چند نکته در مورد سفر مقامات آسیای مرکزی به تهران
چند نکته در مورد سفر مقامات آسیای مرکزی به تهران

در طول چند هفته گذشته شاهد سفر روسای جمهور سه کشور تاجیکستان، ترکمنستان و قزاقستان به تهران بودیم و انتظار می‌رود که رئیس جمهور ازبکستان و حتی قرقیزستان هم به زودی راهی تهران شوند. در این سفرها که به شکل بی‌سابقه‌ای صورت گرفته و فارغ از دعوت دولت سیزدهم از مقامات این کشورها، خود آن‌ها […]

در طول چند هفته گذشته شاهد سفر روسای جمهور سه کشور تاجیکستان، ترکمنستان و قزاقستان به تهران بودیم و انتظار می‌رود که رئیس جمهور ازبکستان و حتی قرقیزستان هم به زودی راهی تهران شوند. در این سفرها که به شکل بی‌سابقه‌ای صورت گرفته و فارغ از دعوت دولت سیزدهم از مقامات این کشورها، خود آن‌ها اصرار ویژه‌ای برای سفر به تهران و امضای توافقات اقتصادی، فرهنگی و امنیتی داشتند. اینکه چرا این کشورها که تا همین چهار ماه پیش حاضر به امضای یک توافق گسترده با ایران نبودند، خود پیشنهادات قابل توجهی کرده و برای اجرایی کردن این پیشنهادات تعهد هم کردند، موارد و مسائلی وجود دارد که باید به آن توجه کرد.

اگر مطالب و مواردی را که در این سال‌ها نوشته و قلمی کرده‌ام با دقت خوانده باشید، متوجه نکته بسیار مهمی شده‌اید و آن نیز تلاش عجیب امریکا برای مسدود کردن مسیر دسترسی چین از طریق روسیه به اروپا است. در آن یادداشت‌ها و تحلیل‌ها بارها به این مهم اشاره کردم که دیر یا زود امریکایی‌ها این مسیر را خواهند بست اما در مورد ساز و کار این راهبرد امریکا به شکل دقیق چیزی قابل گفتن نبود. اما جنگ اوکراین که سال‌ها پیش هم قابل پیش‌بینی بود این مهم را به سرانجام رساند اما حتی بدبین‌ترین تحلیل‌گران هم فکر نمی‌کردند که واکنش امریکا و اروپا به این حمله تا این اندازه شدید و بی‌سابقه باشد.

در حقیقت، مسیر اتصال روسیه به اروپا صرفا برای بازار چین و یا روسیه و کشورهای اروپایی مفید نبود و کشورهای آسیای مرکزی هم از این مسیر بهره می‌گرفتند. اگر به یاد داشته باشید که با شروع جنگ روسیه و اوکراین به این مطلب تاکید کردم که این جنگ برای ما برکاتی دارد که باید با فرصت‌طلبی تمام آن را مورد بهره‌برداری قرار داد. اینکه در تهران مقامات مسوول تا چه اندازه در این زمینه فعالیت کرده و می‌خواهند بهره لازم را ببرند نمی‌دانم اما این فرصت برای همیشه برقرار نیست و دیر یا زود این پنجره بسته خواهد شد. بسته شدن راه ارتباطی اروپا بر روی کشورهای آسیای مرکزی که از طریق روسیه برقرار بود، ضربه‌ای کاری و اساسی به این کشورها وارد کرد.

در حقیقت، این کشورها این روزها دچار کمبودهای بسیاری در سطح بازار خود و تامین نیازهای روزمره‌ای شده‌اند که تا پیش از این از طریق خاک روسیه به این کشورها می‌رسید. امروز این کشورها به شدت دچار کمبود هستند و نیاز آن‌ها به برقراری ارتباط با جهان بیرونی باعث شده تا به سراغ ایران بیایند. امضای توافقات مختلف در حوزه حمل و نقل و ایجاد کریدورهای ارتباطی در این سفرها نشان از فلاکت این کشورها داشت که به شدت نیازمند برقراری ارتباط با بازارهای بیرونی و خارجی هستند.

موضوع بعد که باید به آن دقت کرد، تحریم شدید روسیه توسط کشورهای غربی است. این تحریم به مراتب از تحریم ایران شدیدتر بوده و شامل نزدیک به ۵ هزار نوع تحریم مختلف است. با توجه به عمق روابط کشورهای حوزه آسیای مرکزی با کشور روسیه در حوزه‌های مختلف این تحریم‌ها برای آن‌ها یک فاجعه به تمام معنا به شمار می‌رود. تا پیش از این، کشورهای آسیای مرکزی تحریم ایران را بهانه‌ای برای کاهش مبادلات و تبادلات اقتصادی می‌دانستند اما امروز شاهد این هستند که هم روسیه و هم ایران تحریم بوده و چه بسا در فردایی دیگر چین هم به این لیست تحریم‌ها اضافه شود.

