«نهضت ارتباط» با جوانان و نوجوانان
«نهضت ارتباط» با جوانان و نوجوانان

توجه به جهاد تبیین، در واقع بسترسازی برای حرکت به سوی جامعه‌ای آرمانی است؛ جامعه‌ای که می‌تواند مرزهای محدودیت را بشکند، از دام‌های دشمنان عبور کند و به نقطه نهایی و هدف غایی خود که همان تعالی دنیوی و اخروی است، برسد. باز هم بیان دغدغه رهبرانقلاب درباره ضرورت توجه به جهاد تبیین و این‌ […]

توجه به جهاد تبیین، در واقع بسترسازی برای حرکت به سوی جامعه‌ای آرمانی است؛ جامعه‌ای که می‌تواند مرزهای محدودیت را بشکند، از دام‌های دشمنان عبور کند و به نقطه نهایی و هدف غایی خود که همان تعالی دنیوی و اخروی است، برسد.

باز هم بیان دغدغه رهبرانقلاب درباره ضرورت توجه به جهاد تبیین و این‌ بار، تأکید بر لزوم پرداختن به این مقوله مهم در میان جوانان و نوجوانان. چهارشنبه هفته قبل بود که ایشان، در دیدار با دانش‌آموزان، ضمن بیاناتی تفصیلی، به این دغدغه همیشگی نیز، اشاره کردند و گفتند: «این حقیقت را همچنان که ما می‌فهمیم، دشمن هم می‌فهمد؛ دشمن هم می‌فهمد که چشم و گوشِ جوانِ امروز باز است، حواسش جمع است، هوشمند است، قابل تحلیل است؛ چه کار می‌کند؟ دشمن که بیکار نمی‌ماند؛ دشمن برای این‌ که این حالت جوان ما را خنثی کند، شروع می‌کند محتوای ذهنی برای جوان درست کردن؛ این حجم عظیم دروغ‌ها در شبکه‌های مجازی به خاطر این است. این همه دروغ، این همه خلاف واقع، این همه حرف‌های انحرافی، این همه تهمت، برای این است که دشمن برای این ذهنِ فعال محتوا درست کند. این ‌که من مدام می‌گویم «جهاد تبیین، جهاد تبیین» برای این است. محتوا را شما درست کنید؛ به مسئولان دارم می‌گویم؛ مسئولان رسانه‌ها، مسئولان امور ارتباطات. قبل از این‌ که دشمن، محتوای غلط و انحرافی و دروغ درست کند، شما محتوای دارای حقیقت و صحیح را درست کنید، انتقال بدهید به ذهن جوان‌ها؛ دشمن مشغول این کار است … مسئولان باید احساس مسئولیت کنند، بدانند که چرا دشمن روی فلان کلمه، روی فلان اسم حساس است و می‌بندد آن را و چرا این ‌همه حجمِ دروغ را در فضای مجازی منتشر می‌کند؛ و علاج کنند، مقابله کنند؛ این [وظیفه‌] مسئولان. خود شما جوان‌ها هم وظیفه دارید، خود شما هم باید احساس مسئولیت کنید. بایستی احساس مسئولیت کنید برای این‌ که بتوانید تشخیص بدهید حقیقت را از دروغ.»

به گزارش اقتصاددان به نقل از پرسون ،   توجه به جهاد تبیین، در واقع بسترسازی برای حرکت به سوی جامعه‌ای آرمانی است؛ جامعه‌ای که می‌تواند مرزهای محدودیت را بشکند، از دام‌های دشمنان عبور کند و به نقطه نهایی و هدف غایی خود که همان تعالی دنیوی و اخروی است، برسد. بدیهی است که برای چنین امر مهم و قابل توجهی، به لوازم مخصوصی نیازمندیم. عبور از این جاده طولانی و دشوار و در عین حال، راهبردی و تعیین ‌کننده، تنها زمانی میسر است که شناخت صحیح و طرحی مبتنی بر معرفت وجود داشته‌ باشد. ورود بی‌گُدار به چنین عرصه‌ای، اگر نتیجه عکس نداشته‌ باشد، بی‌گمان سبب‌ساز هدررفت هنگفت سرمایه‌های مادی و معنوی است. موضوعی که نمی‌توان و نباید به آن بی‌تفاوت بود و از کنار سهل‌انگاری‌های مربوط به آن، بی‌توجه عبور کرد. برای شناخت بهتر و بیشتر لوازم و ضرورت‌های «جهاد تبیین»، آن هم در فضای هدفِ بسیار خاص و ویژه جوانان و نوجوانان، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد نظافت، عضو شورای عالی حوزه علمیه مشهد مقدس رفتیم و از وی خواستیم درباره ضرورت‌ها، لوازم و نکته‌های مهمی که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، مطالبی را در اختیار ما و شما خوانندگان عزیز روزنامه خراسان قرار دهد. آن‌ چه در پی می‌آید، مشروح این گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی که در آن به نکات ویژه و قابل توجهی اشاره شده‌ است.

