برای موفقیت به مدیران با اندیشه جهانی نیاز داریم
برای موفقیت به مدیران با اندیشه جهانی نیاز داریم

به گزارش اقتصاددان دکتر علی اشرف احمدیان در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت: در محیط رقابتی و مرگبار امروز، بنگاه‌هایی قدرت ماندن در بازار و بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در آن را دارند که از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند. این موضوع در مورد ورود به بازارهای جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا شرایط رقابت […]

به گزارش اقتصاددان دکتر علی اشرف احمدیان در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت:

در محیط رقابتی و مرگبار امروز، بنگاه‌هایی قدرت ماندن در بازار و بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در آن را دارند که از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند. این موضوع در مورد ورود به بازارهای جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا شرایط رقابت در آنجا اساساً متفاوت بوده و بنگاه‌های کسب‌وکار به سطح توانمندی بسیار بالایی برای ماندن، افزایش سهم بازار و ادامه حیات نیاز دارند.

یکی از مقوله‌های مهم توانمندی بنگاه‌ها در عرصه بازارهای جهانی به مدیران آنها برمی‌گردد. تفکرات راهبردی مدیران ارشد یک موضوع بسیار اثرگذار در این حوزه بوده و نقش کلیدی در موفقیت یا شکست بنگاه بازی می‌کند.

مدیران با اندیشه جهانی، دارای یک سری ویژگی‌ها و فاکتورهای اثرگذار هستند که قصد داریم در سلسله نوشتارهایی، آنها را مورد واکاوی قرار دهیم. به این امید که مجموعه این نوشته‌ها در آینده کسب‌و‌کار این مرز و بوم، اثرگذار باشد.

 

دانش مدیران

 نخستین ویژگی کلیدی مدیران ارشد بنگاه‌های موفق در حوزه بازارهای جهانی به دانش آنها برمی‌گردد. دانش در یک زمینه کلی مطرح می‌شود و بعضاً باعث سردرگمی مخاطب شده است. دانش از یک طرف بیانگر سطح تحصیلات آکادمیک بوده و به میزان سواد اقتصادی و بازرگانی مدیران توجه دارد و از طرف دیگر تجربه بین‌المللی مدیران و آگاهی آنها از بازارهای جهانی، مصرف‌کنندگان و ویژگی‌های خاص آنها در هر بازار (تحلیل فرهنگی بازارها)، رقبای حاضر در بازار و ویژگی‌های خاص آنها (تحلیل رقابتی)، شناسایی گوشه‌های از بازار که دست‌نخورده و بکر باقی مانده‌اند (راهبرد نیچ مارکتینگ) و…

 

 

تمرکز بر نوآوری

مدیران جهانی‌نگر دارای اندیشه‌های پویایی بوده و تلاش می‌کنند از تمام فرصت‌های محیط پیرامون بهره‌برداری کنند. یکی از کلیدی‌های این موضوع در نوآوری‌محوری نهفته است.  براین اساس مدیران با بهره‌گیری از آموزه‌های نوآوری‌محوری، تلاش می‌کنند تمرکز کل سازمان را بر این حوزه قرار داده و در نتیجه در صنعت برخوردار از چنین مدیرانی، نوآوری تبدیل به یک فرهنگ همه‌جانبه می‌شود.

یک صنعت نوآور، لازم است تفکر نوآوری را درهمه بخش‌های صنعت جاری و ساری نموده و فرهنگ نوآوری‌محوری را در صنعت درونی‌سازی نماید. درچنین صنعتی، همه بخش‌ها درجست‌و‌جوی خلق فرصت از دل حوادث، وقایع و حتی بحران‌های پیرامونی بوده و همگام با نیازها و خواسته‌های نسل نوین مشتریان، برای برآورده ساختن آنها بنحوی بهتر و برتر از رقبا تلاش می‌کنند. پس نوآوری‌محوری تبدیل به ارزش شده و همه اعضای صنعت پایبندی به آن را تعهد خود می‌دانند (لین و همکاران، ۲۰۲۰).

تلاش برای توانمندسازی همه‌جانبه سازمان

خصوصیت دیگر مدیران جهانی‌نگر، توانمندسازی سازمانی است. این ویژگی کلیدی باعث می‌شود، مدیران به جای تمرکز بر یک حوزه خاص از سازمان مانند دپارتمان تولید، بازاریابی، مالی و …، برنامه‌ریزی‌ها را بر توانمندسازی همه ارکان سازمان متمرکز کنند.

فضای امروز کسب‌و‌کار با یک محیط رقابتی مرگبار روبروست. مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان دراختیار ندارند و باید بیشترین وقت و نیروی خود را صرف شناسایی محیط خارجی و داخلی سازمان کنند و سایر وظایف روزمره را به عهده کارکنان بگذارند. کارکنان زمانی می‌توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت، دانش و توانایی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را به خوبی بشناسند. ابزاری که می‌تواند در این زمینه به کمک مدیران بشتابد فرایند توانمندسازی است (عبدالهی و دیگران، ۱۳۸۵).

از توانمندسازی بعنوان داروی شفابخش و شعار رایج مدیریتی در اوایل سال های ۱۹۹۰ یاد می‌کنند. شاکلتون (۱۹۹۵) توانمندی را بعنوان” فلسفه دادن اختیار تصمیم گیری و پاسخگویی بیشتر به افراد زیردست در سازمان “تعریف کرده است (گرین و مکاندرو،۱۹۹۹).

 

مشتری‌محوری

توجه به خواسته‌ها و نیازهای مشتریان و تلاش برای برآورده ‌ساختن آنها به شکلی بهتر و برتر از رقبا شاید مهمترین ویژگی و رویکرد مدیران موفق حداقل از خاستگاه بازاریابی و مدیریت بازار باشد. بر همین اساس مدیران تلاش می‌کنند با بهره‌برداری از راهبردهای نوین بازاریابی بیشتر و بیشتر به مشتریان خود نزدیک شده و آنها را در فرایندهای کاری بنگاه خود دخیل سازند.

یک راهبرد موثر در این حوزه که در صنایع مربوط به فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی درونی‌سازی شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است، استراتژی هم‌آفرینی ارزش است که نگاه متفاوتی به مشتری داشته و وی را به‌مثابه شریک راهبردی بنگاه مورد توجه قرار می‌دهد. درنتیجه مشتری یا مصرف‌کننده در تمامی مراحل کاری تولید ارزش دخالت داشته یا به عبارت ساده‌تر محصول یا خدمت درخواستی وی براساس خواست و نیاز وی و با دخالت مستقیم ایشان تولید و به وی ارائه می‌شود. نتیجه و خروجی محسوس چنین راهبردی رضایت بالاتر مشتری و نهایتاً وفاداری بیشتر وی خواهد بود.

در نوشتارهای بعدی، سایر ابعاد و ویژگی‌های کلیدی مدیران جهانی‌نگر را با هم مررو  و در نهایت یک جمعبندی کلی در این حوزه ارائه خواهیم کرد. منابع و ماخذ این مجموعه نوشتارها نیز در آخرین مطلب برای علاقمندان عزیز معرفی خواهد شد. امیدوارم برای خوانندگان عزیز مفید واقع شود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع