بازنگری در تحولات اساسی نظام آموزش و پرورش
بازنگری در تحولات اساسی نظام آموزش و پرورش

به بهانه مذاکره و تبادل نظر با کارشناسان خبره و خصوصا یکی از کاندیدای دغدغه مند معرفی شده وزارتخانه مذکور، پیشنهاداتی برای شکل گیری دولت انقلابی متعهد جدید تقدیم افکار عمومی و صاحب نظران می گردد شاید که منجر به تغییر مسیری جهت ارتقا جایگاه معلم و پرهیز از تکرار سال ها دلسوزی و اعلام […]

به بهانه مذاکره و تبادل نظر با کارشناسان خبره و خصوصا یکی از کاندیدای دغدغه مند معرفی شده وزارتخانه مذکور، پیشنهاداتی برای شکل گیری دولت انقلابی متعهد جدید تقدیم افکار عمومی و صاحب نظران می گردد شاید که منجر به تغییر مسیری جهت ارتقا جایگاه معلم و پرهیز از تکرار سال ها دلسوزی و اعلام حمایت های با نتایج معکوس در این مجموعه پر ارزش از فرهیختگان متعهد به درستکاری و هدایت جامعه به سمت اثرگذاری مضاعف، مولد و جایگاهی مولدسالار در مناصب انسان ساز آموزشی و تربیتی در کشور گردد.

شکی نیست که تحول و پویائی ارزشمند است و ثبات و سکون امری نکوهیده در حکومتداری است اما در نظام آموزش و پرورش کشور، ارتقا و افزونه های علمی و کسب تجربه های محدود موجب هم افزایی و بلوغ وضعیت موجود می شود نه تغییرات اساسی خلق الساعه ناشی از تحولات سیاسی.

بدعت شومی از اثرگذاری و ماندگاری نام افراد بر این نظام فلج پایه گذاری شده است که ناشی از فقدان اصالت و نتیجه بخشی های ادواری تحول نظام آموزش و پرورش است.

چند نکته مهم دیگر هم هست که البته بدلیل برداشت های ناقص و اشتباه ممکن است موجب تکدر موضعی و موقت دوستانی گردد که پیشاپیش از آن ها دعوت به تامل بیشتر و تعذر دارم :

۱. اصولا بهتر است که وزیر محترم در فاز تحولات اساسی جدید وارد نشوند چرا که مانند قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت به یک طرح فریبنده موضعی پرهزینه و بی نتیجه تکراری تبدیل شده است که بعد از مدت کوتاهی ناهماهنگی ها و تبصره های آن مثل دم خروس نمایان و فرهنگیان عزیز را مجددا مکدر و دل آزرده می سازد.

۲.آموزش و پرورش امر مقدسی است که نیاز به جهشی در جایگاه عواملش یعنی معلم و دانش آموز دارد نه تحولات کاذب و سر کاری عوام فریبانه و ابراز دلسوزی بی نتیجه.

این ایده که آموزش و پرورش مقدس و شغل انبیاست برای ترمیم شرایط اجتماعی و روانی جایگاه استاد، معلم، دانش آموز و دانشجو کافی نیست هر چند مبارزه با جهل و تاریکی تکلیف ارزشمند دانایان، فرهیختگان و انبیاست، راهکار اجرائی واقعی، دادن امتیازات ویژه جهت تحول در جایگاه تعلیم و تربیت و خصوصا معلمان عزیز است و بر این اساس چند سال قبل متنی با عنوان شغل زدائی از آموزش و پرورش و ( آموزش عالی) پیشنهاد شد که شاه کلیدی ارزشمند و قابل اجرا در ارتقای جایگاه معلمی است و مفهوم آن خروج معلمی از مشاغل معمولی کشور است که با اجرای صحیح آن، آموزش و پرورش و آموزش بعنوان یک امتیاز مجزا و ویژه برای علاقمندان صاحب مهارت و ایده منظور و ثبت می گردد نه بعنوان یک شغل.

۳. ممکن است افرادی از بدنه نظام آموزش و پرورش فاقد ویژگی های مورد کفایت آن باشند و برعکس از بیرون از این مجموعه هم افرادی عاشقانه دنبال فعالیت های آموزش و پرورشی باشند که شایستگی های لازم را داشته باشند که حضورشان غنیمت است.