پرداختن به جهاد تبیین، یکی از دغدغه‌های اصلی رهبرانقلاب و البته، دلسوزان نظام جمهوری اسلامی است. ایشان در دیدار اخیر با دانش‌آموزان، بر ضرورت پرداختن به این امر مهم، به خصوص در راستای تنویر افکار جوانان و جلوگیری از نفوذ دشمن در این زمینه، تأکید کردند. پرسش اول و البته اصلی ما این است که اصولاً جهاد تبیین چه لوازمی دارد و این لوازم درباره جهاد تبیینی که قرار باشد جامعه جوان و نوجوان ما را در بر بگیرد، چه شکل و صورتی پیدا می‌کند؟

جهاد تبیین، الزامات و مقدماتی دارد که توجه نکردن به آن ها، اسباب به نتیجه نرسیدن آن است. یکی از این اسباب و مقدمات، وجود داشتن گوشِ شنواست، برای آن ‌چه که می‌گویید و چشمِ بیناست، برای آن ‌چه که می‌نویسید؛ باید شنونده و خواننده‌ای وجود داشته باشد تا بشود تبیین کرد. تازه این شنیدن و دیدن هم، نیازمند مقدماتی است و مهم ترینِ این مقدمات، نداشتن ذهنیت منفی است؛ این ‌که فرد بخواهد با میل خودش حرف شما را بشنود و درباره آن فکر کند وگرنه غیر از این باشد، حتی فردی در تراز حضرت ختمی ‌مرتبت(ص) هم نمی‌تواند مأموریت مهم خودش را که دعوت مردم به سوی خداست، به سرانجام برساند: «إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ» (نمل – ۸۰)؛ ای پیامبر! تو نمی‌توانی حرف خودت را در گوش آدم‌هایی فرو کنی که پشت‌شان را به تو می‌کنند. در قرآن کریم داریم که حضرت نوح(ع) به پروردگار فرمود: «وَ إِنِّی کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فی‌ آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبارا» (نوح – ۷)؛ هر وقت من این‌ها را دعوت می‌کنم تا آمرزش خودت را شامل حال‌شان کنی، انگشت در گوش می‌کنند و ردا بر سر می‌کشند. بنابراین، باید در جامعه فضایی وجود داشته‌ باشد که زمینه شنیده شدن حرف در آن فراهم شود. وقتی جامعه ما در وضعیتی قرار می‌گیرد که نوجوان ما، درگیر ذهنی پر از ابهام، شبهه، بدگمانی و بی‌اعتمادی می‌شود، اصلاً کتابِ ما را نمی‌خواند و نمی‌آید پای صحبت ما بنشیند، ما نمی‌توانیم اقدام مؤثر تبیینی داشته ‌باشیم.

اما ظاهراً گام ‌هایی در راستای تحقق این موضوع برداشته شده‌ است.

