مشروطیّت گامی در راه مشارکت مردم در حکومت (قسمت دوم)  #شفیعی_مطهر برخي از علمای دین بر اين نظرند كه معرفي امام براي حكومت جنبه تعييني دارد نه تحميلي و معصومان ،حق حكومت از طرف خدا دارند كه قابل فسخ نيست ؛در حالي كه حق حاكميت از آن مردم است و اين حق قابل فسخ […]

 

مشروطیّت گامی در راه مشارکت مردم در حکومت

(قسمت دوم) 

#شفیعی_مطهر

برخي از علمای دین بر اين نظرند كه معرفي امام براي حكومت جنبه تعييني دارد نه تحميلي و معصومان ،حق حكومت از طرف خدا دارند كه قابل فسخ نيست ؛در حالي كه حق حاكميت از آن مردم است و اين حق قابل فسخ و انتقال به ديگري است.  استاد مطهري مي گويد:

  «اگر امام به حق را مردم ، از روي جهالت و عدم تشخيص نمي خواهند ،او به زور نبايد و نمي تواند خود را به مردم و به امر خدا تحميل كند.لزوم بيعت هم همين است»(حماسه حسيني: مطهري،۱۰۷)

در كلامي از حضرت علي (ع) مي خوانيم كه :

 «رسول خدا مرا متعهد به پيماني كرده و فرموده بود: پسر ابي طالب ولايت امتم حق توست. اگر به درستي و عافيت تو را ولي خود كردند و با رضايت در باره تو به وحدت نظر رسيدند ، امر ايشان را به عهده بگير و بپذير ؛ اما اگر در باره تو به اختلاف افتادند، آن ها را به خواست خود واگذار ؛ زيرا خدا راه گشايش را به روي تو باز خواهد كرد». ايشان پس از قبول بيعت مردم بر منبر رفته و خطاب به آن ها فرمود:

  «اي مردم ! اين امر ، امر شماست. هيچ كس جز آن كه شما او را امير خود گردانيد، حق امارت بر شما را ندارد.»

   و اين چنين شواهدي كه بيانگر سازگاري اسلام با مشاركت جويي و مشاركت خواهي مردم است به حدي است كه از ذكر موارد در اين مقال خودداري مي كنيم.

باري مشاركت چه در شكل و مفهوم غربي و چه در مفهوم اسلامي، در بردارنده سه عنصر اساسي است:

  ۱-سهيم كردن مردم در قدرت

  ۲-كوشش هاي سنجيده گروه هاي اجتماعي براي در دست گرفتن سرنوشت و بهبود اوضاع زندگي

 ۳-ايجاد فرصت هايي براي گروه هاي فرودست(چين سرخ،ادگار اسنو:ص ۱۵۳)

جوامع توده وار و سنتي براي ادامه زيست در جهان متكثّر امروز چاره اي جز حركت به سوي جامعه مدني و جذب و جلب مشاركت همه مردم در قالب نهادهاي مدني ندارند. وقتي مردم با تشكل در قالب نهادهاي مدني،احزاب و NGOها توانستند اراده خود را تحقق بخشند و صدا و آرمان هاي خود را به گوش حاكمان برسانند، ديگر نياز و ضرورتي براي شورش و آشوب و احياناً انقلاب باقي نمي ماند و اين روند به بهبود زندگي اجتماعي مردم از نظر آزادي هاي سياسي و اجتماعي مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود حتي در وضعيت معيشتي مردم نيز تاثير مي گذارد.چرا كه افراد آزاد طبيعتاً افرادي مشاركت جو هستند و اين مشاركت جويي باعث كنترل دولت و حكومت و اين كنترل باعث خواهد شد كه دولت و حكومت مجري اراده مردم بوده و اراده مردم هيچ گاه بر عليه خودشان و منافعشان نخواهد بود.

اما با وجود اهمیت مشارکت در تمام عرصه های زندگی که منجر به بهبودی وضع زندگانی بشر می شود ، آیا ما مردم مشارکت جویی هستیم؟ و اگر نیستیم مشکل از کجاست ؟ چرا فرهنگ مشارکت در جامعه ما نهادینه نمی شود؟

ادامه دارد….

  • نویسنده : شفیعی مطهر