مصاحبه با دکترحسین موسویان-خاطرات هاشمی
مصاحبه با دکترحسین موسویان-خاطرات هاشمی

  گفتم: فعال سکوت پیشه کنید گفتگو با حسین موسویان که مخالفتش با کاندیداتوری هاشمی را با او درمیان گذاشته بود حسین موسویان: سفیر ایران در آلمان در دولت هاشمی و مسئول یکی از کمیته های شورای امنیت ملی. از معدود افرادی بود که هاشمی را از شرکت در انتخابات مجلس نهی کرد. موسویان معتقد […]

 

گفتم: فعال سکوت پیشه کنید

گفتگو با حسین موسویان که مخالفتش با کاندیداتوری هاشمی را با او درمیان گذاشته بود

حسین موسویان: سفیر ایران در آلمان در دولت هاشمی و مسئول یکی از کمیته های شورای امنیت ملی. از معدود افرادی بود که هاشمی را از شرکت در انتخابات مجلس نهی کرد. موسویان معتقد بود اصلاح طلبان از هاشمی حمایت نخواهند کرد و حضور او در مجلس در نهایت باعث اختلافش با رهبر انقلاب خواهد شد.

متن مصاحبه

آقای موسویان با توجه به آنچه در خاطرات آقای هاشمی آمده، شما جزو معدود افرادی بوده‌اید که در پاییز سال ۱۳۷۸ مخالف نامزد شدن ایشان در انتخابات مجلس ششم بودید. خودشان در خاطرات استدلال شما را این دانسته که «باید صبر کرد که دستگاه رهبری و دولت، خوب بپذیرند که نمی‌توانند کشور را اداره کننداگر ممکن است خودتان توضیح بدهید که استدلال دقیق شما برای نهی کردن آقای هاشمی از شرکت در انتخابات چه بود؟

ج: بله. قبل از انتخابات من درتاریخ ۴مهر ۱۳۷۸خدمت ایشان رسیدم و پیشنهاد کردم که درانتخابات مجلس در اسفند ماه  ۱۳۷۸کاندید نشوند. ایشان ازمن دلیل خواست. دلایل زیادی را قبل از ملاقات لیست کرده بودم که حدود یکساعت توضیح دادم و استدلال کردم که نباید کاندید شوند. ازجمله دلایلی که به ایشان عرض کردم ازاین قرار بود:

اول: استنباط شخصی من است که مقام معظم رهبری نظر مثبتی به کاندیداتوری و ریاست مجدد شما برمجلس ندارند و صلاح شما نمیدانند.

دوم: اصلاح طلبان میانه خوبی با شما ندارند. انتخابات ریاست جمهوری ورای بالای آقای خاتمی هم نشان داده که فعلا مردم بسمت اصلاح طلبان گرایش پیدا کرده اند. اگر شما کاندید شوید، احتمال قوی نه تنها رای اول تهران بلکه حتی ممکن است رای بالا هم نداشته باشید. شما درقبل از انقلاب از مبارزین بزرگ بوده اید و بعد از انقلاب درسخت ترین دوران، جنگ را فرماندهی کردید و بعد از جنگ هم سازندگی کشوررا مدیریت کردید. شما سرمایه این کشور ومردم وانقلاب هستید که نباید با رای پایین درانتخاب، ضربه به این سرمایه وارد شود.

سوم: به احتمال قوی، اصلاح طلبان رای اکثریت درمجلس را بدست خواهند آورد. حتی اگر شما رای اول تهران را هم بیاورید، ممکن است به ریاست شما درمجلس رای ندهند که این هم ضربه به شما و اداره مجلس خواهد بود.

چهارم: حتی اگر بهرشکل شما به سمت ریاست مجلس انتخاب شوید، یک رئیس مجلس قدرتمند نخواهید بود چون اصلاح طلبان از شما حرف شنوی لازم را نخواهند داشت.

پنجم: شما بعد از انقلاب دردوره هشت سال رهبری امام ره، نفردوم انقلاب بوده اید. امام ره دراواخر عمرشان از یک موضوع نسبت به آینده این انقلاب ابراز نگرانی کردند و آنهم بروز اختلاف میان شما و آیت الله خامنه ای بود.  بعد از آن دردوره هشت سال رهبری حضرت آیت الله خامنه ای هم عملا نفردوم کشور بوده اید. منتهی حقیقت این است که دردوره دوم ریاست جمهوری تان، با مقام رهبری درسیاست های خارجی وداخلی از جمله موضوعات اقتصادی دچاراختلاف نظرهایی شدید. به فرض اینکه شما رای بالا بیاورید و رئیس مجلس قدرتمندی هم باشید،  باز هم ورود شما به صحنه مدیریتی بعنوان رئیس مجلس ممکن است اختلاف با رهبری را عمیق تر کند که به مصلحت کشور نیست.

