کارشناسان رسمی دادگستری در شاهنامه
کارشناسان رسمی دادگستری در شاهنامه

محمد رسولی (شاهنامه شناس) : داستان خواندنی عشق سودابه به سیاوش در شاهنامه و وجود کارشناسان دادگر جهت کمک به قضاوت به کیکاوس در این مورد

پیش از هر چیزی انتظار می رود خواننده محترم هرگز این عنوان را تشریفاتی و شعاری نداند.
• آغازینه ی یک :
شاهنامه کتاب تاریخ ایران است. در این کتاب تاریخی بیشتر مسائلی که در جامعه سیاسی وجود دارد، یافت می شود. یکی از این موارد سامانه دادگری و دادگستری و سازمان های وابسته و مرتبط با دادگستری و از آن میان، کارشناسی دادگستری است.
در این نوشتار می خواهیم موضوع کارشناسان رسمی دادگستری را در شاهنامه به کوتاهی مورد بررسی قرار دهیم.
• آغازینه ی دو :
واژه کارشناسی ریشه در ادبیات کهن ما دارد. در متون پهلوی ذیل کلمه (کارآکاکس) معنای کارشناس متبحر و کارآگاه آورده شده و کلمه کارشناسی را نیز (کارآکاسیه) آورده اند.
کارشناس در یک تعریف ساده، شخصی است که در یک فن، حرفه، رشته و گرایش تخصص ویژه دارد. او با ارائه نظر تخصصی خود به داور، دادرس و قاضی به امر دادرسی کمک می کند. وظایفی که کارشناسان دادگستری برای روشن شدن حقیقت بر عهده دارند در دسته ی امارات (دلایل یا نشانه ها) از وسایل اثبات دعوی می باشند.
• دادرسی در شاهنامه :
در اندیشه ایران باستان، مفهوم داد به معنای اشا یا راستی بسیار نزدیک است. داد قانونی است که باید مورد شناسایی قرار گیرد و اجرا گردد. به کسی که این کار را اجرا می کند، دادگر می گویند.
در بررسی دقیق شاهنامه، به خوبی متوجه وجود قانون اعم از قوانین موضوعه و اساسی و نیز هنجارهای مسلم حقوقی(در حکم قانون) که گفتیم، بازتاب دهنده وضعیت جامعه ی ایران در دوران های باستان و کهن است می شویم.
در جامعه سیاسی ایران کهن، هم قوانین موضوعه عادی و هم قانون اساسی وجود داشته است. از دقت در اسناد به خوبی بر می آید که دست کم قانون اساسی مدون و نوشتاری بوده است و فقط شورای کشور و انجمن بزرگان می توانست با تشریفات، اصول آن را تغییر دهد و به اصطلاح حقوق عمومی امروز، در قانون اساسی تجدید نظر کند.
به باور نگارنده در بسیاری از جاهای شاهنامه با نوعی دادرسی و قضاوت روبرو هستیم. اما در این نوشتار کوتاه به یک مورد مشهور آن اشاره می کنیم. این را نیز باید یادآور شد که پادشاهی در ایران کهن همراه با داشتن نوعی مقام معنوی والا و روحانی بوده است :
منم گفت با فره ایزدی
همم شهریاری و هم موبدی
چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه تخت شاهی بود بی دین به پای
به بی دین بود شهریاری به جای
نشان گر این است که شاهنشاه در مواردی می تواند مقام موبدی داشته باشد و کار قضاوت و داوری و این موارد به عهده شاه هم می تواند باشد.
نمونه ای از به کارگیری کارشناسان در امر داوری شاهان :
داوری و قضاوت کیکاووس در ماجرای سیاوش و سودابه (همسر کیکاووس) از موارد مهم آیین دادرسی در شاهنامه است.
می دانیم که سودابه پس از دیدن سیاوش عاشق او می شود.
