کارون خسته است
کارون خسته است

بقلم امین قولی فعال سیاسی اجتماعی حیات جمله خوزستانیان در دست کارون است همان سان که حیات جسم ما وابسته خون است هزاران سال هم آغوش هم هستند خاک و آب و کارون همچنان لیلی خوزستان مجنون است شعر از علیرضا نجفی وجود اهواز به نام کارون گره خورده و  زنده است؛ البته کارونی که […]

بقلم امین قولی
فعال سیاسی اجتماعی

حیات جمله خوزستانیان در دست کارون است
همان سان که حیات جسم ما وابسته خون است
هزاران سال هم آغوش هم هستند خاک و آب
و کارون همچنان لیلی خوزستان مجنون است
شعر از علیرضا نجفی

وجود اهواز به نام کارون گره خورده و  زنده است؛ البته کارونی که طولانی ترین رود ایران و خود منشاء حیات بوده است و می توان او را مهم ترین دلیل شکل گیری اهواز و در زمان حال نیز مسبب اصلی محبوبیت و توریستی بودن این شهر دانست.

کارون اکنون خسته است، رنجیده از فراموش شدنش در میان شلوغی شهر و بازار مکاره سیاست بازان.

بله کارون از کم لطفی متولیان امر خسته است، از اینکه مردمی که سالها با او زندگی می کنند و در تمامی خاطرات شان کارون به یک عنصر نوستالژیک مبدل گردیده، حال گلایه نمی کنند که چرا کارون با محل برون رفت فاضلاب شهری اشتباه گرفته شده؟

آیا واقعا کارون زیبای ما مستحق این بی مهری هاست؟

اکنون که چند صباحی دیگر، انتخابات شوراهای شهر برگزار می گردد، از تمامی نامزدهای انتخاباتی شرکت کننده در ششمین دوره شورای شهر اهواز می پرسم چه برنامه ای برای کارون دارند؟

آیا در رابطه با احیای دوباره کارون، اندیشه ای دارند؟

آیا قرار است همچنان شاهد تخریب و نابودی کارون تمدن ساز به وسیله فاضلاب شهری و پسماندهای دارویی بیمارستان ها و… باشیم؟

دو استکان چای داغ