مجاهدان روز شنبه و هزینه هایی که هیچگاه نمی پردازند!
مجاهدان روز شنبه و هزینه هایی که هیچگاه نمی پردازند!

 ابوالفضل بابادی شوراب فعال سیاسی انتخاباتی اهواز و خوزستان تاریخ لحظه به لحظه تکرار می شود و هر لحظه به ما درس هایی می دهد، آه انگار مشروطه نادیده همین دیروز جمعه ظهر بود که سردار اسعد، محمدولی‌ ...

ابوالفضل بابادی شوراب فعال سیاسی انتخاباتی اهواز و خوزستان تاریخ لحظه به لحظه تکرار می شود و هر لحظه به ما درس هایی می دهد، آه انگار مشروطه نادیده همین دیروز جمعه ظهر بود که سردار اسعد، محمدولی‌ …

یاداشتی به قلم : ابوالفضل بابادی شوراب
فعال سیاسی انتخاباتی اهواز و خوزستان

اقتصاددان: تاریخ لحظه به لحظه تکرار می شود و هر لحظه به ما درس هایی می دهد، آه انگار مشروطه نادیده همین دیروز جمعه ظهر بود که سردار اسعد، محمدولی‌خان و مجاهدان بختیاری و گیلانی از یک‌سو و ستارخان و باقرخان و مجاهدان آذربایجان از سوی دیگر به میدان بهارستان!رسیدند و بار دیگر مجلسی را که محمدعلی‌ شاه به توپ بسته بود فتح نمودند و همین باعث پناهندگی محمدعلی شاه شد.

وقتی این خبر به صورت دَرِ گوشی و پنهان به دیوارهای تهران نفوذ کرد، عده‌ای که احتمال خطر را دور می‌دیدند از سوراخ موش‌های شان بیرون آمده و صبح شنبه به میدان بهارستان هجوم آورده و آن را به تسخیر خویش در آورده و این‌ گونه بود که درست یک روز بعد از فتح تهران، مجاهدانی دروغین که در روزهای کوتاه استبداد محمدعلی شاهی در گوشه‌ای به دعاگویی شکست مشروطه خواهان مشغول بودند، از پستوی خانه‌ها بیرون آمده و سهم شان را طلب می‌کردند! مجاهدانی که در طول تاریخ به «مجاهدان روز شنبه» معروف شدند.

نسل مجاهدان روز شنبه هیچگاه منقرض نشد! مجاهدان روز شنبه همان‌ هایی هستند که بعد از پایان هر جنگ و ستیز و کشمکش خود را به جناح پیروز می‌چسبانند و مدعی مجاهدت می شدند.

همان‌ها که در سال‌های جنگ تحمیلی خانه‌نشین بودند و پس از آن مدعی…

همان ها که در هر تغییر و تحول سیاسی موضع سکوت و انفعالی گرفته و در هنگام مشخص شدن پیروزی، در تلاشند خود را به پیروز نزدیک کنند.

فردا(شنبه) وقتی که دولت و مجلس جدید فارغ از هر نوع تفکر موجود بر سر کار بیاید، مجاهدین شنبه با کمترین هزینه سیاسی از پناهگاه‌های خود بیرون آمده و احتمالا مدعی می‌شوند و قصد سهم خواهی پیدا می کنند.

کنشگرانی که بدون دادن هیچ هزینه ای و با گرفتن حتی هزینه کارهای نکرده، مدعی رای های نریخته، محبوبیت های نداشته می شوند و اگر هم در مسئله انتخابات ورود می کنند یا در ستادهای دو طرف مقابل حضور می یابند و مدعی حمایت می شوند، یا بدون هیچ تلاش و جبهه گیری خاصی، منتظر پیروزی می مانند تا با وزن های نداشته خود مانور سیاسی رسانه ای بدهند.

عده ایی که از شکست خوردگان سیاسی هستند انتخابات دور دوم را زمینه ایی برای نزدیکی به کاندیدای پیروز و احیای چهره سیاسی شکست خورده و غیر محبوب می بینند و جوی که ماحصل اتحاد فعالان جوان و کنشگران سیاسی کهنه ولی راستین می باشد را به نام خود بیان می کنند و اینان را پله می کنند.

بطور مثال فلان پیمانکار مدیر شده سیاسی در جمع حامیان پیروز می گوید از طریق یکی از دوستان سرمایه دارم برای پیروزی ستاد فلان مقدار هزینه هنگفت داده شد و‌ بعد مشخص می شود فلان سرمایه دار کذایی و دروغین حتی پول بنزین ماشینش را هم از ستاد انتخاباتی پیروز دریافت کرده است و از توان هزینه پول بنزین خود هم عاجز بوده است!

وقتی می شنویم فلان شخص که هیچ وزنه سیاسی در میان اقشار مختلف ندارد و‌ با پله کردن مردم فرماندار شده بود و بعد مورد غضب مردم قرار گرفت و برکنار شد، مدعی لیدری ایل و تبار می شود و….

وقتی می شنویم که فلان شکست خورده سیاسی که صرفا با هدف احیای سیاسی خود و ضربه به کسانی که زمینه رد صلاحیتش را فراهم نمودند ده روز قبل از انتخابات ورود می کند و با ایجاد دافعه و هزینه سیاسی برای کاندیدای پیروز، مدعی آرای نداشته می شود….

وقتی می شنویم که فلان معامله گر سیاسی که حتی در میان تیره و طایفه عزیز و بزرگ خود از لحاظ سیاسی خوشنام نیست دبیر فلان قشر می شود و تا دیروز نگارنده را از نوشتن برای جویجری نکوهش می کرد، حال مدعی….

بله فاتحان شنبه بدون هیچ هزینه ای، خود را در فتح سیاسی شریک می کنند و بی شک کنشگران واقعی عامل اصلی پیروزی را از حضور در عرصه های مختلف سیاسی آتی دلزده خواهند کرد.