طالبان: تحمیل هزینه به چین، ایران، هند و روسیه  و کاهش هزینه های مالی نظامی امریکا
طالبان: تحمیل هزینه به چین، ایران، هند و روسیه  و کاهش هزینه های مالی نظامی امریکا

تقسیم کار بین حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه در آمریکا یک استراتژی بلند مدت است که این دو حزب آن را تا کنون دنبال کرده اند. از گذشته تا کنون این اصطلاح بین کارشناسان سیاسی موسوم بود که حزب دموکرات در آمریکا عملکرد نرم افزاری دارد و...

تقسیم کار بین حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه در آمریکا یک استراتژی بلند مدت است که این دو حزب آن را تا کنون دنبال کرده اند. از گذشته تا کنون این اصطلاح بین کارشناسان سیاسی موسوم بود که حزب دموکرات در آمریکا عملکرد نرم افزاری دارد و حزب جمهوریخواه عملکرد سخت افزار دارد. مثال ساده این مسئله حمله روسای جمهوریخواه به عراق و افغانستان و همچنین مثال عملکرد نرم افزاری حزب دموکرات رویکرد مثبت اوباما به ایران و درحال حاضر تحویل افغانستان به طالبان دشمن قسم خورده آمریکاست. در واقع زمینه سازی برای عملکرد آینده حزب جمهوری خواه است.

اقتصاددان: در حال حاضر بیشترین نگرانی را با روی کار آوردن طالبان در افغانستان چین دارد. نِحله فکری طالبان خطرناکتر از وجهه سیاسی و نظامی آن است. این نِحله فکری که آبشخور آن عربستان است می تواند با تثبیت قدرت طالبان درافغانستان به شاخه های طالبان ایالت سین کیانگ چین سپس طالبان کشمیر و طالبان داغستان و گروهای مسلمان افراطی آسیای میانه و درنهایت مقابله با شیعیان هزاره افغانستان که خط اول خاکریز ایران است تبدیل شود. برای کاخ سفید فرقی نمی کند اشرف غنی باشد یا ملا غنی، پرچم سیاه با شعار لااله الاالله داعش باشد یا پرچم سفید با شعار لااله الاالله طالبان مهم کمترشدن هزینه های مالی نظامی امریکا در منطقه و جلوگیری از رشد سریع اقتصاد کشورهای منطقه در راس آن چین است. کاخ سفید به خوبی می داند اگر رشد اقتصادی در غرب آسیا صورت گیرد دیگر نیروهای نیابتی به آسانی تن به خواسته های آمریکا نخواهند داد. اکنون این محرومیت اقتصادی اجتماعی است که نیروهای نیابتی امریکا را درمقابل چند دلار به هر عملیاتی وادار می کند.

اگر نگاهی کوتاه به رشد اقتصاد استان مسلمان نشین چین یعنی ایالت سین کیانگ درغرب چین در کنار مرزهای مشترک افغانستان و پاکستان بکنیم به خوبی پی خواهیم برد حضور طالبان در افغانستان چه تاثیری در رشد اقتصاد چین در آینده خواهد داشت.

رشد ۱۴ درصدی تجارت خارجی این ایالت چین تنها در ماه های ژانویه تا جولای ۲۰۲۱ ارزش تجارت خارجی منطقه خودمختار اویغورهای سین کیانگ یا همان شین جیانگ را رقمی معادل ۶۷/۸۳ میلیارد یوان چین معادل (۹۲/۱۲ میلیارد دلار آمریکا) را نشان می دهد. براساس داده های گمرکی این ایالت از ماه ژانویه سال ۲۰۲۱ تا جولای همان سال حجم رشد سالانه صادرات این منطقه از ۲/۳۳ به ۸۶/۶۴ میلیارد یوان رسیده است. و از ماه مارس سال ۲۰۲۱ به بعد حجم تجارت خارجی این ایالت برای پنجمین بار رشد متوالی داشته و به بالاترین رکورد خود در تجارت خارجی رسیده است.

