مشخصات مدیران افتضاح
مشخصات مدیران افتضاح

  ۲۰ اندیشمند و استاد بزرگ  حوزه مدیریت دنیا همانند تام پیتر ، پیترسنگه ،  تافلر ، هنری مینتزبرگ ، آرجریس ، التون مایو ، سایمون، کاتلر ،  کاپلان ، گاردنر ، کوتر ، راسل ایکاف و جیم کالینز و دیگران که دارای تألیفات و مقالات بی نظیری هستند و برخی تجربه مدیریت در سازمان […]

 

۲۰ اندیشمند و استاد بزرگ  حوزه مدیریت دنیا همانند تام پیتر ، پیترسنگه ،  تافلر ، هنری مینتزبرگ ، آرجریس ، التون مایو ، سایمون، کاتلر ،  کاپلان ، گاردنر ، کوتر ، راسل ایکاف و جیم کالینز و دیگران که دارای تألیفات و مقالات بی نظیری هستند و برخی تجربه مدیریت در سازمان ها و شرکت‌های اقتصادی بزرگ و برند را در کشورهای جهان دارند بر یک موضوع بیشتر تاکید دارند و آن اینست :

مدیر خوب با آدم خوب فرق دارد!

بر همگان مشخص و مبرز است که مدیران ناکارآمد و افتضاح ، فرصت سوزی می کنند و اموال و دارایی سازمان ها و کشور را به باد می دهند و عذاب‌دهنده پرسنل و  برهم‌زننده کارایی محیطهای کاری هستند و فقط با حرف زدن و وعده دادن و مقصر دانستن مدیران قبلی در حال حفظ میز خود هستند .

بنابراین  برخی از ویژگی ها و مشخصات چنین مدیرانی را در این یادداشت که از مطالعه چندین کتاب و مقاله بدست آمده  را بیان خواهیم کرد.

این روزها ، مدیران و رؤسای بد که فاقد صلاحیت و شایستگی هستند ، بسیار بیشتر از تعداد مدیران و رؤسای کارآمد و اثرگذار و بالیاقت شده‌اند و کافی است به آمار و ارقام و وضعیت اقتصادی و سرمایه گذاری موجود و مقایسه آنان با اهداف و برنامه های بالادستی کشور توجه شود .

فاصله بسیار زیاد نتایج و دستاوردها با سند چشم انداز بیست ساله نظام در افق ۱۴۰۴ و برنامه پنجساله ششم توسعه بر ناکارآمدی برخی مدیران در دولت ها تاکید دارد .

اما واقعا چه مدیر و رئیسی را می‌شود بد و افتضاح یا ناکارآمد به شمار آورد؟

مدیران و روسایی که مایه رنج پرسنل می شوند و اموال و دارایی های سازمان و کشور را ازبین  می برند .

مدیران بد ،  بهره وری و بهینگی محیط کار را پایین می‌آورند، خلاقیت را می‌خشکانند و در دوره محدود مدیریت خود، فرهنگی را حاکم می‌کنند که تا سال‌ها قابل زدودن نیست و آثار مالی و اقتصادی کارهای آنان لطمات جبران ناپذیری دارد.

عملکرد مدیران ناکارآمد و افتضاح،  باعث ایجاد زیان های جبران ناپذیر مادی و معنوی خواهد شد که سرمایه ها و منابع کشورها را هدر می دهند .

امروزه مدیران کارآمد و اثرگذار ، سرمایه و دارایی بی بدیل کشور ها هستند .

برخی از ویژگی ها و مشخصات مدیران بد یا افتضاح و ناکارآمد عبارتست از :

۱_ انجام مدیریت ذره‌بینی در سازمان و بر پرسنل …

کار مدیر یا رئیس، مدیریت و طراحی فرایندها و نقشه‌ها و استراتژی سازمان باید باشد.

اما در غیاب چنین نقشی و در شرایطی که برای مدیران و رؤسا فقط آمار خام برای تحکیم میزشان مهم است، آنها برای این که کاری کرده باشند، می‌آیند و هر رفتار و کار جزئی سازمان و  کارمندها را پایش می‌کنند.

انجام کارهای جزئی از مشخصات اصلی مدیران افتضاح است .

این کار مزاحمت به حساب می‌آید و آزادی عمل مجاز و خلاقیت پرسنل را می‌خشکاند.

۲_نقشه‌ کشیدن برای شکست برخی از پرسنل و انداختن آنها به اشتباه

مدیران و رؤسای بد بر نقاط ضعف پرسنل تمرکز می‌کنند و شرایط را طوری طراحی می‌کنند که یک پرسنل ، ناخودآگاه اشتباهی بکند و بعد همین اشتباه را برجسته کنند و اینطوری خود را بزرگ بنمایانند.

۳_ سوگلی انتخاب کردن

مدیران و رؤسای ناکارآمد ، معمولا حلقه‌ای از معاونان ضعیف و مجیزگو را در حلقه داخلی قدرت خود می‌گنجانند.