سودابه به بهانه ی ازدواج سیاوش با یکی از دخترانش، سیاوش را به حرمسرا می کشاند که به این بهانه درپی خلوت کردن با سیاوش زیباروی می باشد. سیاوش به حرمسرا می آید. سودابه در آن جا هدف و میل درونی خویش را به سیاوش می گوید و سیاوش را تهدید می کند که اگر نخواهد خواسته ی او را برآورده کند، هرگز رنگ پادشاهی را نخواهد دید.
با همه ی اینها سیاوش پاک دامن با پرهیزکاری از افتادن به این گناه بزرگ، خودداری و درخواست نامشروع سودابه را نمی پذیرد و آهنگ بازگشتن از آن محل می نماید.
اما سودابه جامه خویشتن پاره می کند و بر سر و صورت خود چنگ می زند، هیاهو راه می اندازد که سیاوش به وی دست درازی کرده است.
کیکاووس در پیگیری موضوع برای تشخیص قضیه و این که معلوم شود کدام یک از این دو تن (که هر دو از نزدیکان اویند)، اقدامات کارشناسی انجام می دهد. برای مثال : در بررسی دقیق، بر و بازوی و سرسیاوش را می بوید تا نشانی از سودابه یابد ولی نشانی از بو در آن نیست.
ز سودابه بوی می و مسک ناب
همی یافت کاووس بوی گلاب
نکته ی جالبی که در مورد قضیه پرونده ی سودابه و سیاوش از جهت حقوقی و قضایی قابل توجه است این که چون در دعاوی کیفری علم قاضی هم می تواند تعیین کننده ی موضوع باشد و این پرونده در گروه پرونده های کیفری قرار دار، کیکاووس به عنوان قاضی تصمیم گیرنده به علم خود رجوع و برای تقویت این علم از تخصص و نظر کارشناسان مورد اعتماد کمک گرفته است.
به هر روی پس از بررسی بوی لباس سودابه در همین مرحله بی گناهی سیاوش با این اقدام کارشناسانه ی کیکاووس بر وی روشن می شود.
لیکن موضوع به این جا ختم نمی شود و روند پرونده به صورتی طی می شود که نیاز آشکارا به استفاده از کارشناس معتمد و رسمی دستگاه دادگری می گردد. زیرا سودابه با کمک یک زن شیاد و جادوگر، صحنه سازی کرد که بر اثر حمله ی سیاوش، دچار سقط جنین شده و دو جنین را که به کمک هم دستش تهیه کرده بود به کاووس شاه نشان داد و مدعی شد سیاوش سبب شد فرزندانمان را از دست بدهیم.
در این مرحله کیکاووس به کارشناسان مورد اعتماد خود متوسل می شود. آن ها پس از یک هفته بررسی، نظر کارشناسی خود را به قاضی برزگ(کیکاووس) تقدیم نمودند :
بر اساس نظریه کارشناسی واصله از سوی کارشناسان خبره مورد تایید کیکاووس، آن دو جنین از پشت کس دیگری بودند و مربوط به شاه و سودابه نبودند :
دو کودک ز پشت کس دیگرند
نه از پست شاه و نه زین مادرند
آنان هم چنین به درخواست شاه توضیحات تکمیلی خود را تقدیم داشتند و اضافه نمودند که غیر از این که اقدامات کارشناسی روی دو کودک (جنین) نشان گر انتساب آن ها به سودابه و شاه نیست، تحقیقات تکمیلی از سودابه گویای بی اعتباری اظهارات وی است :
نشان بد اندیش ناپاک زن
بگفتند با شاه در انجمن
بر اثر کمک مؤثر کارشناسان، شاه به عنوان قاضی پی به گناهکاری سودابه می برد و رأی به برائت سیاوش صادر می نماید. اگرچه در ادامه ماجرا سیاوش حتی آزمایش (ور)یعنی آتش هم می دهد و از آن نیز سربلند بیرون می آید.

  • نویسنده : ر