برای درک بیشتر تاثیر این ایالت مسلمان نشین در رشد اقتصاد چین تنها کافی است حجم تجارت سین کیانگ را به ترتیب با قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان مقایسه کنیم تا بخوبی مشخص شود که این ایالت تا چه حد در میان دیگر ایالتهای چین در رشد اقتصاد چین تاثیر دارد. لذا روی کار آوردن طالبان درافغانستان ادامه همان جنگ اقتصادی چین و امریکاست با این تفاوت که سرباز کهنه کار عرصه نظامی و اقتصادی جنگ ویتنام که اکنون پست ریاست جمهوری آمریکا را آن هم از حزب دموکرات به عهده دارد به این نتیجه رسیده است برای کاهش هزینه های آمریکا در سراسر جهان باید سیاست جدیدی را طراحی کند و آن تحمیل هزینه بر دشمن و کاهش هزنیه خود است. جنگ اقتصادی امریکا و چین زمانی در زمین میانمار برای دستیابی بر تنگه استراتژی مالاکا است زمانی در پیونگ یانگ کره شمالی برای جدا کردن وابستگی کره شمالی به چین است و اکنون در خاک افغانستان در جریان است.

باید دید بایدن با مهره جدید در افغانستان چه حرکتی را در برهم زدن پیمانهای اقتصادی منطقه همچون پیمان اقتصادی شانگهای نیز می کند. آنچه روشن است روی کار آوردن طالبان در افغانستان برگ برنده ای بود که جو بایدن آن را رو کرد. این برگ برنده بایدن در آینده می تواند مزاحمت هایی را در ایالت مسلمان نشین چین با تشکیل شاخه طالبان ایغورهای چین ایجاد کند که بر رشد اقتصادی این ایالت و در نهایت رشد اقتصادی چین اثر گذارد.

در واقع روی کار آوردن طالبان تنها چین را نگران نکرده بلکه باعث نگرانی هند نیز شده. به این معنی که در همان روزهای اول روی کار امدن طالبان این گروه اعلام کردند دفاع از مسلمانان کشمیر وظیفه آنان است. وظیفه ای که پاکستان بر دوش آنان گذاشته لیکن دراین میان مشکل کوچکی وجود دارد و آن هم اختلاف طالبان افغانستان و طالبان پاکستان است که سفر اخیر رییس سازمان استخبارات پاکستان به کابل برای کاهش شکاف این اختلافات بود. پاکستانی که عضو متحد خارج از ناتوی امریکاست. جو باید با این سیاست که در واقع همان سیاست نِپ لنین است که یک گام به عقب و دو گام به پیش را دنبال می کند.

اکنون گام اول را به عقب برداشته و در ظاهر از افغانستان خارج شده و کسی نمی داند در مدت بیست سال حضور در کدام یک از قسمتهای افغانستان پایگاههای زیرزمینی نظیر پایگاه بگرام ساخته است. سیاست جو بایدن کاهش حداکثری هزینه های مالی نظامی امریکا در سراسر جهان است. این سیاست در قبال کره شمالی و ایران نیز دنبال می شود چنانچه اگر روزی خبر خروج نیروهای نظامی امریکا را از جزیره اوکیناوای ژاپن را شنیدیم نباید شک شویم. و در نهایت در باره گروه افراطی طالبان باید گفت این گروه که متمایز از گروهای افراطی داعش و القاعده می باشد همان تفکر افراطی خود را دنبال خواهد کرد. لیکن در شرایط کنون مجبور است برای جلب حمایت افکار عمومی خود را متمایز از طالبان گذشته نشان دهد. ولی افسون که تعلیم و تربیت آنان در مدارس مذهبی بر اساس افراطی گری بنا نهاده شده و تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است.

ترجمه و تحلیل: دکتر سلمان توده زارع