اینها سوگلی او می‌شوند.

اگر یکی از پرسنل ،  برخیزد و نظر مستقل خود را بیان کند، فرایند قربانی کردن، بدون ترحم، توسط این حلقه داخلی شروع می‌شود.

۴_ صاحب شدن اعتبار کارهای خوب زیردستان

وقتی اشتباهی کنید باید به دست رئیس بزرگ تنبیه شوید.

اما وقتی دستاوردی را برای دستگاه خود به چنگ می‌آورید، این دستاورد تبدیل می‌شود به کارنامه مدیر یا رئیس و روزومه‌اش و از تنها کسی که یاد نمی‌شود، شما هستید!

۵_ وعده بی‌جا و دروغین دادن !

مدیران و رؤسای افتضاح و ناکارآمد در دادن وعده‌ها و قول‌هایی که می‌دانند هیچگاه عملی نمی‌شود، ید طولایی دارند.

مدیران بد پوپولیستی هستند .

مدیران ناکارآمد ،  به محض اینکه به هدف و آمار مورد نظر خود می‌رسند، همه چیز را فراموش می‌کنند.

۶_ بازخورد نگرفتن و گوش نکردن به حرف پرسنل !

مدیران و رؤسای بد کاری به نظرات سازنده پرسنل باتجربه و خردمند ندارند.

معمولا تا آخر دوران مدیریت آنها صرف آزمون و خطاهای ناموفق می‌شود و درسی از این تجارب هم نمی‌گیرند و معمولا بابت این شکست متاسف هم نمی‌شوند.

آنها عارشان می‌آید که از یک زیردست بیاموزند  با او تبادل نظر کنند.

۷_ هیچ وقت جانب پرسنل را نمی‌گیرند!

رؤسای بد غیرممکن است که برای احقاق حقوق زیردستان خود، کاری کنند.

آنها مرتب می‌اندیشند که نکند ابراز نظری به نفع کارمندان، پایه‌های میز خودشان را سست کند.

اگر کارمندی دچار مشکلی در زندگی یا یک مشکل حقوقی شود، اصلا نباید روی حمایت

از بالا حساب کند.

۸_ آنها توقع بیگاری از پرسنل دارند!

رؤسای بد اصلا نمی‌خواهند و یا نمی‌توانند به سبب ویژگی‌های شخصیتی، خود را جای کارمندها بگذارند.

آنها اصلا برایشان مهم نیست که هزینه‌های اولیه زندگی کارمندها چطور بیرون می‌آید یا کیفیت زندگی آنها چگونه است.

تنها چیزی که آنها می‌خواهند کار زیاد برای عددسازی برای کارنامه مدیریتی خودشان است!

۹_ کنترلی بر تکانه‌ها ندارند و با کوچک‌ترین مشکلی بی‌ادبی می‌کنند!

مدیران و رؤسای بد و ناکارآمد همانگونه که در برابر مافوق خود ذلیل و تسلیم هستند، با بروز کوچک‌ترین مشکلی، پرخاشگر و بی‌ملاحظه می‌شوند.

طوری که بسیاری از کارمندها تا کارشان نیفتد، اصلا تمایلی به ورود به اتاق کار او پیدا نمی‌کنند.

مدیران و رؤسای افتضاح و بد ، سیاست ایجاد ترس و جاسوس‌پروری را دنبال می‌کنند.

۱۰_ و بالاخره، بی سواد هستند!

مدیران ناکارآمد و بد ، فاقد دانش و مهارت های مورد نیاز مدیریتی هستند .

کلیات علوم مالی ، اقتصادی،  سرمایه گذاری،  بودجه ریزی،  آی .تی ، حقوق،  بازاریابی،  بازرگانی،  سرمایه انسانی،  آمار را نمی دانند.

مدیران و روسای ناکارآمد و افتضاح فاقد مهارت های:

تیم سازی، بازخورد ، اصول تصمیم گیری،  ایجاد انگیزه،  مدیریت زمان و سخنوری و تکلم به زبان انگلیسی هستند . آنها به جای طراحی روندهای بزرگ و راهبری، ریاست می‌کنند.

نقشه راه خاصی ندارند و دستاوردها و نظم‌های قبلی را نابود می‌کنند.

موهوم و سست سخن می‌گویند تا بتوانند در آینده شکست‌ها را متوجه اشتباه زیردستان خود و تفسیر اشتباه از حرف‌هایشان کنند.

آنها البته در یک چیز موفق هستند، ایجاد یک محیط سمی در محیط کار!

مدیریت کارآمد و اثرگذار است که باعث رشد و توسعه و پیشرفت یک کشور می شود مدیران کارآمد و اثرگذار،  فرصت سازی و فرصت یابی می کنند .

  • منبع خبر : تالیفی