ششم: اصلاح طلبان با مقام معظم رهبری زاویه دارند. اگر اصلاح طلبان توانستند با حوزه رهبری هماهنگ کارکنند که مشکلی دراداره کشور نخواهد بود و به نفع همه است. اما اصلاح طلبان فعلا خیلی داغ هستند و به احتمال قوی بعد از مدتی با چالشهای سنگین داخلی مواجه خواهند شد چون آنها با رهبری بطوراساسی زاویه دارند و همین امرموجب مشکلات آنها خواهد شد. بهرحال طبق قانون اساسی، مقام ولی فقیه اختیارات اساسی و مهم اداره کشور را دارند. درچنین شرایطی، کشوربا بحران دوحاکمیتی مواجه خواهد شد وبه شیخوخیت شما احتیاج خواهند داشت چون شما یک شخصیت فراجناحی هستید که هم آقای خاتمی برای شما احترام قائل است، هم مقام معظم رهبری و هم مراجع تقلید درقم و نجف و از احترام بین المللی هم برخوردارید. درچنین مقطعی ورود شما معنی خواهد داشت لذا تا آن مقطع بهتر است شما سکوت کنید.

آن‌چنان که از خاطرات آقای هاشمی برمی‌آید در گرماگرم انتخابات سال ۱۳۷۸ مجلس شما در تلاش برای تاسیس یک حزب سیاسی به نام استقلال یا اعتدال و توسعه بوده‌اید. ظاهرا آقای روحانی و لاریجانی نیز طرفدار این ایده بوده‌اند. علت تلاش شما برای راه‌اندازی حزب در آن فضای سیاسی چه بود؟

ج: درآن دوران کشور از تقابلات افراطیون دو جناح راست و چپ یا اصلاح طلب و اصولگرا رنج میبرد. من معتقد بودم کشور به”اعتدال” درسیاست خارجی و داخلی نیازدارد. البته امروز هم همین اعتقاد را دارم.  لذا در آن مقطع برای پرهیز از افراط و تفریط تلاش کردم یک حزب جدیدمتشکل از نیروهای معتدل دو جناح چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا، شکل گیرد. این ایده را ابتدا با آقای هاشمی صحبت کردم. بسیار استقبال کردند. بعد با بزرگان معتدل دو جناح همچون اقایان ناطق، کروبی، روحانی و لاریجانی مطرح کردم که جملگی استقبال کردند.

هسته اولیه ای از دوستان همفکر مثل آقای محمود واعظی و اقای علی جنتی و آقای محمد باقر نوبخت و تعداد دیگری از دوستان تشکیل دادیم. درشورای مرکزی اولیه، نامهای مختلفی برای حزب مطرح شد که نهایتا نام “اعتدال و توسعه” انتخاب شد. این نام گویای هدف اصلی بود یعنی توسعه اقتصادی کشور با خط مشی اعتدال و میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. درخاطرات ۲۰ بهمن ۱۳۷۸آقای هاشمی ملاحظه کرده اید که ایشان نوشته اند: آقای حسین موسویان آمد، به منظور اینکه موافقت من را برای ابقای آقای مهدی کروبی، دبیر کل مجمع روحانیون مبارز در لیست حزب اعتدال و توسعه بگیرد.چون من معتقد بودم که حزب اعتدال نباید جناحی برخورد کند ولذا اصرار داشتم که آقای کروبی هم باید درلیست حزب اعتدال برای مجلس باشند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸هم خصوصی با آقایان خاتمی و کروبی صحبت کردم که نه تنها آنها کاندید ریاست جمهوری نشوند بلکه از کاندیداتوری آقای ناطق حمایت کنند چون آقای ناطق را مدیری معتدل و شایسته و توانمند میدانستم. آقایان خاتمی و کروبی هم با نهایت تواضع پذیرفتند و به خود آقای ناطق هم گفتند اما متاسفانه شرایطی بگونه ای بود که این خیرخواهی عملی نشد که اگر شده بود؛ نه تنها بحران سیاسی بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ رخ نمیداد بلکه افراط و تفریط های بعد از انتخابات هم رخ نمیداد و شرایط کشور نیز بسیار بهتر میشد.

