اگر منافق صدایمان نمی کنید….
اگر منافق صدایمان نمی کنید….

زندگی در شبکه‌های اجتماعی، مثل شنا در دریاست. نمی‌شود با یک تصمیم یک شبه همه آنهایی که در دریا شنا می‌کردند را به برکه‌ کوچکی برد و از آنها خواست که از شنا کردن لذت ببرند.

مصطفی داننده

اگر سردار نقدی ما را منافق و آلبانی نشین خطاب نمی‌کند، چند نکته‌ای را در مورد طرح صیانت از فضای مجازی مطرح کنیم.

در ابتدا بگویم که فضای مجازی دیگر فضای حقیقی جامعه است. امروز کسب و کارها، دیدارهای خانوادگی و حتی تحصیل در مقاطع مختلف در این فضا انجام می‌شود و نمی‌شود دیگر آن را فضای مجازی نامید.

همین درگیری مستقیم مردم با شبکه‌های اجتماعی باعث شده است که مردم نگران طرحی باشند که قرار است عده قلیلی از نمایندگان در کمیسیون ویژه آن را بررسی کنند.

برخی از دارندگان کسب‌وکارها در شبکه‌های اجتماعی، حس کسانی را دارند که صاحب ملک برسرشان خراب شده است و می‌گوید باید مغازه را تخلیه کنید و هیچ راه دومی هم وجود ندارد.

بله، مردم نگران هستند. نگران آینده زندگی‌شان هستند و نگرانی به معنای منافق بودن نیست.

اجازه بدهید مردم به صورت شفاف نظرات خود را درمورد این طرح بیان کنند و تا صدایی از حلقومی بیرون می‌آید، آن را به منافقین که خائنین به این کشور هستند و هنوز مردم تصاویر هم آغوشی آنها با صدام در جریان دفاع مقدس را فراموش نکرده‌اند، نچسبانید.

مردم در همان شبکه‌هایی که نمایندگان مجلس به دنبال محدود کردن آنها هستند، نظرات خود را بیان می‌کنند. نظراتی شفاف که بیانگر نگرانی آنهاست.

برای مردم سوال است که در زمانه‌ای که مشکلات اقتصادی مانند باران‌های استوایی بر سر مردم می‌بارد و خشک‌سالی از همیشه به ما نزدیک‌تر است چرا نمایندگان مجلس به سراغ چنین طرحی رفته‌اند که احتیاج به سال‌ها مطالعه و کنکاش دارد؟

مردم وقتی می‌بییند خود نمایندگان مجلس هم نمی‌دانند که قرار است چه بلایی سر شبکه‌های اجتماعی بیاید، دل شوره می‌گیرند که حتما خبرهایی هست و قطعا آنچه اتفاق می‌افتد که از آن می‌ترسیدیم. نگاه کنید از وقتی این طرح در مجلس مطرح شده است، سرچ کلمه مهاجرت در گوگل افزایشی ۷۰۰ درصدی داشته است.

چرا برخی از مردم به فکر مهاجرت افتاده‌اند؟ چرا فکر می‌کنند برای ادامه زندگی باید ایران را ترک کنند؟

کاش نمایندگان مجلس و طراحان این طرح، به جای جمع حامیان‌شان که مثل آنها فکر می‌کنند، سری به اجتماعات واقعی مردم می‌زدند. مثلا آقاتهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، یک روز بدون لباس روحانیت به بازار برود یا وقتی دانشگاه‌ها باز شد سری به دانشگاه تهران بزند و ببیند نظر دانشجویان و کسبه بازار و حتی مردم عادی در مورد این طرح چیست.

زندگی در شبکه‌های اجتماعی، مثل شنا در دریاست. نمی‌شود با یک تصمیم یک شبه همه آنهایی که در دریا شنا می‌کردند را به برکه‌ کوچکی برد و از آنها خواست که از شنا کردن لذت ببرند.