وزرای جهادی می خواهیم!
وزرای جهادی می خواهیم!

هیچ کشاورزی الان راضی نیست! شادلو رئیس اتحادیه باغداران تهران معتقد است: چون کاندیداهای ریاست جمهوری سابقه مدیریتی در بخش کشاورزی ندارند بهترین راهکار برای موفقیت در این بخش انتصاب وزرای جهادی و واگذاری امور به بخش خصوصی است.   به گزارش اقتصاددان به نقل از  بازار ،  بخش کشاورزی کشور معمولا در دولت های مختلف […]

هیچ کشاورزی الان راضی نیست!

شادلو رئیس اتحادیه باغداران تهران معتقد است: چون کاندیداهای ریاست جمهوری سابقه مدیریتی در بخش کشاورزی ندارند بهترین راهکار برای موفقیت در این بخش انتصاب وزرای جهادی و واگذاری امور به بخش خصوصی است.

  به گزارش اقتصاددان به نقل از  بازار ،  بخش کشاورزی کشور معمولا در دولت های مختلف نادیده گرفته می شود و علی رغم هشدارهایی که کارشناسان در این زمینه می دهند کمترین حساسیت ها به خصوص از سوی دولت ها در این بخش اعمال می شود. با این وجود به دلیل اینکه ۹۵ درصد از بخش کشاورزی در اختیار بخش خصوصی است این صنعت هنوز پایدار است و با روی کار آمدن هر دولتی بخش خصوصی انتظار جدی گرفته شدن از سوی بخش دولتی را دارد. اگر چه تجربه نشان داده است که هیچ دولتی تا به امروز بخش خصوصی را وارد بازی نکرده است و در مجامع تصمیم گیری در مورد بخشی که تنها ۵ درصد آن متعلق به دولت غالبا افرادی از بدنه دولت تصمیم گیرنده بوده اند. در این راستا  با مجتبی شادلو، رئیس اتحادیه باغداران تهران و مدیر عامل زنجیره سیب ایران انجام داده است که در ادامه می خوانید.

به زودی دولت جدید روی کار می آید و با توجه اینکه مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری نشان داد هیچ کدام شناخت درستی از بخش کشاورزی ندارند، پیشنهاد شما برای موفقیت در بخش کشاورزی به دولت آینده چیست؟
اگر دولت آینده می خواهد در بخش کشاورزی موفق باشد باید به این نکته اساسی که بیش از ۹۵ درصد از کشاورزی ایران به بخش خصوصی  تعلق دارد و تنها ۵ درصد در اختیار دولت است، توجه داشته باشد. اگرچه دولت همواره اظهار می دارد که در فرایند تصمیم گیری ها با بخش خصوصی مشورت می کند و جلساتی برگزار می کنند اما واقعیت این است که این حرف ها شعاری بیش نیست. به عبارت دیگر تا وقتی قانون مصوب نباشد و اختیارات بخش خصوصی در مجامع تصمیم ساز و تصمیم گیر روشن نشود همین قصه ها ادامه دارد.

متاسفانه دولت یک چارچوب قطعی ندارد که مثلا با فلان بخش خصوصی جلساتی مستمر داشته باشد و در تصمیم گیری ها مشارکت شان بدهد. در حالی که این امر به نوعی کشاورزی ما را تهدید می کند. لذا پیشنهاد ما به دولت آینده این است که تصمیم گیری و سیاست گذاری ها را بدون حضور بخش خصوصی انجام ندهد.

توسعه یافتگی در بخش محصولات باغی کشور حدی است که در عموم محصولات باغی حدود ۵۰ درصد از تولیدات قابلیت صادراتی دارد

بزرگترین تهدید فعلی برای بخش کشاورزی چیست؟
سه هزینه اصلی در بخش کشاورزی شامل هزینه مولفه های تولید، بحث مکانیزاسیون کشاورزی و نیروی انسانی است و در این سه زمینه هزینه های نجومی بر بخش کشاورزی تحمیل می شود. با این وجود می بینیم که هیچ برنامه ای برای زنجیره های ارزش تولید نداریم؛ یعنی میزان تولید و مصرف، میزان نیاز بازار داخلی، بازارهای صادراتی و غیره مشخص نیست و تولیدکننده خود تصمیم می گیرد چه محصولی را کشت کند. این در حالی است که اگر چارچوب ها روشن شده باشد، توسعه یافتگی در بخش محصولات باغی ما به حدی است که در عموم محصولات باغی تمام زیرساخت ها را داریم و حدود ۵۰ درصد از تولیدات ما قابلیت صادراتی دارد و می توان بیشتری ارز آوری ها را از این بخش داشته باشیم.

به دلیل اینکه دولت برای بخش محصولات باغی برنامه بلند منسجمی ندارد شاهد فرار سرمایه و دانش در این بخش هستیم