اینکه آن‌ها باید چه راهکاری در پیش بگیرند، گزینه‌های متنوعی در اختیار ندارند. حتی یک روز پیش از سفر رئیس جمهور تاجیکستان به تهران، یک هیات سیاسی و دیپلماتیک امریکایی از هر پنج کشور حوزه آسیای مرکزی بازدید و با مقامات مختلف این کشورها دیدار کرد. هدف اصلی و عمده سفر این هیات، به گفته خودشان کمک اقتصادی بود اما سوالی که این کشورها پرسیدند این بود که از چه مسیری می‌توانیم تجارت خارجی خود را گسترش داده و اقتصاد خود را احیا کنیم، هم ایران و هم روسیه تحریم هستند! اگر راه روسیه و اروپا بسته و با روسیه نمی‌شود تجارت کرد، دستکم از مسیر ایران که می‌شود و این راهی بود که مقامات کشورهای آسیای مرکزی در تهران آن را دنبال می‌کردند.

موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد، خالی شدن عرصه آسیای مرکزی از حضور مخرب ترکیه است. پس از ماجرای قزاقستان سران این کشورها متوجه مسائل بسیاری شدند. ترکیه به عنوان کشوری که دو دهه در این منطقه سرمایه‌گذاری کرده بود از یک کشور اثرگذار به اثرپذیر تبدیل شد و این روزها فقط به فکر نجات اقتصاد خودش است بنابراین سران این کشورها به لحاظ فکری و ایدئولوژیک هم فراغ بال بیشتری برای حضور در تهران داشتند.

موضوع دیگر بسیار مهم، مبحث امنیت است. حوادث قزاقستان سران این کشورها را بسیار ترساند، آن‌ها متوجه شدند که خطر بیش از آن چیزی که فکر می‌کنند تهدیدشان می‌کند و می‌تواند باعث فروپاشی سیاسی و فکری آن‌ها شود. در همه سال‌های گذشته این کشورها هیچ مداخله‌ای از طرف ایران ندیدند، بلکه در حادثه قزاقستان طرف ایرانی کمک بسیاری به مقامات قزاق کرد و اطلاعات ذی‌قیمتی را از عناصر فعال در سوریه که از ترکیه به این کشور بازگشته بودند در اختیار آن‌ها گذاشت. تجربه سترگ و بزرگ ایران در مبارزه با تروریسم و گروهک‌های تکفیریِ وهابی باعث علاقمندی بیش از پیش این کشورها به همکاری با ایران شده است.

فعال شدن هسته‌های گروهک‌های تکفیری در افغانستان و ارتباط ثابت و مداوم آن‌ها با عناصر خفته خود در کشورهای آسیای مرکزی و ضعف این کشورها در شناسایی و سرکوب این عناصر در کنار درگیر شدن روسیه به عنوان بزرگ‌‌ترین شریک امنیتی آن‌ها در جنگ آن‌ها را بناچار سراغ ایران آورده است. اینکه قول و قرارها و وعده‌ها برای همکاری امنیتی در چه سطحی است، هنوز مشخص نیست اما واضح است که کشوری مانند تاجیکستان با مرزهای کوهستانی که امنیت بخش بزرگی از آن بر عهده ارتش روسیه است همچنان برای کنترل این مرزها ضعیف است. حضور پهپادی ایران در تاجیکستان تجربه‌ای قابل توجه است که می‌تواند در سایر کشورها این حوزه تکرار شود.

در پایان باید گفت، سرگرمی دو کشور روسیه و ترکیه به عنوان مهمترین طرف‌هایی که در چند دهه گذشته بازیگران فعالی در آسیای مرکزی بوده‌اند فرصت بی‌نظیری را در اختیار کشورمان گذاشته است. جنگ روسیه و اوکراین حتی اگر به پایان برسد باعث نخواهد شد تا تحریم‌های این کشور برداشته شود بنابراین سران این کشورها به تهران آمدند تا عصر جدیدی را در روابط دوجانبه باز کنند. باید این فرصت را دو دستی چسپید. کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند منبع مهمی برای تامین امنیت غذایی ایران و البته بازار مصرف خوبی برای کالاهای تولیدی کشورمان باشند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اقتصاددان