وقتی هردمبیل ظرفیت انتقاد ندارد!
وقتی هردمبیل ظرفیت انتقاد ندارد!

زمانی اعلی حضرت هردمبیل هوس کرد سفری به دور دنیا داشته باشد. بنا به دستور شاه به چند کشور خارجی سفارش ساخت یک کشتی سلطنتی دادند. پس از چندین ماه تعداد ده فروند کشتی سلطنتی توسّط ده کشور صنعتی دنیا ساخته و تحویل شد. صدراعظم تعدادی از ناخدایان پرسابقۀ کشتی رانی را به ارزیابی کشتی ها و انتخاب بهترین کشتی فراخواند. پس از بررسی های کارشناسانۀ دقیق همه بالاتّفاق کشتی شماره هفت را مطمئن ترین و پیشرفته ترین کشتی برگزیدند.

زمانی اعلی حضرت هردمبیل هوس کرد سفری به دور دنیا داشته باشد. بنا به دستور شاه به چند کشور خارجی سفارش ساخت یک کشتی سلطنتی دادند. پس از چندین ماه تعداد ده فروند کشتی سلطنتی توسّط ده کشور صنعتی دنیا ساخته و تحویل شد. صدراعظم تعدادی از ناخدایان پرسابقۀ کشتی رانی را به ارزیابی کشتی ها و انتخاب بهترین کشتی فراخواند. پس از بررسی های کارشناسانۀ دقیق همه بالاتّفاق کشتی شماره هفت را مطمئن ترین و پیشرفته ترین کشتی برگزیدند.

اقتصاددان: سپس روزی اعلی حضرت را به بازدید کشتی ها دعوت کردند. هردمبیل پس از بازدیدی شتاب زده کشتی شمارۀ پنج را پسندید. هر چه به او گفتند نظر کارشناسان کشتی شمارۀ هفت است،او نپذیرفت و دستور تجهیز و حرکت کشتی شمارۀ پنج را سه روز بعد تعیین کرد.

درباریان برای این سفر شش ماهه به تعداد ۸۵ نفر از همراهان، لوازم سفر و مایحتاج خوراکی و پوشاکی و سایر نیازمندی های این گروه را تدارک دیدند. پس از تعیین همراهان و تهیّۀ همۀ نیازمندی های مسافران در صبح یک روز آفتابی کشتی سلطنتی سفر شش ماهه به دور دنیا را آغاز کرد.

پس از چند روز انباردار حبوبات پس از توزین حبوبات و شمردن تعداد نفرات احساس کرد مقدار نخود و عدس برای شش ماه ۸۵ نفر کم است. لذا نزد سلطان رفت و قضیّه را به عرض رسانید. سلطان که انتظار هیچ انتقاد و گزارش منفی را نداشت،فریادی بر سر او کشید و او را از در بیرون کرد و گفت:

ما پس از سال ها قصد یک سفر تفریحی کرده ایم. از این پس هر کس انتقادی از کشتی کند یا خبر بدی برایمان بیاورد،دستور می دهیم او را به دریا بیندازند!

چند روز بعد انباردار مواد گوشتی و پروتئینی احساس کرد که گوشت ها در شُرُف فاسدشدن و گندیدن است. به محض این که خبر را به گوش شاه رساند،شاه فوراً دستور داد او را به دریا بیندازند.لذا دیگر هیچ کس جرات نمی کرد لب به انتقاد بگشاید یا خبر تلخی را مطرح کند.

از آن پس هر کس از هر جای کشتی عیبی و اشکالی می یافت،نزد وزیر دربار می رفت و مراتب را به عرض ایشان می رسانید.

وزیر دربار هم می گفت: برو و خودت یک جورایی حل کن. خبر بد را نمی توان به شاه گفت.چون اعلی حضرت خودشان این کشتی را برگزیده اند،همۀ ما موظّفیم از همه جای کشتی تعریف کنیم.

بدین ترتیب هر چند روزی گزارشی منفی از وضع کشتی به وزیر دربار می رسید و او با مخفی کاری و سهل انگاری وقت گذرانی می کرد.

روزی برای وزیر دربار خبر آوردند که چند جای کشتی سوراخ شده و آب به درون کشتی می آید!وزیر وقتی این خبر تلخ را شنید گفت:

این خبر را اصلاً نباید به عرض اعلی حضرت رسانید.چون بدترین خبر است و ممکن است گوینده خبر را به دریا بیندازد!

لذا خود کارکنان کوشیدند با ابزاری که داشتند تا اندازه ای راه ورود آب را به کشتی ببندند.

ولی این وصله کاری ها موثّر واقع نشد و روزهای بعد آب با شدّت بیشتری به درون کشتی می ریخت. کم کم سطح آب بالا و بالاتر آمد.به گونه ای که خطر غرق کشتی حتمی الوقوع شد!

یک روز عصر که اعلی حضرت در عرشۀ کشتی در میان زنان حرمسرا،غروب خورشید را تماشا می کرد،ناگهان چشمش به آب های درون کشتی افتاد!و احساس کرد که کشتی دارد غرق می شود. وحشت زده فوراً وزیر دربار را فراخواند و با تشر بر سر او داد کشید که:

چرا زودتر به عرض ملوکانه نرساندید و چاره ای نیندیشیدید؟

وزیر دربار با لکنت زبان و ملتمسانه به عرض رسانید:

اعلی حضرت راه هر گونه انتقاد و گزارش تلخ و منفی را بستند. دیگر کسی جرات نداشت این خبر بسیار بد را به عرض ملوکانه برساند! این نوکرتان نیز….

در این بین سطح آب بالاتر آمد و با غُرّش طوفانی کشتی به اعماق دریا فرورفت!

بدین گونه ممنوعیّت انتقاد و ارائِۀ گزارش های واقعی ولی تلخ باعث غرق کشتی و هلاکت جمع بسیاری از درباریان چاپلوس شد!

  • نویسنده : علی مطهر