شرط بسته بودند که نمی‌توانم
شرط بسته بودند که نمی‌توانم

اقتصاددان :فاطمه نوری، مدیر یک دفتر املاک از بودن در یک شغل به اصطلاح مردانه می‌گوید آمار نشان می‌دهد در دهه‌های اخیر میزان مشارکت اقتصادی زنان افزایش یافته، اگر چه این مقدار هنوز حتی از ۲۰ درصد هم فراتر نرفته است، اما حضور زنان در چرخه اقتصادی، روز به روز پررنگ‌تر می‌شود. با این وجود، […]

اقتصاددان :فاطمه نوری، مدیر یک دفتر املاک از بودن در یک شغل به اصطلاح مردانه می‌گوید

آمار نشان می‌دهد در دهه‌های اخیر میزان مشارکت اقتصادی زنان افزایش یافته، اگر چه این مقدار هنوز حتی از ۲۰ درصد هم فراتر نرفته است، اما حضور زنان در چرخه اقتصادی، روز به روز پررنگ‌تر می‌شود. با این وجود، هنوز مشاغلی وجود دارد که اصطلاحا مردانه پنداشته می‌شود و تصور جامعه آن است که زنان از عهده چنین مشاغلی برنمی‌آیند.

یکی از دلایل این امر آن است که بسیاری تاکنون ندیده‌اند زنی چنین مسئولیتی را بر عهده گیرد. با اینکه امروزه در شهر اصفهان نانواها، رانندگان تاکسی و … را می‌بینیم که زن هستند، اما هنوز برای برخی جای تعجب دارد. با این توضیحات به سراغ کسی رفته‌ایم که در میان مشاغل، شغلی را برگزیده که کاملا مردانه فرض می‌شود. فاطمه نوری، همراه با همسرش، مدیریت یک دفتر املاک در محدوده میدان نــقـش‌جـهـــان را بــرعــهــده دارنــد.

در گفت‌وگویی با او و همسرش از تجربه زیسته‌هایشان پرسیدیم و نظرشان را درباره شـغــل‌هــای ایــن‌چنـیـنـی جویا شدیم.

تا به حال شده در محیط غالبا مردانه به دلیل زن بودن تحت فشار قرار گرفته باشید؟ یا از معادلاتی در محل کار کنار گذاشته شوید؟

اولین چیزی که با آن برخورد کردم این بود که وقتی رفتم جواز کسب بگیرم، گفتند «شما خانمی و باید مباشر داشته باشی». یعنی به من اگر تنها بودم و مباشر نداشتم، مجوز نمی‌دادند. بعد اینکه مباشر باید یکی از محارمت باشد و باید آنجا کار کند. یعنی اگر همسرم نبودند و راضی نمی‌شدند با من کار کنند، اصلا از نظر قانونی نمی‌توانستم کار بکنم و کارم را راه بیندازم. اصلا به من جواز کسب نمی‌دادند. بعد خیلی پیگیر شدم، اولش گفتم من ندارم! ندارم کسی را که مباشرم باشد. اصلا نمی‌خواهم مباشر داشته باشم. برای چه باید مباشر داشته باشم؟ من یک آدم تحصیل‌کرده این اجتماع هستم و می‌خواهم یک شغل راه بیندازم. برای چه باید مباشر داشته باشم.علاوه بر این همه مرا دست‌کم می‌گرفتند، حساب نمی‌کردند. نهایتا وقتی دیدند من پیگیر هستم، بی‌خیال شدم، البته که بالاخره مباشر گرفتم.

به تمام کسانی که معتقدند «جای زن اینجا نیست» چه می‌گویید؟

به نظرم باید این را از آقایانی مثل همسرم پرسید که در چنین مکان‌هایی با زنان کار کرده‌اند که ببینند جای یک زن در دفتر املاک هست یا خیر! (نوری از امینی می‌خواهد صحبت کند و او پاسخ می‌دهد)

من این را دری وری می‌دانم که زن‌ها نمی‌توانند! اینها را برای خانم‌ها در آورده‌اند. من خیلی با خانم‌ها کار کرده ام. قبل از اینجا در فضای ورزشی ، با خانم‌هایی که مربی هستند، کار کردم. خیلی قدرتمندند. متمرکز هستند. برخی افراد هستند که تکلیفشان مشخص نیست، چه در مردها و چه در زن‌ها. کاری نداریم. آنهایی که واقعا هدف دارند، نمی‌توانم بگویم مردها بـهـتـرنـد یا خانم‌ها. می‌گویم هیچ فرقی نمـی‌کـنـد. اگـــر خانم من نباشد موقع قول‌نامه، من به سختی می‌افتم. کاری به سواد ندارد. به ایشان گفته‌ام تمرکز شما روی قول‌نامه باشد. به من نگویید چک چطور شد، مهر هست. کاملا ایشان این وظیفه را به خوبی انجام داده است. خیلی بهتر از من. من چه می‌توانم بکنم؟ من چون خیلی با مردم این منطقه اصفهان سر و کله می‌زنم، می‌فهمم یک سری چیزها با درس و کتاب به دست نمی‌آید. خانم من از من بیشتر درس خوانده است، ولــی در معاشرت با افراد بازاری، من واردتر هستم. این به این معنا نیست که من بهترم یا او بهتر.

به طور کلی با همه تجربه زیسته ای که داشتید حرف شما به زنانی که می‌توانند جزئی از نیروی اقتصادی کشور باشند و برای بهبود آن تلاش کنند، چیست؟

اولین چیزی که به همه زنان می‌گویم این است که این تفکر که نان‌خور یک مرد هستیم غلط‌ترین تفکر است. من باید دستم در جیب خودم باشد، نه به این معنی که من جدا و او جدا. ما الان با هم کار می‌کنیم و پول من و پول تو ندارد. اما من گاهی خرج‌هایی دارم که دوست دارم برای خودم بماند و کسی نداند. ایشان هم یک خرج‌هایی دارند که نمی‌خواهند من بدانم. ما این اجازه را به هم می‌دهیم و چون هم من کار می‌کنم و هم ایشان، این استقلال را داریم.

به همه زنان می‌گویم، همه زنان باید درآمد داشته باشند به خاطر عزت نفس خودشان. احساس کنند من هم یک انسانم. من هم می‌توانم. دیگر اینکه هر زنی با هر توانمندی می‌تـوانـد شــغـل داشــتــه بـاشــد. مهم این است که با توانمند ی‌هایمان می‌توانیم خیلی موفق باشیم. می‌توانیم خیلی بالا برویم. اما در نهایت یک دست صدا ندارد. اگر دست ما در دست هم نباشد، چه مرد و چه زن. ع