“اجلاس دموکراسی” اقدامی ماجراجویانه
“اجلاس دموکراسی” اقدامی ماجراجویانه

یک رسانه اروپا به نام “ناظر اروپایی” با انتشار مقاله ای با عنوان “اجلاس دموکراسی  از سوی آمریکا در حقیقت اقدامی ماجراجویانه است”، از “اجلاس دموکراسی” در آمریکا به عنوان یک اقدام ماجراجویانه انتقاد کرد

یک رسانه اروپا به نام “ناظر اروپایی” با انتشار مقاله ای با عنوان “اجلاس دموکراسی  از سوی آمریکا در حقیقت اقدامی ماجراجویانه است”، از “اجلاس دموکراسی” در آمریکا به عنوان یک اقدام ماجراجویانه انتقاد کرد و نوشت، این اقدام نمی‌تواند زخم‌های این کشورهای دموکراتیک ناشی از خودزنی را التیام بخشد، مخرب‌تر این است که احتمالا این امر اقدامات گروهی جامعه بین‌المللی برای مقابله با چالش‌های جهانی را به خطر بیندازد.

این مقاله اشاره کرد که بیشتر این “کشورهای دموکراتیک” جهان که کشور خود را دموکراتیک می دانند، پر از بحران پنهانی هستند. اول از همه، روایت ساده ای که «من و تو» را در جامعه بین المللی از هم جدا می کند، با واقعیت پیچیده و اتکا به یکدیگر امروزی جهان ناسازگار است. دوم ، «اجلاس» یادشده تنها برای به دست آوردن «نتیجه صحیح» پیش‌فرض است، اما همان طور که واقعیت‌ها نشان داده، «دموکراسی‌ها» همواره در برخورد با بحران‌ها به طور مطلوب عمل نکرده است . سوم، جامعه بین‌المللی در حال حاضر باید با اقدامات مشترک با بیماری همه گیر، تغییرات اقلیمی و فقر مقابله کند.  این بدان معناست که کشورها باید دست یاری به یکدیگر بدهند. چهارم، فرمول «بازگشت ایالات متحده» کشورها را وادار می‌کند که در دنیای با منافع چند جانبه امروز،  انتخاب دوگانه «همسویی با ایالات متحده» یا «همکاری با منافع متقابل با رقبای خود» را داشته باشند. در حقیقت، کشورها باید بر اساس مسایل در مقابل خود، شرکای خود را برای ایجاد مکانیسم‌های همکاری متفاوت انتخاب کنند تا با چالش های منطقه ای و جهانی مقابله داشته باشند.

این مقاله به این کشورها هشدار داد که باید «اول امور داخلی خود را به طور مطلوب به انجام برسانند». نیز اشاره می کند که پس از خروج آمریکا از مناطق ناآرام افغانستان، اشعاری که ارزش های به اصطلاح دموکراسی و وعده های حقوق بشری را ترویج می کند، توخالی به نظر می رسد. اتحاد نظامی آکوس (AUKUS)  بین استرالیا، بریتانیا و ایالات متحده نشانگر آن است که این کشورها چگونه می توانند تنش های منطقه ای را تحریک کنند. در داخل این کشورها، انتخابات نیز نمی تواند خواسته های واقعی مردم را منعکس کند، زیرا بسیاری از واقعیت ها پس از انتخابات رخ داده است. در عین حال تبعیض بسیار علیه اقلیت های قومی در این کشورها وجود دارد و پدیده نادیده گرفتن حقوق زنان و خواسته های برابری جنسیتی نیز فراوان دیده می شود. در نتیجه مشارکت این گروه ها در امور سیاسی و اقتصادی همچنان بسیار ضعیف است.این مقاله در نهایت بار دیگر اشاره کرد که شکنندگی این «کشورهای دموکراتیک» به آسانی قابل افشا است و «دموکرات ها» که آرزوی «جایگاه رهبری جهانی» را دارند باید به جای تشدید اختلافات بین کشور و مردم با اقدامات گوناگون شکاف بین کشورهای ثروتمند و فقیر در جهان را از بین ببرند.

ز