مسئولان بانک مرکزی خودشان گول نخورند!
مسئولان بانک مرکزی خودشان گول نخورند!

اخبار روز سه شنبه در مورد ارز و سکه پایه درستی نداشت سید علیرضا کریمی:مبرهن است که بازارهای ایران این روزها متلاطم است .هر خبری حتی کم اهمیت می تواند همچون نسیمی این بازار را با خود همراه کند.همانند گندمزاری که ساقه های گندم حتی با وزش های ملایم باد به این سو و آن […]

اخبار روز سه شنبه در مورد ارز و سکه پایه درستی نداشت

سید علیرضا کریمی:مبرهن است که بازارهای ایران این روزها متلاطم است .هر خبری حتی کم اهمیت می تواند همچون نسیمی این بازار را با خود همراه کند.همانند گندمزاری که ساقه های گندم حتی با وزش های ملایم باد به این سو و آن سو می روند.

به گزارش اقتصاددان به نقل از پیام اقتصاد ،دو روز پیش به یکباره قیمت دلار،سکه و طلا شروع به ریزش کرد لیکن مشخص بود که این اتفاق ناشی از یک تصمیم اقتصادی نبود.در واقع هرچند افزایش قیمت ها مبانی اقتصادی داشت ولی کاهش قیمت ها در روز سه شنبه بدون پشتوانه خاصی بود.

عده ای معتقد بودند سفر موفقیت آمیز همتی به عراق باعث و بانی این کاهش بود.برخی هم گفتند افزایش احتمال پیروزی جو بایدن امریکایی دلیل ریزشی شدن بازار است.تعداد محدودی هم سهم خبرهای مربوط به استیضاح رئیس جمهور را دخیل می دانستند.اما به یک دلیل عمده و اصلی می توان گفت هیچ کدام از این عوامل در این موضوع دخیل نبودند زیرا به فاصله یک روز پس از کاهش نسبی قیمت ها امروز مجددا قیمت ها رو به افزایش بود و نرخ ها تلاش می کردند عقب گرد روز سه شنبه را جبران کنند.

عرضم اینجاست حتی اگر یکی از سه اخبار بالا باعث ایجاد جو مثبت در بازار شده باید این جو تداوم پیدا می کرد و ریزش ها ادامه داشت نه اینکه فقط ۲۴ ساعت دوام داشته باشد.پس ماجرا چیست؟!

نکته ای که اینجا می آورم صرفا تحلیل است نه خبر.به عبارتی به نظر می رسد بانک مرکزی درکنار تلاش های اقتصادی براساس ابزارهایی که در اختیار دارد سعی می کند با برخی بازی و ترفند های رسانه ای نیز بازار را در ید خود بیاورد.یعنی از آنجا که تصمیم گیران بانک مرکزی معتقد هستند بخشی از نوسانات ارزی به دلیل جنگ های روانی دشمنان است فلذا باید با جنگ روانی پاسخ جنگ روانی را داد.طبعا در این جنگ،رسانه حرف اول و آخر را می زند.

روز سه شنبه مشخص بود برخی اخباری که از روند ریزشی بازار در رسانه ها بازتاب داده می شود چندان پایه و اساس درستی ندارد و بیشتر در همان پروسه جنگ روانی بانک مرکزی تعریف می شود.

حال سوال اصلی یا شاید بهتر باشد بگوییم ابهام اینجاست مبادا خود مسئولان بانک مرکزی نیز اسیر این جنگ روانی شوند که خود مدیر و تدارک دهنده آن هستند!در واقع این بیم وجود دارد سهوا یا عمدا برخی اخبار هدایت و هماهنگ شده ،مسئولان را گول بزند و تصور کنند به صورت واقعی بازارها آرام شده اند و تصمیماتی که نا مفید بوده مفید واقع شده است. اقتصاد کشورمان برای آرامش واقعی به تصمیمات و اصلاحات اساسی و ساختاری نیاز دارد.

 

ع