بعد از اینکه آقای هاشمی در انتخابات مجلس شکست فاحشی خورد، مطابق با خاطرات شما به ایشان توصیه کردید به مجلس نرود(توصیه‌ای که این بار هاشمی به آن توجه کرد) چرا چنین توصیه‌ای به هاشمی کردید؟

ج: بعد از انتخابات مجلس خدمت ایشان رسیدم. به من فرمودند که در بین دوستان فقط شما و یک نفر دیگر من را از شرکت درانتخابات نهی کردید. تمام دوستان دیگر اصرار بر شرکت من داشتند.آنقدر اصرارها زیاد شد که احساس تکلیف کردم. اما امروز معلوم شد که حق با شما بود و دوستان ما تحلیل درستی از واقعیتهای کشور نداشتند.

دراین ملاقات من خدمت ایشان عرض کردم که دروضعیت فعلی توصیه من این است که از شرکت درمجلس انصراف بدهید چون شان شما این نیست که بعنوان یک نماینده عادی درمجلس باشید. ضمن اینکه اصلاح طلبان اکثریت بسیار بالا دارند وبه نظرات وعقاید شما هم توجهی نخواهد شد و شما تحقیر خواهید شد. ایشان استدلال من را پذیرفت.

شما مرتبا ایشان را دعوت به صبر می‌کردید؛ چه زمان به نظر شما فرصت برای بازگشت ایشان به صحنه مناسب می‌بود؟ آیا شما در آن سال تصور می‌کردید که عمر سیاسی هاشمی به پایان رسیده؟ یا تصور می‌کردید زمانی خواهد آمد که او به صحنه بازگردد؟

ج: من هیچوقت معتقد نبودم که عمر سیاسی آقای هاشمی تمام شده است بلکه برعکس معققد بودم که زمان ایفاء نقش جدید وراهبردی ایشان فرا رسیده است. بخش عمده وقت یک مدیر صرف امور اجرایی میشود. زمان آن فرا رسیده بود که ایشان از امور اجرایی فارغ شده وتجربه و شناخت  ۵۰ سال تجربه دوران مبارزات قبل از انقلاب ومدیریت کلان خود در بعد از انقلاب را دراختیارمدیران ونسل جوان کشور قراردهند. من معتقد بودم که جایگاه شخصیتی ایشان ایجاب میکند که فرا جناحی بمانند، به سران کشور مشورت بدهند، به نسل جوان میدان بدهند وآنها را راهنمایی و هدایت کنند و بعنوان ذخیره نظام و کشوروانقلاب محترم باقی بمانند.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶، من خدمت ایشان عرض کردم که شما ۱۶ سال دررده اول مدیریتی کشور خدمات بزرگی کردید. از این به بعد  به هیچ وجه پست های مدیریتی را نپذیرید که شان شما اجل از این پست هاست. شان وجایگاه شما،این است که درعالیترین سطوح درامور کلان واستراتژیک کشورمشورت بدهید، بعنوان یک شخصیت فراجناحی و بسیارپخته و مجرب، اختلافات و دوگانگی ها را مرتفع کنید و محور”وحدت ملی” درکشور باشید و نه بخشی از اختلافات.

خلاصه من معتقد بودم که آقای هاشمی بعد از ریاست جمهوری سال ۷۶، درسمت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جایگاه “شیخ و مرشد انقلاب” را داشته باشند تا هم شان ایشان حفظ شود، هم از خطر اختلاف با مقام رهبری پرهیز شود وهم تاثیرگذاری کلان داشته باشند.

 

خاطرات آقای هاشمی

۴مهر ۱۳۷۸

آقای حسین موسویان آمد با توضیح وضع اقتصادی و امنیتی در دولت آقای خاتمی، برخلاف دیگران از من خواست که نامزد مجلس نشوم و گفت، باید صبر کرد که دستگاه رهبری و دولت، خوب بپذیرند که نمی‌توانند کشور را اداره کنند. ضمن قبول عدم شرکت در انتخابات، گفتم اگر احساس خطر کنم وارد می‌شوم؛ ولی فعلا وضع را خطرناک نمی‌بینیم

۲۰ بهمن ۱۳۷۸

آقای حسین موسویان آمد، به منظور اینکه موافقت من را برای ابقای آقای مهدی کروبی، دبیر کل مجمع روحانیون مبارز در لیست حزب اعتدال و توسعه بگیرد.

۷ اسفند ۱۳۷۸

آقای سید حسین موسویان آمد. پیشنهاد داشت به مجلس نروم و اگر بروم، نامزد ریاست نشوم تا عیار گروه‌های چپ روشن شود. قبلا هم جزو چند نفر محدودی بود که گفته بود، نامزد نشوم.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : اندیشه پویا