غرق در گرداب  اقتصاد آزاد( یله و رها)!
غرق در گرداب  اقتصاد آزاد( یله و رها)!

اخیرا در گفتگوی فضای مجازی با یکی از صاحبنظران اقتصادی در زمینه چرایی ناکارآمدی اقتصادی ج.ا.ا به موارد قابل توجهی اشاره گردید که با حک و اصلاح اندکی، موارد تکمیلی عینا تقدیم مخاطبین گرامی می گردد:

اخیرا در گفتگوی فضای مجازی با یکی از صاحبنظران اقتصادی در زمینه چرایی ناکارآمدی اقتصادی ج.ا.ا به موارد قابل توجهی اشاره گردید که با حک و اصلاح اندکی، موارد تکمیلی عینا تقدیم مخاطبین گرامی می گردد:

اقتصاددان: مقدمتا بر آن شدم تا برای یکبار هم که شده منظومه اعتقادی خود را صادقانه و شفاف به حراج بگذارم تا شاید در این رهگذر، هم نواقص و کاستی های خود را شناسایی و هم فضای واقعی تری در دیدگاههای اجتماعی سیاسی و حکمرانی ترسیم نموده باشم . والله اعلم.

صد البته کلیه دیدگاهها و نظریات عزیزان موافق و مخالف نیز محترم و درخور توجه و تقدیر است.
چرا که شیخ ابوالحسن خرقانی تکلیف را روشن کرده و بر سر در خانه خود چنین نوشته بود :

“هر که در این سرا درآمد نانش دهید ،
بی آنکه نامش و ایمانش بپرسید!
که هر که به در گاه ایزدی به جان ارزد،
البته به خوان بوالحسن به نان ارزد.”

و اما در زمینه ماهیت و کارکرد سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران :

یک – به گمانم نقطه عطف بحث ها به جدایی دین از سیاست(یا حکومت) نباشد بلکه قدری عمیق تر به جهان بینی و به چرایی و چگونگی زیستن ما در این عصری که آوار و ملغمه ای از حقایق و طبیعیات و مصنوعات و شبهات و مستندات و افسانه ها و خرافات و در آمیختن حق و باطل است تا یا به حقیقت مطلق رشد کرده و یا به نانی و نامی و نوایی برسند.

دو- بنده وظیفه شاگردی از آموزه های دینی و انقلابی خود را انجام می دهم، مطمئنا عزیزان و اساتید مسلمی حضور دارند تا در زمینه پیشینه تاریخی سیاست بایستی ناشی از دیانت باشد محققانه تر روشنگری و وارد بحث شوند.

چنانچه عنایت دارید خداوند متعال فلسفه دنیا را اینگونه تبیین فرموده اند :
الدنیا مزرعه الاخره .

… و خداوند ما را ناخواسته سوار بر قطار دنیا نموده و به هر فرد متناسب با تلاش و قبول یا رد دستورات الهی ،وعده پاداش جاودان و یا کیفر ابدی را در مقصد نوید داده است.

سه – در مجموع در تقسیم بندی کلی آحاد بشر هم، یا بخشی با دستورات و تکالیف الهی آگاهند (صرف نظر از اینکه عالم با عمل بوده اند یا بی عمل) کارشان در روز پاسخگویی حضرت حق سنگین و یا جاهل بی تقصیر هستند و امکان فراگیری دین مداری نداشتند که ان شاالله مشمول عدالت و رحمانیتند و و بخشی هم که جاهلند لیکن فرصت و امکان آگاهی را داشته اند یا موفق شده اند و یا نشده اند
که موضوع رسیدگی آنها نیز متفاوت خواهد بود.
.
بدیهی است کارنامه الهی به تعداد مخلوقات بشری و به فراخور حال و قال و رفتار آنها در روز واپسین می تواند متغیر باشد. الاعمال و بالنیات.

چهار- اگر مقصد و روز جزا واقعیتی انکار ناپذیر و صد در صدی است و اگر واقعا بهشت و جهنم ابدی در انتظار یکا یکمان (که اعضای یک خانواده بزرگ در کره خاکی هستیم) می باشد، آیا بدون نسخه و نقشه راه و بدون راهنما این غافله به یغما زده به مقصد ایدآل خواهد رسید؟

بگذریم از دشمن دوست نمای مسولی که میگفت:
“ما وظیفه ای برای بهشت رفتن مردم نداریم.”