ببینید، امروزه در جامعه ما جهاد تبیین صورت می‌گیرد، ولی برای افرادی که به نظام خوش بین هستند و ابهام زیادی ندارند؛ البته چنین تبیینی لازم و بلکه ضروری است؛ اما در قشری که رهبر انقلاب در بیانات اخیرشان به آن ها اشاره می‌کنند، برخی افراد هستند که در شرایط کنونی، جَوزده شده‌اند، معدودی در اغتشاشات شرکت می‌کنند، ذهن آن ها پر از ابهام است و باید به این ابهام، پاسخی مناسب و دقیق داد، باید به لوازم این کار توجه کرد. ما وقتی از تبیین صحبت می‌کنیم، در واقع دو نوع تبیین را مدنظر قرار می‌دهیم؛ تبیین قولی و تبیین عملی، همان ‌طور که دعوت قولی و دعوت عملی داریم. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت – ۳۳)؛ و کیست‌ خوش‌گفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت کند و کار نیک انجام دهد و بگوید من [در برابر خدا] از تسلیم ‌شدگانم. این آیه مصداق دعوت قولی است. از آن طرف، در روایت معصومین(ع) داریم که «کونوا دُعاهَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم» (کافی، ج۲، ص۷۸)؛ این همان دعوت عملی است، باید مردم را با رفتار و عمل به سوی خیر دعوت کرد. الان زمان دعوت عملی است و روشی هم که استفاده می شود، باید مبتنی بر چنین دعوتی باشد.

تبیین یا همان ‌طور که اشاره کردید، دعوت عملی جوانان و نوجوانان را باید از کجا شروع کرد؟

نخستین لازمه چنین دعوتی، اعتمادسازی است؛ باید اعتمادسازی صورت بگیرد. الان برخی هستند که به ما اعتماد ندارند؛ شما هر سندی را هم که رو کنید، می‌گویند کار خودشان است؛ یک نوع خوش‌باوری به رسانه‌های بیگانه در میان بعضی از افراد جامعه ما به وجود آمده ‌است؛ این‌ها رسانه‌های خودی را قبول ندارند. این بی‌اعتمادی به مراکز اطلاع‌رسانی خودی و خوش‌باوری به رسانه‌های بیگانه را باید از بین برد. راهش چیست؟ راهش تمسک به اخلاق محمدی است؛ آن خُلق را باید احیا و با استفاده از آن، ارتباط برقرار کرد. ما به راه‌اندازی نهضتی به نام «نهضت ارتباط» نیازمندیم که بسیار هم ضروری است. الان، ارتباط این نوجوانان و جوانانی که جوزده شده‌اند و در اغتشاشات شرکت می‌کنند یا حتی آن افرادی که اهل ریسک و ورود به چنین فضاهایی نیستند، اما به این رویکرد، دید منفی ندارند، با افراد مؤمن و معتقد به نظام کم است یا اصلاً ارتباطی برقرار نیست. این افراد، صحبت‌های رهبر انقلاب را گوش نمی‌کنند، کتاب‌هایی را که برای تبیین به رشته تحریر درآمده ‌است، نمی‌خوانند، پای اخبار رسانه‌های داخلی نمی‌نشینند. از آن طرف، به فعالیت‌هایی که در فضای مجازی رقم می‌خورد و رسانه‌های معاند، خوش بین هستند و تحت تأثیر آن ها قرار می‌گیرند. راه حل اساسی برای رفع این مشکل، نهضت ارتباط است. بچه‌های حزب‌اللهی، طلاب و دانشجویان و همه قشرهای انقلابی، باید با این قشر ارتباط برقرار کنند. در روایتی از رسول‌ خدا(ص) داریم: «المؤمن یألف ویؤلف»، مؤمن الفت می‌گیرد و الفت دیگران را می‌پذیرد. بزرگواران ما، این دوستان عزیز انقلابی، به جای این‌ که مدام در فضای مجازی برای هم ویدئو بفرستند، تحلیل بدهند و نظریه‌پردازی کنند یا غُر بزنند و واویلا بگویند، بیایند کف میدان و با این قشر ارتباط برقرار کنند.

این برقراری ارتباط باید به چه شکلی باشد؟ چه مراحلی را باید طی کرد تا به حد مطلوب رسید؟ اصلاً لوازم چنین کاری چیست؟

