الگوی جدید حکمرانی چین در جهان و موفقیت غیرقابل انکار آن در مهار کرونا
الگوی جدید حکمرانی چین در جهان و موفقیت غیرقابل انکار آن در مهار کرونا

«سیدرضا میرطاهر» کارشناس مسائل بین‌الملل در یادداشتی به موفقیت پرجمعیت‌ترین کشور جهان در مقابله با کووید-19 پرداخته و تاکید می‌کند: اکنون چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان که البته طبق پیش بینی‌ها حداکثر تا سال 2030 تبدیل به اولین اقتصاد دنیا خواهد شد، توانسته است ضمن توسعه شگفت آور در زمینه‌های اقتصادی، تجاری، اجتماعی، نظامی و سیاسی، الگوی جدیدی را در زمینه  حکمرانی ارائه دهد.

آقای «سیدرضا میرطاهر» کارشناس مسائل بین‌الملل در یادداشتی به موفقیت پرجمعیت‌ترین کشور جهان در مقابله با کووید-۱۹ پرداخته و تاکید می‌کند: اکنون چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان که البته طبق پیش بینی‌ها حداکثر تا سال ۲۰۳۰ تبدیل به اولین اقتصاد دنیا خواهد شد، توانسته است ضمن توسعه شگفت آور در زمینه‌های اقتصادی، تجاری، اجتماعی، نظامی و سیاسی، الگوی جدیدی را در زمینه  حکمرانی ارائه دهد.

وی می‌افزاید: از جمله موارد مهم در این زمینه می‌توان به موفقیت غیر قابل انکار چین در زمینه برخورد با ویروس کرونا و مهار بیماری کووید- ۱۹ در داخل این کشور اشاره کرد.

متن یادداشت آقای میرطاهر را در زیر مشاهده می‌کنید:

«جوزپ بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اسفندماه گذشته با اشاره به مواضع و اقدامات روسیه در قبال اوکراین و چین در قبال تایوان ادعا کرد که این دو کشور در حال ایستادن در برابر نظم بین‌المللی و تضعیف مدل دموکراتیک لیبرال در جهان هستند.

انتقاد شدید این مقام ارشد اروپایی از چین و روسیه از نگرانی غرب در باره زوال نظم لیبرالی و مطرح شدن الگوهای جدید حکمرانی در جهان حکایت دارد. برای چندین قرن، غربی ها در جهان سیطره داشته و بسیاری از کشورها و مناطق را زیر سلطه استعماری خود کشیدند.

در قرن بیستم و پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا به عنوان سردمدار غرب در جهان دو قطبی، تلاش گسترده‌ای را برای افزایش نفوذ و هژمونی به بهانه توسعه سبک زندگی آمریکایی تحت لوای شعارهای فریبنده ای مانند آزادی و دموکراسی صورت داد.

پس ازفروپاشی شوروی، مقامات و برخی اندیشمندان آمریکایی مانند «فرانسیس فوکویاما» سخن از پیروزی لیبرال دموکراسی و پایان تاریخ بر زبان جاری کردند و بر این گمان بودند که لیبرال دموکراسی برای همیشه به عنوان الگوی غالب حکومت داری و حکمرانی پیروز شده است.

با این حال تحولات سه دهه اخیر و ظهور قدرت‌های نوظهور اقتصادی مانند چین و روسیه و ازهمه مهمتر، آشکار شدن نشانه‌های افول آمریکا، خلاف ادعاهای قبلی غربی‌ها را ثابت کرد.

«سومر فخرالدین» استاد دانشگاه می گوید: «بسیاری از پژوهشگران روابط بین المللی معتقدند نظم لیبرال جهانی به علت از دست رفتن کارایی قدرت آمریکا، درحال فروپاشی است.»

اکنون چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان که البته طبق پیش بینی‌ها حداکثر تا سال ۲۰۳۰ تبدیل به اولین اقتصاد دنیا خواهد شد، توانسته است ضمن توسعه شگفت آور در زمینه‌های اقتصادی، تجاری، اجتماعی، نظامی و سیاسی، الگوی جدیدی را در زمینه  حکمرانی ارائه دهد.

از جمله موارد مهم در این زمینه می‌توان به موفقیت غیر قابل انکار چین در زمینه برخورد با ویروس کرونا و مهار بیماری کووید- ۱۹ در داخل این کشور اشاره کرد.

به رغم ادعاهای آمریکا در مقابله با کرونا به ویژه در دوره زمامداری «دونالد ترامپ» رئیس جمهور قبلی این کشور، ایالات متحده کارنامه بسیار منفی در زمینه مهار کرونا داشته و شمار تلفات آن از ۹۰۰ هزار نفر نیز فراتر رفته است.

کشورهای اروپایی نیز عملکرد ناموفقی دراین باره داشته وهم چنان با تبعات فاجعه بار ویروس کرونا و اعتراضات گسترده مردم این کشورها مواجه هستند. ضمن اینکه غربی‌ها در راستای رویکرد اصالت دادن به منافع خود و بی اعتنایی به بقیه جهان، تعهدات شان در باره ارسال واکسن‌های کرونا را انجام نداده و به انبار کردن میلیون‌ها دز واکسن پرداخته اند.

در حالی که چین و روسیه به طورگسترده‌ای واکسن‌های تولیدی شان را به بقیه کشورها فرستاده‌اند. این امر نشانگر تفاوت نگاه غربی‌ها در مقایسه با روسیه و چین حداقل در باره برخورد با ویروس کرونا است.

در واقع نگرانی بورل و هم قطاران غربی او، زیر سئوال رفتن الگوی غربی یعنی لیبرال دموکراسی و نیز زوال نظم بین‌المللی مبتنی بر آن است. در حالی که واقعیات جدید جهانی حاکی از تغییرات بنیادین در نظم بین المللی غرب محور و ظهور نظام بین المللی جدیدی با ظهور قدرت‌های غیرغربی است.

هر چند که آمریکا به عنوان سردمدارغرب هم چنان خواهان تداوم یک جانبه گرایی و اولویت دادن به منافع و اهدافش درعرصه جهانی و سامان دادن به بحران ها در راستای منافع خود متحدانش است.

ز