یکی از اشتباهاتی که سال گذشته توسط بخش دولتی رخ داد بحث انباشت سیب و پرتقال در انبارها بود. الان ذخیره این دو محصول در چه شرایطی است؟
ما سالانه حدود ۱۰ میلیون تن تولید سیب و پرتقال داریم و با توجه به اینکه ماندگاری بالایی دارد و همچین این دو محصول سه فصل از سال بازار را پوشش می دهد لذا برای ما بسیار اهمیت دارد. به همین دلیل از پاییز ۹۹ تا به الان بارها تذکر داده ایم که  تولیدمان بیش از مصرف داخلی است و اگر بماند عاقبت شومی خواهد داشت اما گوش ندادند و همین امر موجب شده در حالی که هزینه تمام شده این دو محصول بیش از ۱۰ هزار تومان است الان با کیلویی ۳ تا ۴ هزار تومان به فروش می رسد. همانطور که می دانید وزیر صمت آذرماه ۹۹ نامه نگاری کرد و خواستار بسته شدن فرایند صادرات سیب و پرتقال شد با این بهانه که با کمبود این محصول در بازار مواجه می شویم. الان ۶ ماه از آن مساله می گذرد اما هنوز سیب و پرتقال در انبارها داریم که فروش نمی رود و آن هم که فروخته می شود با ضرر و زیان است و کلی ضایعات در این بخش ایجاد شده است. متاسفانه با یک سوء مدیریت وقفه ای در بازار ایجاد شد و تا پیگیری های ما جواب بدهد یک ماه بازار را از دست دادیم. لذا سرمایه گذار جرات سرمایه گذاری ندارد؛ چون برنامه ریزی وجود ندارند و لذا فرار سرمایه ها و فرار دانش از این بخش را شاهد هستیم.

اگر خشکسالی نهایتا یک سال طول بکشد با ۱۰ درصد خسارت کیفی و کمی محصولات باغی، سال را پشت سر می گذاریم

با توجه به اینکه امسال با کاهش بارندگی مواجه هستیم، پیش بینی تان از وضعیت محصولات باغی در سال جاری چیست؟
محصولات باغی با محصولات زراعی متفاوت است به طوری که بخش محصولات باغی تا اندازه ای دارای سیستم آبیاری تحت فشار هستند و لذا اگر خشکسالی نهایتا یک سال طول بکشد می توان با حاشیه ۱۰ درصدی از بحران خارج شویم. به این معنا که از نظر کیفی و کمی در مجموع خسارت ۱۰ درصدی برای این بخش می توان متصور شد.  اما اگر خشکسالی ادامه دار باشد و سال آینده نیز شرایط کم بارشی را داشته باشیم خسارت ها در بخش محصولات باغی به بیش از ۵۰ درصد می رسد. با این وجود در عموم محصولات باغی پیش بینی می شود در سال جاری بر حسب جمیع مباحث مطرح شده و زیرساخت هایی که در این بخش وجود دارد، وضعیت تولید چه از نظر میزان و چه از نظر کیفیت نسبتا خوب باشد.

انتصاب وزرای جهادی و شایسته و واگذاری امور بخش خصوصی به خودشان؛ دو راهکار اصلی برای موفقیت دولت بعدی در مدیریت بخش کشاورزی کشور است

با توجه به اینکه هیچ کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری سابقه مدیریتی در بخش کشاورزی ندارند، پیش بینی تان از آینده بخش کشاورزی در نگاه دولت بعد چیست؟
مسلما اگر ریاست جمهور آینده سابقه مدیریتی در بخش کشاورزی داشت و به نوعی کارشناس کشاورزی بود امور متفاوت پیش می رفت اما حال که چنین کاندیدایی نداریم دو راهکار وجود دارد؛ یکی انتصاب وزرا است که بسیار مهم است و پیش از  این سابقه بهره گیری از وزرای جهادی و زحمت کش را داشته ایم بخصوص حدود یک دهه پیش که وقتی صحبت از خودکفایی در گندم می شد؛ کاری آرمانی به نظر می رسد اما توانستند این امر را محقق کنند.

راهکار دوم این است که خود مردم و بخش خصوصی را قبول داشته باشند و در چارچوب قوانین در واگذاری اختیارات تا به این حد خساست به خرج ندهند و به اصطلاح به دنبال ایرادات بنی اسرائیلی نباشند. به این معنا که امور مربوط به بخش خصوصی را به خودشان واگذار کنند و از آن طرف خود دولت  نقش نظارتی داشته باشند و حریم ها و حدود را تعریف کنند.

واقعیت این است که بخش کشاورزی در ایران با تنوع اقلیمی و امکاناتی که داریم مشکل تولید که ندارد هیچ می تواند در جهان تاثیر گذار باشد. اما متاسفانه هدف های مشخص و همچنین تصمیم گیری های درست و استمرار در حرکت های درست را نمی بینیم و در عوض شاهد حرکتهای رو به عقب هستیم و با هر تغییری به خط اول برمی گردیم. همین امر موجب بازماندن بخش کشاورزی می شود. به همین دلیل اگرچه ما ادعای پیشگویی نداریم اما با توجه به واقعیت های موجود مسائل را پیش بینی می کنیم و لذا انتظار داریم دولت و دولتی ها به ما اعتماد کنند.

به عبارت دیگر اگر دولت بعدی با بخش خصوصی به تعامل بنشیند و بر اساس اصل ۴۴ کارهای بخش خصوصی را به خودشان واگذار کنند به اصطلاح دولت چابک می شود و در این شرایط نه تنها نگران تحلیل رفتن کشاورزی نخواهیم بود بلکه جهش ها هم رخ می دهد. اما اگر دولت بعدی نیز همچون دولت های پیشین بخواهند زحمت تولید بر دوش کشاورز باشد و افراد دیگری که در جریان امور نیستند و حتی دغدغه آن را هم ندارد سود ببرد و برخی دیگر  هم در مورد آن تصمیم بگیرند، وضعیت همین می شود که هیچ کس راضی نیست.

خواننده معزز سلام ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر بالا در پایین صفحه ( ثبت دیدگاه) موجب امتنان است .

 

ع