۴. با شغل زدائی از معلمی و تبدیل آن به امتیاز، بتدریج ساختار به سمت سبک سازی، نوآوری و جذب نخبگان علاقمند با قراردادهای محدود و ارزشی پیش رفته و علاقمندان این حرفه در کنار عواید پایه می توانند در مسیر مدیریت ها، تولید و فعالیت های مولد هم بدون محدودیت قانونی و صنفی قرار بگیرند که امتیازی ارزشمند در کنار حق و حقوق موجه صنفی در سایر فعالیت ها ایجاد کرده و جابگاه معلمی به امتیازی ویژه، الگوساز، موثر و ممتاز تبدیل می شود.

۵. البته در مقاطع ابتدائی تفاوت هایی ملموس و متفاوت منظور خواهد گردید که ثبات بیشتری در ارتباط و پیوند مربی و محصل با حفظ اصل شغل زدائی متناسب و پاره وقت بعنوان امتیاز معلم محفوظ و برقرار بماند.

لازم است در این مقطع بسیار حساس و زیربنایی، آموزش های مهارتی ساده ای که فرهنگ عمومی و آداب اجتماعی و آینده کشور را تضمین می کند؛ گنجانده شود و آموزش های مورد نیاز مهارتی در کنار رشد خلاقیت گنجانده می شود که در شرایط کنونی فقدان چنین آموزش هائی منشا بسیاری از مشکلات متعاقب و بزه کاری در کشور است. مهارت هائی مثل معاشرت، لباس پوشیدن، نه گفتن، بخشیدن، صداقت…. که دهها مورد آن منشعب از دستورات دینی و اعتقادی ما هستند ولی در جوامع غربی شناخته شده و جامه عمل پوشیده اند.

۶. دلیل ادعای این شکست زیر بنایی و لزوم بازبینی ریشه ای در امور حاکم بر تعلیم و تربیت کشور را در شرایط جاری و گسترش فساد در امور اداری و اقتصادی کشور را بوضوح می توان مشاهده نمود که منشا اصلی آن از نظر نگارنده که به مدت ۳۳ سال از سطوح مختلف آموزشی متوسطه تا پایه ۲۲ هیآت علمی دانشگاه را با بازنشستگی در کنار فعالیت های مولد و دانش بنیان پشت سر گذاشته است؛ صرفا ترسیم جایگاه نامتناسب معلمی در فرهنگ عمومی کشور است.

۷. با شغل زدائی از معلمی و تعلیم و تربیت ناموفق جاری، بتدریج آموزش و پرورش به سمت خصوصی سازی و سبک سازی دولت و واگذاری هزینه های سرانه به دانش آموزان پیش می رود و با نوآوری و جذب نخبگان علاقمند در قالب قراردادهای محدود دوره ای، روزانه یا ساعتی پیش رفته با علاقمندان واقعی و رقابتی در این حرفه در کنار توزیع مناسب سرانه آموزشی بین دانش آموزان با حضور و نظارت دقیق و قانونمند وزارت متبوع می توان شرایط بسیار مطلوب تری را برای کشور و دانش آموزان که فرزندان عزیز و آینده ساز کشور هستند؛ ایجاد کرد. و معلمان هم بعنوان نخبگان ممتاز و برگزیده جامعه با عواید آموزشی رقابتی می توانند در کنار مناصب و مدیریت های دولتی و خصوصی یا فعالیت های ثانوی در عرصه های مولد، بدون محدودیت قانونی و صنفی قرار بگیرند و این امتیاز ارزشمند در کنار حق و حقوق موجه صنفی در سایر فعالیت ها جابگاه معلمی را به یک امتیاز ویژه، الگوساز و موثر بر امور جامعه و دانش آموزان تبدیل می نماید.
چه اشکالی دارد که کارمند یا مدیر دولتی یا غیر دولتی، با داشتن امتیاز ارزشی معلمی، به جای ۸ ساعت کار یک روز خود، ۴ یا ۵ ساعت به امر آموزش و پرورش بپردازد.

فعلا و تا اصلاح آرام ساختار فعلی به وضعیت مطلوب و تا آزادسازی زمینه های مولدسالاری و سبک سازی دولت، معلمان عزیز در کنار فعالیت محدود و مجاز آموزشی در سایر بخش های دولتی یا غیردولتی و انتفاعی مجاز و فعالیت های مرتبط مولد و آموزشی را به تدریج و تجربه داشته باشند چون ورود جامعه فرهنگی به سایر عرصه های دولتی و خصوصی، توام با برکات بسیاری از جمله فسادزدایی و پاسخگوئی برای کشور هم هست

احسان اله باقری