کافی است که اصول ارتباط مؤثر را یاد بگیرند، چهره‌ای گشاده داشته باشند، سلام کنند و لبخند بزنند، اهل احسان باشند، اهل اطعام باشند و به پسندِ حلال نوجوانان و جوانان توجه کنند. با این دوستان اردو بروند، کوه بروند، فوتبال بازی کنند و البته، لازم نیست همان اول بسم‌ا… بروند سراغ جهاد تبیین. مقدمه این کار مهم، همین ارتباط‌گیری است، برقراری ارتباط صمیمانه است. سال‌ها قبل من این موضوع را در قالب کتابی به نام «صمیمانه» مورد تأکید قرار دادم و اتفاقاً روزنامه خراسان هم این کتاب و ایده آن را، به صورت مبسوط معرفی کرد، اما متأسفانه به این مسئله توجه نشد و همین توجه نکردن به مقوله ارتباط صمیمانه برقرار کردن، باعث پدید آمدن شکافی اجتماعی شد که حالا دارد مسئله‌ساز می‌شود. بدون تعارف عرض کنم، ما در برقراری ارتباط صمیمانه کوتاهی کردیم؛ ما به جای جذب حداکثری، دفع حداکثری داشتیم. حالا برای حل این مشکل، باید قدم به قدم پیش آمد و نخستین گام، همین برقراری ارتباط است، همین نهضت ارتباط است. به جای این ‌که از همان ابتدا برویم به سراغ تبیین که البته اثر و نتیجه‌ای هم ندارد، باید در گام نخست ارتباط برقرار و اعتماد را جلب کنیم. ما باید به جای تبیین جوان و نوجوان، اول گوش شنوایی برای او و حرف هایش باشیم. از رسول ‌خدا(ص) یاد بگیرید؛ خداوند می‌فرماید: «وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ» (توبه – ۶۱) مخالفان پیامبر را اذیت می‌کنند و می‌گویند او که همه‌اش گوش می‌دهد، اصلاً سراپا گوش است، بگو که او گوش خوبی برای شماست. گوش باشیم برای جوانان و نوجوانان، بگذاریم حرف بزنند، انصاف داشته ‌باشیم، انتقادات و اشتباهات را بپذیریم؛ از همه مهم تر، آن ها را به اتهام ضدانقلاب بودن، تکفیر و تفسیق نکنیم. این‌ها مقدمه ایجاد یک ارتباط مؤثر است، مقدمه ایجاد خوش ‌بینی است.

بعضی‌ها معتقدند که تبیین قولی را باید هر چه زودتر شروع کرد و ابهامات را از بین برد و این را رویکرد مؤثری می‌دانند. شما به مراحل مقدماتی برای ورود به بحث تبیین عملی اشاره کردید. فکر می‌کنید زمان ورود به گفت‌وگو و صحبت با این افراد، کِی و کجاست؟

نکته مهمی است. اما باید توجه داشته ‌باشید بعد از طی مراحلی که عرض کردم، تازه نوبت به این می‌رسد که گفت‌وگو را شروع کنیم. تازه این شروع گفت‌ وگو هم، آدابی دارد. رسول‌ خدا(ص) فرمود: «إنّا مَعاشِرَ الأنبیاءِ اُمِرنا أن نُکلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم» (بحارالانوار، ج۱۹، ص۱۴۰) ما انبیای الهی مأموریم که با آدم‌ها به اندازه فهم و درک آن ها گفت‌وگو کنیم. باید بدانید طرف مقابل چه چیزی را قبول دارد؟ این مقبولیت در چه سطحی است؟ باید از مُحکمات شروع کرد، باید از مشترکات شروع کرد، از آن‌ چه که آن ها قبول دارند. عجله هم نباید داشت، باید در این تأثیرگذاری، تدریج را در نظر گرفت. باید اجماعی صحبت کرد؛ مثلاً یکی از مباحثی که می‌شود به آن اتکا داشته ‌باشیم، همین بحث ایرانی بودن یا مقبولیت اصل انقلاب است. حالا ممکن است یکی بیاید و بگوید که فلان شخصیت انقلاب را قبول ندارد، خب نداشته ‌باشد؛ سرِ شخصیت‌ها نباید بحث کرد، باید به سراغ صحبت درباره اصل انقلاب رفت؛ این ‌که ما قبل از انقلاب کجا بودیم و بعد از آن به کجا رسیدیم؟ اکنون چه ایرادهایی داریم و در آینده باید چه اهدافی را تحقق ببخشیم. این‌ها الزاماتی است که به نظرم باید در موضوع شروع جهاد تبیین برای نوجوانان و جوانان، مدنظر قرار داد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع