاص، آن هم بصورت پر آب و خروشان، در کنارشان می گذشت و بارقه امید و زندگی مردم این دیار بود.

روزگاری در کارون که نماد جریان و حضور تمدنِ کهنِ ایرانی است، انواع ماهی ها و حتی کوسه در آن زندگی می کردند، چه شد که امروز خشک شده؟چه شد که امروز مانند انسانی که رمقی ندارد، به سمت دریا بصورت تلو تلو در حال حرکت است؟گویی منتظر مرگ خود و انسانها و موجودات وابسته به خود است!

چه شد رودخانه پرآبی که مردمان این دیار در روزهای تلخ و در سیلاب هایش کنار او بوده و خسارت و مصیبت دیده اند، امروز به لطف انتقال وسیع و غیر کارشناسی آب، دیگر از آن محروم هستند!

گویی از مردم کنار خود نا امید گشته است! کسی از مدیران استان، اعتراض به حق و قانونی این شهروندان مظلوم را نمی بیند و چون جوابی برای گفتن ندارند، معترضین را تجزیه طلب و مخالف با نظام معرفی می کنند، گویی چه زود فراموش کردند که این مردم بومی خوزستان در دفاع از این نظام، همواره پیشقدم، جان و مال خود را فدا کرده اند!

شوربختانه از منابعی که در این سرزمین وجود دارند و متعلق به مردمان این خطه است، حتی بطور مساوی با دیگران نیز، از آنها بهره نبرده اند، گویی آب این ماده زندگی بخش در خوزستان به سرنوشت طلای سیاه یعنی نفت در حال تبدیل شدن است.

نکته آخر:
عجب نمایش تلخی در خوزستان که البته به لطف کارگردانی فرزندان نامشروع این خطه که با مترسک تفاوت چندانی ندارند، به یک تعزیه تلخ همیشگی مبدل گردیده است.

زمان بابادی شوراب
۲۲/تیر/۱۴٠٠