مانند راننده ای که بگوید من وظیفه ای برای سالم رساندن مسافرین به مقصد را ندارم !!! فقط شما را در مقصد میرسانم، چه آش و لاش و چه عمودی و یا افقی!

پنج- در حکومت نبوی، پیامبر گرامی اسلام نیز که حامل وحی بود ،خود مانند بقیه بشر و به زبان و لحن لین و رحمانی خود، مشرکین را آگاه و ستمگران را از ظلم و ستم نهی و بر زورگویان به مسلمانان نیز سر سختانه میشورید.

اشدائ علی الکفار و رحمائ بینهم.

شش- متاسفانه پدیده سقیفه بنی ساعده همه آمال و برنامه های مدینه النبی و مدینه فاضله را بر باد داد، لیکن مردم غفلت زده و نان به نرخ روز خور آنروز ، پس از به ستوه آمدن از انحرافات و طغیان خلفای اول و دوم و سوم، مسیر صراط مستقیم را بر خلافت وصی برحق رسول الله ص باز یافتند،
اما بازهم طاقت صداقت و عدالت و مجاهدت امیر المومنین ع را نداشتند و دوباره پس از پنج سال در دام سفیانیان گرفتار و دین و دنیای خود را در طول تاریخ چهارده قرن گذشته فرو هشتند.

هفت- بر این باورم که شیعه اثنی عشری کاملترین مذهب است که با منشا و مکتب وحیانی و روایی و این سرمایه گرانسنگ را مرهون اوصیای برحق الهی ( که نمایندگی و خلف صالح پیامبر گرامی اسلام می باشند) می داند.

در هیچ دوره ای هم خلفای جور و غاصب نه تنها مدیریت امت اسلامی را به اوصیای الهی نمی دادند حتی از تشکیل جلسات آموزش احکام و حل مسایل و مشکلات مردم را نیز منع می کردند.

بعبارت دیگر بنده سراغ ندارم دوره ای حکومت در اختیار امام معصوم و یا نواب امام زمان عج و فقهای قدیم و جدید باشد.

هشت- انقلاب شکوهمند اسلامی که حقیقتا انفجار نور بود ابتدا به تالیف قلوب مردم مومن و آزادیخواه ایران عزیز و سایر ملتهای تحت ستم در اقصی نقاط کشور پرداخت و همزمان همه محاسبات و استراتزیهای مدیریت بین الملل استکباری را علیه کشور خودمان و شاید سایر ملل تحت ستم در هم پیچید.

آقای هاشمی قدیما یک جمله و شاید پیام پر نکته در زمینه انقلاب اسلامی به آمریکاییها داشت. قریب به مضمون:

” انقلاب اسلامی تیری بود که از کمان خارج شده و دیگر قابل مهار کردن نیست”
یعنی جبهه استکبار چه بخواهد و چه نخواهد باید واقعیت حضور انقلاب اسلامی را در سپهر دول مقتدر بپذیرد.

نه – چه زیبا معمار کبیر انقلاب فرمودند؛ ملت ما از امت رسول الله ص با وفاترند چرا که اونها پیامبر را دیدند و بعضا پذیرفتند ولی ملت ایران فقط پیام حضرتشان را شنیده و لبیک گفته است.

امام راحل به مدد اصحاب انقلابی، جمهوری اسلامی ایران را با سماجت و صراحت و منطق تبیین و به کمک آیت الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و دیگر فقها و علمای مجاهد معاصر به تدوین قانون اساسی و تبیین ارکان حکومت اسلامی پرداختند.
حکومتی تاسیس شد که در قرون معاصر، سابقه و تجربه ای نداشته و طرحی نو در انداخته شد.

از همان ابتدای انقلاب دعوای سیاسیون با دینمداران بالا گرفت و هم در دانشگاهها طرفدارانی از هر دو طیف بود و هم در حوزه هر دو نگاه طرفدارانی داشت.

لیکن معمار کبیر انقلاب فصل الخطاب شد و جمله شهید مدرس را تکرار کردند که : سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما.

متاسفانه مقوله سیاست امروزه در خوش بینانه ترین حالت کسب بیشترین منافع ملی از هر طریق و (بدون توجه به منافع طرف متقابل) تعریف می شود و این گفتمان با توجه به تفاوت و اختلاف ظرفیتهای مالی و اطلاعاتی و دیپلماتیک، غالبا به نفع کشورهای پیشرفته و سلطه رغم خورده است. و خلاصه اینگونه جا انداخته اند که:
اگر میخوای ده رو بچاپی دم کدخدا رو ببین!!!

این قالب سیاست ورزی و سیاست زدگی به هیچ وجه در قاموس ج.ا.ا نمی گنجد. و سیاست ج.ا.ا بر پایه عزت حکمت و مصلحت و منافع برد – برد پی ریزی می گردد.
در هر صورت با علم به اینکه فقط دیکته نانوشته غلط ندارد، معروض می دارم ممکن است خبط و خطایی هم از طریق مسولین ارشد نظام در ادوار گذشته ( حتی در کسوت لباس روحانییت و حوزوی) رخ داده باشد و این دلیلی بر رد ناتوانی ذاتی سیاستمداری ج.ا.ا نمی باشد همانگونه که تعداد منحرفین و مختلسین و مفسدینی که دارای مدارج دانشگاهی هستند دلیلی بر رد زحمات و ظرفیتهای علوم دانشگاهی نیست.

در یک کلام شایستگی های سیاسیون و گزینش آنها در ج.ا.ا واقعی از بین متعهدین به حقوق الهی و حقوق مردم هم نوید توفیقات داخلی و هم تعاملات پایدار و دو جانبه و چند جانبه با سایر کشورها را می دهد که این استاندارد انسانی و منصفانه در سایر حکومتهای رایج موضوعیت و اهمیتی ندارد.

بماند که کشور ما نیز در برهه هایی از این آفت دیپلماسی بی نصیب نبوده است.

ده- و امروز پس از چهل سال دعوای قدیمی تفکیک و یا تجمیع سیاست و دیانت رخ نمایانده و عده ای از سیاسیون افراطی دلیل تفکیک را ناکارآمدی و نارضایتی مردم از وضعیت موجود می دانند و همه نابسامانیهای اقتصادی و فرهنگی را ناشی از ناکارآمدی و به روز نبودن اسلام عزیز برچسب می زنند.

این در حالیست که به هر حال حوادث و موانع عدیده ای را جلوی پای انقلاب اسلامی در اولین تجربه خود گذاشته شده و طبیعی است ساختار و سازمانهایی که از شایستگی و توانمندی لازم متناسب با جهش اطلاعاتی و تکنولوزیکی و پیچیدگیهای اقتصادی و سیاسی باشد در ابتدا تبیین نشده بود و بویژه آنکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی هنگامیکه برخی مدعی تمام شدن کار و اسلامی شدن امور می دانستند، امام راحل فرمودند؛
هنوز الفبای اسلام هم در کشور پیاده نشده!
یعنی مردم فکر نکنند همه چی اسلامی شده خیر!
تا زمانیک سبک زندگی آحاد جامعه متحول نشود و تا زمانیکه ربا و بهره شیوع پیدا می کند و تا زمانیکه تبعیض و اختلاس و دلالی، جای کار و تلاش و زحمت خالصانه را می گیرد و تا زمانیکه حق مالکیت حقیقی محترم شمرده نشود و قابل تفکیک از اموال باد آورده و غصب شده نباشد و تا زمانیکه حق الناس با جمیع جوانب محترم و تکریم نشود و مقدم بر حق الله نگردد و تا زمانیکه علوم انسانی انسان ساز و متعالی

و متحول نگردد و تا تغذیه حلال با تمام شئونات آن به عنوان بک اصل مسلم در دستور کار مسلمین قرار نگیرد و تا دستگاههای نظارتی و قضایی مسولانه و مجاهدانه حق مظلوم را از ظالم مطالبه نستانند و تا زمانیکه برای کسب وزارت و نمایندگی در مجلس، میلیاردها تومن خرج تبلیعات میشود و هنگامیکه از مجامع نخبگان و شایستگان برای انتخاب متصدیان و مسولین ارشد نظام استفاده نمیشود و افراد باگمانه زنی انتخاب میشوند و….. هنوز اسلام واقعی پیاده نشده است.

در همین راستا سبک و سیاق و محتوای آموزشی نظام آموزشی ما برای دانش آموزان بیشتر به زندان آموزشی و نظام آموزش عالی به تناسب خروجیهای دانش آموخته، کمترین کارایی و تحول آفرینی بویزه در اقتصاد و فرهنگ داشته و جنون مدرک گرایی را ترویج و همواره مقدم بر توانمندی‌ و اثربخشی و خلاقیتها و ابتکارات فردی دانسته ایم و پر وبالی به توانمندیهای خلاقانه غیر دانشگاهی نداده ایم.
عدالت اجتماعی با تمامی شئوناتش به محاق رفته و این درد سنگین همچنان استخوانی گلوی نظام اسلامی را می فشارد.

یازده – واقعیت نابسامانی اقتصادی امروز جامعه که اصلی ترین اتهام ناکارآمدی حکومت اسلامی است علاوه بر شیطنتهای خارجی و تحریمها و خود تحریمی ها و محدودیتها ، مشگل بزرگتر آن عبارتست از اینکه:

الف- دانش آموخته های اقتصادی؛
اولا عموما علوم رایج و مکاتب سرمایه داری را فرا گرفته اند که شاید با فرهنگ ، زیرساختها و ظرفیتهای اون کشورها سازگار باشد ولی یقینا بک نسخه بین المللی جامع برای همه اقلیمها و کشورها نمی باشد.

نمونه آن مرحوم نوربخش دانش آموخته دانشگاههای غربی رئیس کل بانک مرکزی شدند. آن زمان ابتدا ایشان یک سرمایه ملی تلقی میشد ولی بتدریج و خصوصا امروزه ثابت شده است که سیستم بانکی به ارث گذاشته شده یکی از موانع اساسی در رشد اقتصادی و جهش تولید و عدالت اجتماعی و تورم و تاراج اعتبار و اعتماد و برکت در جامعه می باشد.

ب- گسستگی شدید آموزشهای عالی با بازار کسب و کار به حدی است که بعضا هنرآموزهای فنی حرفه ای سریعتر صاحب کسب و کار و اشتغال مناسب میشوند تا یک کارشناس اقتصادی!
فاصله طویل بین دانشگاه تا کارخانه.

ج- برغم وحدت تئوریک رشته های اقتصادی در آموزش عالی که علوم و مکاتب سرمایه داری را تدریس و ترویج می کنند، لیکن هنگام نسخه پیچی اقتصادی برای موضوعات کلان اقتصادی از تکثر و تعدد نظریه برخوردارند.

در یک جلسه کنفرانس اقتصاد مقاومتی که شرکت داشتم، دکتر دانش جعفری خاطره ای از نحوه مواجهه آقای هاشمی با گزارشات اقتصاددانان رو یادآورشد که جالب توجه است و قریب به مضمون گفت:

” هنگامیکه موضوعی اقتصادی از رییس جمهور جهت بررسی به ما محول میشد، ما با علاقمندی و اشتیاق از بهترین کارشناسان اقتصادی بهره می گرفتیم و یک گزارش جامع با پیشنهادات مورد نیاز رو تقدیم ایشان می کردیم.

ولی پس از چند روز، تصمیمی که بابت آن موضوع خاص اتخاذ شده بود بعضا آن چیزی نبود که ما پیشنهاد داده بودیم.

یک روز از آقای هاشمی پرسیدم چرا پیشنهادات کارشناسی ما را مد نظر قرار نمی دهید ؟

گفتند شما اقتصادیون به تعداد حقیقی تون ( اگه صد تا هم باشید برای هر موضوع اقتصادی صد راهکار و فرمول می دهید ) فلذا چون از چند جا گزارش میگیریم و راهکارهای شما نیز مشترک نیست! یک تصمیم مدیریتی با جمیع جوانب اتخاذ می کنیم!

د- موضوع بود و نبود اقتصاد اسلامی به کرات در این گروه به بحث گذاشته شده است و عرض شده اصول کار و تلاش و تولید و توزیع و مالکیت و حقوق کارگر و کارفرما و صادرات و واردات ترکیب کمی و کیفی محصولات و خدمات همه آنچنان که معروف است مورد تایید و تاکید مکتب اسلامی نیز می باشد.
اولین کسی که دست پینه زده کارگر رو بوسید پیامبر گرامی اسلام ص بودند.

اسلام عزیز کار خالصانه و تلاش برای کسب روزی حلال و جانباختگان عرصه کار و تولید را در زمره شهدا ارتقا داده است.

مسلم است دو شی و دو کالا و دو مکتب حتی اگر از یک کاربری مشترک استفاده شود وجه تمایزهایی نیز با هم دارند .
دایره تعاملات و فعالیت اقتصادی چیزی شبیه مقوله آزادی متفاوت است.

همانگونه که آزادی اسلامی امروزه تقریبا به یک مفهوم مشترک رسیده ، اقتصاد اسلامی هم تعدادی عناصر و مولفه هایی که ممنوع بوده و مغایر احکام الهی و عدالت اجتماعی است و تضییع کننده حقوق مصرف کننده را در بر میگیرد و برای امنیت مالکین و متمولین و کاهش شکاف طبقاتی هم مالیاتهایی را وضع نموده است.
لدا با توجه به میلیونها کالا و خدمات مباح ، این چند مورد محدودیت و وجه تمایز تفاوت چندانی با ساختار اقتصاد متعارف و آزاد را ندارد.

دوازده- یک نکته پایانی و مهم را نیز در آستانه چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یادآور میشوم ؛

چه بپسندیم یا نپسندیم؛ سیستم اقتصادی کشور در دهه های گذشته از طریق علمای اقتصادی لیبرالیزم و سرمایه داری در کشور تغذیه و هدایت شده است (چه دانش آموخته های داخلی و یا خارجی) و همواره همچنان بهره برده و می برد و صحنه اقتصاد کشور، جولانگاه تاخت و تاز تئوری پردازان و فعالان اقتصاد آزاد است.

اما برخی از دوستان به عمد و یا به جهل و غفلت اصرار دارند، مسولیت نا کارآمدی اقتصادی موجود را به روحانیون و به ویژه به مقام معظم رهبری نسبت دهند.

صد البته آزادی است و همه در بیان آزادند ، اما همزمان در وجدان خود نیز محبوسند!

ممکن است حتی سوی استفاده ها و انحرافات ریز و درشتی در دستگاههای حکومتی و حتی سازمانهای تحت سرپرستی مقام معظم رهبری نیز رخ داده باشد.

اما آیا انصاف است همه نارساییها را به پای دستورات و توصیه های ایشان برای اختلال در نظام اقتصادی بنویسیم!!!
در حالیکه توانمندیها و نوآوریهای شگفت آور به ویژه در حوزه وزارت دفاع را نادیده بگیریم.

به گواهی دوست و دشمن، پاک دستی ایشان و بیت محترمشان مصون از هرگونه سو ئ استفاده شخصی است و آیا درست است همصدا با بلندگوهای بدخواهان این مرز و بوم ، با آدرس اشتباهی، مشکلات کشور را ناشی از سوی مدیریت ایشان بدانیم!!!

این قضاوت نابخردانه در حالی صورت می پذیرد که همه مسولین دستگاهها و نهادها و همچنین به نوعی آحاد جامعه در انتخاب مستقیم و غیر مستقیم مسولین و نمایندگان خود مشارکت داشته اند و از همه مهمتر تحریمها و خود تحریمی ها هم اتش نا بسامانی را شعله ور تر نموده است.
خلاصه اینکه مردم غیور و نجیب و با فرهنگ ما هیچگاه جای قاصر و مقصر رو تغییر نداده و نخواهند داد و همواره سپاسگزار و قدردان و پشتیبان رهبری عالم و آگاه به زمان و مهربان و قهرمان بی نظیر خود هستند .
گذر زمان این را نشان داده و خواهد داد .

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست!

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار.

ارادتمند همیشگی
دکتر ناصر کاظمی
اول بهمن ماه ۱۴۰۰